
در چند ماه اخير موضوع ميانمار و كشتار مسلمانان توسط بوداييان باز هم خبرساز شد؛ موضوعي كه به دليل نداشتن اطلاعات و شناخت ايرانيان از اين كشور جنوب شرقي آسيا زمينهساز شايعات و شبهات زيادي گرديد. به همين بهانه با يكي از روحانيون شيعه ميانماري كه فعال فرهنگي و رسانهاي نيز هست گفتوگو كرديم اما به خاطر شرايط حكومت ميانمار و سختگيريهاي زياد اين كشور در خصوص مسلمانان و آزادي بيان به ناچار از آوردن نام و عكس ايشان معذوريم. گفتني است اين ارتباط و هماهنگي از طريق انجمن شهيد ادواردو آنيلي انجام شده است.
چي شد كه تصميم گرفتيد به كسوت روحانيت درآييد؟علت طلبه شدنم دعاي مادر و پدربزرگم بود تا حديث ثقلين را اجرايي كنم چون نبود آشنايي به معارف اهل بيت و قرآن باعث همه مشكلات ميشود؛ از سويي شرايط بد اقتصادي باعث ميشود تا مردم به هر فرقهاي رو بياورند. در ميانمار مهمترين كار دفاع از تشيع است يعني كساني كه پدر و مادر شيعه دارند بدانند شيعه چه مذهبي است و آن را بشناسند و به راحتي از دستش ندهند. دوست داشتم من هم در معرفي اسلام ناب محمدي به مردم سهم كوچكي داشته باشم.
در حال حاضر رهبر شيعيان ميانمار چه كسي است؟ در ميانمار رهبر واحد و مشخصي براي شيعيان وجود ندارد؛ طلبههايي هستند كه به ميانمار ميآيند و فعاليت تبليغي و ديني انجام ميدهند يا مثلاً در فلان منطقه امام جماعتي حضور و فعاليت دارد؛ شايد بتوان گفت تا زماني كه ايران مسئوليت نميپذيرد تا در اين زمينه كمك كند و رايزني يا سفارتي در ميانمار ندارد وضع به همينگونه نابسامان است.
به نظر شما اگر یک روحانی از ايران و عراق به ميانمار مهاجرت كند ميتوان اين معضل را حل كرد؟بله؛ قطعاً اين شيوه خوبي است ولي نكتهاي كه وجود دارد آن است كه يك آيتالله در ميانمار كافي نيست، به نظرم بايد دو نفر باشند تا هم به همديگر كمك كنند و هم باعث وحدت بين شيعيان شوند چون به تنهايي كار سخت است.
مگر به اين صورت نيست؟ تا آنجا كه من ديدهام اين طور نيست نماينده آيتالله خامنهاي از سال 1993 تا به امروز در ميانمار مستقر بوده است. آيتالله احمد شاهرخي و بعد از آن هم آيتالله جواد مظلومي، اما حضورشان كوتاه است، سالي يكي دو بار ميآيند و به ايران برميگردند. با يكي دو روز در سال نميتوان مديريت كرد. نمايندگان ايران در ميانمار مستقر نيستند. به نظرم بايد آنجا مستقر باشند تا بهتر بتوانند مردم را جمع كنند و با همه ارتباط داشته باشند نه اينكه با يك عده خاص مرتبط شوند و همه را در مجالس خود دعوت نكنند. اينها كافي نيست.
پيشنهاد شما چيست؟به اعتقاد من بايد دو عالم در ميانمار مستقر باشند تا ضمن كمك هم بودند كار همديگر را هم تكميل كنند و شيعه تقويت شود. به تنهايي كار درست پيش نميرود. بايد حتي در عرصه اقتصاد اسلامي هم آموزش داشته باشند و مردم را بيشتر آگاه كنند.
وضعيت طلاب در ميانمار چگونه است؟طلاب شيعه در ميانمار 150 دلار حقوق دريافت ميكنند كه كافي نيست به همين خاطر چون به دنبال معيشت هستند فرصت نميكنند تا نمازهاي پنجگانه را در مساجد اقامه كنند و برخي نمازها بدون امام جماعت است.
چه تعداد هستند؟ طلاب شيعه از سال 1985 يعني بعد از انقلاب اسلامي ايران در ميانمار شكل گرفت و در حال حاضر به بركت انقلاب اسلامي حدود 80 طلبه در ميانمار فعال هستند.
در ميانمار شيعيان چند مسجد دارند؟ حدود 7 تا 8 مسجد براي شيعيان داريم كه در مقايسه با اهل تسنن بسيار كم است. شيعيان مجبورند براي جبران اين كمبود در حسينيهها نماز جماعت داشته باشند.
شيعيان انگليسي هم حضور و بروزي دارند؟الحمدلله به آن صورت سراغ ندارم؛ به خاطر اينكه طلاب زير نظر جامعهالمصطفي هستند فقط يك مشكل وجود دارد. آن هم اين است كه برخي چيزها از گذشته رسم شده هرچند غلط است اما انجام ميدهند و مثلاً زنجيرهايي كه روز عاشورا ميزنند تيغدار است و بدن را خونين ميكند اما ربطي به تحريكات انگليسي و شيعه انگليسي ندارد، يك سنت غلط قديمي است.
مهمترين و اثرگذارترين شخصيت شيعه در ميانمار چه كساني هستند؟تا جايي كه اطلاع دارم فعلاً كسي نيست. دو شخصيت برجسته داريم كه مربوط به زمان حال نيست يكي سرهنگ شيعه كه با اهل سنت همكاري و تعامل خوبي داشت و مقبول همه بود؛ ديگري عطا شيرازي که پدرش اهل شيراز بود. وي از بازيگران شناخته شده ميانماري بوده كه در 40 فيلم هم بازي كرده و فعاليتهاي زيادي براي شيعيان انجام داده است و از بنيانگذاران روحانيت در ميانمار هم است. سال 1984 با هماهنگي آيتالله خويي، دو نفر را هندوستان فرستاد بود تا در بمبئي درس بخوانند، آنها بعد از آن به ايران آمدند تا طلبه شوند و دوباره به ميانمار بازگشتند.
نگاه و شناخت ميانماريها از ايران چگونه است؟ شناخت ميانماريها از ايران بسيار بد است. چون ايران براي اين كشور كاري نكرده تا شناخته شود؛ از سوي ديگر بوداييها بهطور رسمي و غيررسمي از ايران بد ميگويند و ذهنيتها را خراب ميكنند. برعكس اسرائيل، امريكا و انگليس كه حضور پررنگي دارند و سفارتخانه هم زدهاند ايران اصلاً در اين كشور حضوري نداشته و سفارتي ندارد. يادم است دانشجويي براي رشته مهندسي كشاورزي دو سال به اسرائيل رفت وقتي برگشت با حمايت آنها يك ساختمان دوطبقه ساخت، ولي اگر يك طلبه از ايران برگردد توان خريد دوچرخه هم ندارد؛ متأسفانه ايران اصلاً در ميانمار نفوذي ندارد و كاري به ميانمار ندارد و از فعالان پشتيباني نميكند. به نظرم بايد دلسوزان تشيع كاري كنند و از شيعيان حمايت داشته باشند. الان ميانماريها در ايران زياد نيستند ولي در عربستان بالاي نيم ميليون نفرند. عربستان كنار مكه براي آنها يك شهرك بنا كرده اين يعني ترويج وهابيت، ولي افسوس ايران هيچ كاري انجام نداده است.
نگاه مسلمانان ميانماري به ايران چطور است؟به دليل ضعف و كمكاريهاي مسئولان مربوطه كمرنگ شده مثلاً آنجا يك حسينيه قديمي داريم كه نياز به ترميم دارد دولت هم اجازه نميدهد، از هيچ جا هم حمايت نميشوند نماينده رهبري ايران قضيه را دنبال ميكند اما دولت مانع ميشود. مساجد ما كم و قابل مرمت هستند. ما تنها يك كشور شيعه در دنيا داريم آن هم ايران است كه مردم شيعه در ميانمار نياز به حمايت و توجه دارند براي همين بيتوجهيها مردم شيعه آنجا ناراحت هستند.
وهابيها در ميانمار هم حضور و فعاليت دارند؟بله بسيار فعال هستند از طرف عربستان، پاكستان و هند هم حمايت ميشوند تا اندازهاي كه تكفيريهاي پاكستان عليه شيعيان ميانمار مطلب مينويسند و نشر ميدهند و مدام در حال كوبيدن شيعيان هستند حتي اگر بفهمند كسي شيعه است و قصد دارد به حج برود از عربستاني ميخواهند مانع او بشود. قبل از اين رابطه شيعيان و سنيها خوب بود مخصوصاً اهل طريقت كه با شيعيان مشكلي ندارند اما از وقتي وهابيت در ميانمار حضور فعال پيدا كرده رابطه اين دو مذهب را خراب كرده است. آنها مدام فتواهايي عليه شيعيان ميدهند. مثلاً دختر به آنها ندهيد يا نگيريد، از آنها آب و غذا نگيريد زيرا آب دهان در آن مياندازند و... همه اينها را در يك كتاب فتوا به چاپ هم رسيده است.
با توجه به نفوذ بوداييها و وهابيون وضعيت اقتصادي شيعيان در ميانمار چگونه است؟اكثريت فقير هستند و وضعيت بد اقتصادي دارند. نميتوانند در پستهاي بالاي دولتي يا نظامي باشند، بيشتر به كارهاي پست و نازل رو ميآورند. كارگري يا خريد و فروش ميكنند حتي افرادي را ميشناسم كه به خاطر بهبود اقتصاد زندگي مرتد شدهاند. اخيراً هم يكي از شيعيان كه برادرش روحاني است و شوهر خواهرش در ايران درس خوانده به خاطر ورود به حرفه نظامي مرتد شد. بنده شيعياني را ميشناسم كه از سر ناچاري و فشار اقتصادي مرتد شدهاند، اين اتفاق خوبي نيست.
فعاليتهاي رسانهاي شيعيان ميانمار چگونه است؟چند سايت داريم ازجمله سايت ميانمار شيعه يا شيعه ميانمار و يك انجمن پيروان به نام تبيان كه در ميانمار فعاليت دارند. دو سايت به نام آيتالله فاضل لنكراني و آيتالله سيستاني هم داريم كه غيرفعال هستند. خبرگزاري ابنا هم كار رسانهاي و اطلاعرساني دارد. اما در كل شيعيان رسانه مستقل ندارند قبلاً مجله اهل بيت چاپ ميشد. اخيراً خودم با كمك طلاب مقيم ميانمار مجلهاي راهاندازي كرديم به نام «ميانمار شيعه مسلم» كه دوسال و نيم است به صورت ماهنامه چاپ ميشود. متأسفانه بيشتر نشريات مضامين غيرمذهبي دارند. خبرگزاري ايكنا هم بود كه زبان ميانماري را مدتي كار ميكرد بعد گفتند بودجه نداريم و تعطيل شد. متأسفانه ما شيعيان در زبانهاي مختلف حضور نداريم درست است اردو، انگليسي و عربي هست ولي براي بقيه زبانها هم نياز به كار رسانهاي است. الان ميانمار كشوري با 60 ميليون جمعيت نياز است كار رسانهاي برايش بشود يا اندونزي و تايلند و... اينها كه اردو و انگليسي نيستند ممكن است هدف مخاطبان بيشتر باشد اما نبايد از ظرفيتهاي بالقوه غافل بود
ماجراي دشمني دولت در ميانمار با شيعيان چيست؟مسلمانان از خيلي چيزها محروم هستند. گروهي به نام 969 مخالف مسلمانان هستند و از اسلام ميترسند. مسلمانان از 8درصد به 22 درصد رسيدهاند و همين بيشتر آنها را نگران كرده. من خودم سخنان يك بودايي تندرو را شنيدم كه ميگفت تا 80 سال ديگر كل ميانمار مسلمان ميشوند مانند مالزي و اين خطر است به همين خاطر ميترسند. از طرف ديگر اسرائيل و امريكا مدام عليه اسلام و ايران و تشيع سمپاشي ميكنند و تكفيريها و داعشيها و طالبان را به جان اسلام انداختهاند و به هرشكل فعاليت دارند چه فضاي حقيقي و چه مجازي آنها ميگويند شيعه و سني با هم برادر مسلمانند اما همديگر را ميكشند پس واي به حال شما كه مسلمان نيستيد به شما رحم نخواهند كرد. آنها را بكشيد تا كشته نشويد.