در دو دهه گذشته مواد مخدر سنتي به سمت صنعتي و شيميايي تغيير مصرف داده است و سوداگردان موادي را كه حاوي آمفتامين است، با نام مخدرهاي جديد به بازار عرضه كردهاند. حيلههاي مختلفي براي گرايش به سمت مصرف مواد مخدر در شبكههاي اجتماعي و عمومي وجود دارد، لاغري، افزايش اعتماد به نفس، سرخوشي و تخليه هيجانات از جمله حيلههاي فريبندهاي است كه سوداگران، نوجوانان و جوانان را به سمت ترويج مصرف اين مواد جذب ميكنند. اولين گام براي مقابله با اعتياد آگاهسازي است و نوجوانان و جوانان بايد آسيبهاي اجتماعي را بشناسند و آنها را مديريت كنند. با توجه به اينكه آگاهسازي از درون خانواده شكل ميگيرد و شخصيت جوان قبل از سنين مدرسه تكامل مييابد، والدين بايد از حساس بودن مبارزه اجتماعي با مواد مخدر مطلع شوند و در مقابل آن احساس وظيفه و مسئوليت كنند. تجربه ثابت كرده است اگر خانواده به چارچوبهاي اخلاقي پايبند باشد، شخصيتفرزندان به درستي شكل ميگيرد و آنها كمتر در معرض مصرف مواد مخدر قرار خواهند گرفت.
آموزش مهارتهاي زندگي، قدرت تشخيص خوب و بد و مديريت درست از نكات كليدي در جهت مقابله با اعتياد است. درصد زيادي از معتادان، شكستهاي عشقي و تحصيلي را عاملي براي مصرف مواد مخدر ميدانند، بنابراين خانواده بايد در اين زمينه وارد عمل شود و تصميم بگيرد كه صحيحترين راه براي مديريت كردن بحرانهاي عشقي و تحصيلي فرزندان چيست. اگر ميخواهيم در آيندهاي نزديك جوانان ايراني سالم داشته باشيم تا بتوانند چرخههاي اقتصادي كشور را بگردانند، بايد با شتاب بيشتر، برنامهريزي منسجمي براي اجتماعي شدن مبارزه با مواد مخدر انجام شود.
* كارشناس آسيبهاي اجتماعي