کد خبر: 829241
تاریخ انتشار: ۰۵ دی ۱۳۹۵ - ۲۱:۱۸
چرا فوتبال ايران اينگونه است؟ چرا همه موفقيت را براي خود مي‌خواهند؟ چرا يك مديرعامل شكست خورده در خيالات خود كمپينگ بازگشت راه مي‌اندازد...
فريدون حسن
«اگر حرف بزنم مردم ديگر سمت فوتبال نمي‌آيند»، «چيزهايي مي‌دانم كه در وقت لازم به مردم مي‌گويم»، «فعلاً صلاح نيست حرف بزنم، ولي در آينده همه چيز را براي مردم بازگو مي‌كنم.» و اينها و دهها اظهارنظر ديگر مشابه اين موارد بگم‌ و بگم‌هايي است كه دوباره از سوي فوتبالي‌ها به راه افتاده است. نكته جالب آنكه همه هم مي‌خواهند مردم را روشن كنند و پرده از واقعيت‌هاي زشت فوتبال براي آنها بردارند. يك تيم بنا به هر دليلي نتيجه لازم را كسب نمي‌كند، بلافاصله شايعه‌ها شروع مي‌شود و همه از اختلافاتي حرف مي‌كنند كه كسي به درستي نمي‌داند از كجا و چگونه شكل گرفته است، با پررنگ شدن و ادامه ناكامي‌ها شايعه‌ها هم جدي‌تر شده و آرام‌آرام رنگ حاشيه به خود مي‌گيرد. حالا ديگر كمتر كسي است كه بتواند جلوي حواشي را كه از زمزمه تبديل به طوفان شده‌‌اند را بگيرد. در اين ميان بازيكن و مربي و مديرعامل سابق نقش دلسوزتري دارند و طبيعي است كه آدم‌هاي خاص خودشان را هم دارند و به واسطه آنها مي‌خواهند حقايق را براي مردم بازگو كنند، حقايقي كه هيچ‌كس از آنها خبر ندارد و اگر برملا شود آن وقت اساس فوتبال و باشگاه و تيم نابود مي‌شود.

راستي چرا فوتبال ايران اينگونه است؟ چرا همه موفقيت را براي خود مي‌خواهند؟ چرا يك مديرعامل شكست خورده در خيالات خود كمپينگ بازگشت راه مي‌اندازد و آن را به همت برخي دوستان رسانه‌اي به اطلاع عموم مي‌رساند و چرا بازيكني كه پرونده اخلاقي‌اش را همين مردم نجومي مي‌دانند، دم از افشاگري و بيان حقايق مي‌زند و دست آخر اينكه چرا در فوتبال باشگاهي ايران نمي‌توانند موفقيت يكديگر را تحمل كنند؟ تيم‌هاي بزرگ دنياي فوتبال دچار حاشيه مي‌شوند، شكست مي‌خورند و حتي يك يا چند فصل از گردونه رقابت‌ها و شرايط قهرماني و موفقيت فاصله مي‌گيرند، اما هيچ‌گاه با چنين حواشي و اين مثلاً افشاگري‌ها روبه‌رو نمي‌شود؟ راستي چرا؟

بزرگ‌تر و پرافتخارتر از منچستريونايتد سراغ داريد؟ نزديك به چهار فصل است كه از آن منچستر مقتدر فرگوسن خبري نيست، مويس، فان خال و حتي مورينيو نتوانسته‌اند شياطين سرخ را به روزهاي خوب فرگوسن بازگردانند تا دلتان بخواهد هم بازيكن بزرگ و كوچك آمده و رفته، اما كل سايت‌ها، خبرگزاري‌ها و منابع خبري و روزنامه‌ها را بگرديد، محال است يك خط گفت‌وگو يا اظهارنظر پيرامون افشاگري يا مسائل حاشيه‌اي موجود در منچستر كه بخواهد به اطلاع علاقه‌مندان به اين تيم برسد، پيدا كنيد.
حالا اين شرايط را مقايسه كنيد با فوتبال باشگاهي خودمان، آدم‌ها تا وقتي در يك تيم هستند همه چيز خوب است و ايده‌آل، ولي امان از روزي كه به هر دليل جدا شوند، آن وقت بگم‌بگم‌ها شروع مي‌شود، چرا؟ چون مي‌خواهند بازگردند ولو اينكه شكست بخورند، ولو اينكه تيم محبوب‌شان با آنها زمين بخورد كه البته قبلاً خورده، ولي مهم نيست. مهم اين است كه نام آنها كنار تيم باشد به چه قيمتي اصلاً مهم نيست.

بحث، بحث قرمز و آبي و تبريز و اصفهان و جنوب و شمال نيست، بحث بحث فوتبال باشگاهي است كه به درد ناعلاج بگم‌بگم‌هاي فوتبالي‌ها دچار شده، فوتبالي‌ها اين نكته را فراموش كرده‌اند كه علاقه‌مندان خيلي خوب چم و خم ماجراي اين فوتبال مثلاً حرفه‌اي را مي‌دانند، مي‌دانند كه در فوتبال چه مي‌گذرد و چه كساني مشكل‌ساز هستند و سنگ خود را به سينه مي‌زنند. خوب هم مي‌دانند همه آنها كه فرياد بگم‌بگم سر مي‌دهند فقط مي‌خواهند جلوي چشم باشند، حالا به هر قيمت كه شده فقط باشند نتيجه‌اش اصلاً مهم نيست. حقيقت اين است كه بگم‌بگم به طور قطع فوتبال باشگاهي ايران را تا مرز نابودي پيش خواهد برد و البته از بين رفتن آن نيز تا زمان اصلاح فرهنگ فوتبالي‌ها از مديرعامل گرفته تا مربي و بازيكن امري محال است.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار