کد خبر: 831712
تاریخ انتشار: ۱۸ دی ۱۳۹۵ - ۲۰:۳۱
مجرم سابقه‌داري كه با عضويت در يك گروه تلگرامي موفق شده بود دختري دانشجو را با وعده ازدواج فريب دهد و تا مدت‌ها از او اخاذي كند، بعد از اجراي سناريوي آدم‌ربايي بازداشت شد.
به گزارش خبرنگار ما، چندي قبل دختر جواني سراسيمه به اداره پليس رفت و از پسري به اتهام آدم‌ربايي و زورگيري شكايت كرد.

شاكي در توضيح ماجرا گفت: من دانشجوي يكي از دانشگاه‌هاي تهران هستم. يك‌سال قبل بود كه يكي از دوستانم مرا به گروه تلگرامي دعوت كرد. از آنجايي كه تعدادي دانشجو دختر عضو گروه بودند من هم عضو گروه تلگرامي شدم. مدتي گذشت و پيام‌هاي زيادي از طريق اعضا در گروه گذاشته مي‌شد تا اينكه پس از چند ماهي يكي از اعضاي گروه كه پسري به نام اردشير بود به من پيام دوستي داد. او خودش را پسر پولداري معرفي كرد و مدعي بود پدرش تاجر است. چند وقتي ارتباط پيامكي و تلفني ما ادامه داشت تا اينكه به من ابراز محبت كرد. اردشير هميشه پيام‌هاي عاشقانه براي من مي‌فرستاد و كم‌كم پيشنهاد ازدواج داد. وقتي به او گفتم كه دانشجو هستم، گفت تا پايان تحصيلاتم براي ازدواج با من صبر مي‌كند. او در نهايت با چرب‌زباني دل مرا به‌دست آورد و من كه احساس مي‌كردم دختر با هوشي هستم، فريب خوردم. پس از اين ارتباط ما بيشتر شد تا اينكه به من گفت با پدرش قهر كرده است و او هم پول توجيبي به او نمي‌دهد. از آنجايي كه من وضع مالي خوبي داشتم اردشير چندباري به همين بهانه از من پول قرض گرفت. مدتي به همين ترتيب گذشت تا اينكه فهميدم اردشير معتاد به مواد مخدر است. ابتدا خواستم از او جدا شوم، اما به او ترحم كردم و تصميم گرفتم كمكش كنم تا اعتيادش را ترك كند. فكر كردم اگر اردشير ترك كند پدرش كه به گفته خودش تاجر است او را كمك مي‌كند و بعد از آن ما دو نفر باهم زندگي خوبي را شروع مي‌كنيم. پس از اين تصميم گرفتم به او پول قرض ندهم. هر وقت اردشير به سراغم مي‌آمد به بهانه‌اي به او پول نمي‌دادم و او را تشويق مي‌كردم تا به كمپ ترك اعتياد برود و ترك كند. وي ادامه داد: ساعتي قبل اردشير با من تماس گرفت و خواست مرا در خيابان ببيند. وقتي سر قرار رفتم اردشير با خودروي پرايدي كه راننده آن پسر ۱۶تا ۱۷ ساله‌اي بود به آنجا آمد. من صندلي عقب سوار شدم و اردشير كنار من نشست و مدعي شد كه راننده دوستش است. دقايقي با خودرو در خيابان چرخيديم تا اينكه اردشير از من پول خواست. به او گفتم كه تا اعتيادش را ترك نكند به او پولي نمي‌دهم. ابتدا اصرار كرد، اما وقتي متوجه شد فايده‌اي ندارد ناگهان عصباني شد و به زور كارت عابر بانكم را به همراه رمزش از من گرفت. خيلي التماس كردم كه كارتم را بدهد، اما او مرا به شدت كتك زد و بعد داخل خيابان خلوتي از خودرو به بيرون پرتابم كردند و به سرعت گريختند. همانجا بود كه تازه فهميدم اردشير و دوستش سارق هستند و در اين مدت مرا به بهانه ازدواج فريب داده و از من كلاهبرداري كرده است.

با طرح اين شكايت، پرونده به دستور قاضي دادسراي امور جنايي تهران براي رسيدگي در اختيار تيمي از كارآگاهان پليس آگاهي قرار گرفت. در حالي كه بررسي‌ها نشان مي‌داد اردشير و دوستش از سارقان سابقه‌دار هستند، كارآگاهان دريافتند خواستگار قلابي چند روز قبل هنگام سرقت كيف زن جواني بازداشت شده است. مأموران در ادامه اردشير را از بازداشتگاه براي بازجويي به اداره پليس منتقل كردند. متهم در بازجويي‌ها به جرم خود اقرار كرد. وي گفت: من دوست تورج هستم و سارق هستيم. ما دو نفري با خودروي پرايد تورج به كيف قاپي مي‌رفتيم. معمولاً او رانندگي مي‌كرد و من هم در فرصت مناسب از خودرو پياده مي‌شدم و كيف قاپي مي‌كردم و با خودرو فرار مي‌كرديم. وي ادامه داد: مدتي قبل با دختر جواني به نام شيرين در تلگرام آشنا شدم. وقتي فهميدم دختر پولداري است با چرب‌زباني خودم را به او نزديك كردم و بعد پيشنهاد ازدواج دادم. من او را فريب دادم و مدعي شدم پدرم تاجر است و من با او قهر هستم و به اين بهانه از او پول قرض مي‌گرفتم چندباري از او كلاهبرداري كردم تا اينكه فهميد معتادم و بعد از آن به من پول قرض نداد. روز حادثه با او قرار گذاشتم تا دوباره از او پول بگيرم، اما او به من پول نداد. از آنجايي كه مي‌دانستم در كارتش پول زياد دارد او را داخل خودرو كتك زدم و كارتش را به همراه رمزش به زور گرفتم و بعد داخل خيابان رهايش كردم. متهم براي ادامه تحقيقات در اختيار مأموران پليس قرار گرفت. جست‌وجو براي دستگيري همدست متهم از سوي مأموران ادامه دارد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار