من در كودكي با فروش بادبادك، فانوس، روروئك و تعمير دوچرخه و غيره و دسترنج كار در تعميرگاهها خودم را اداره ميكردم و اموال پدري در زندگيام چندان نقشآفرين نبود، تحصيلاتم را در رشته مديريت دانشگاه تهران ادامه دادم و... اين جملات متعلق به يكي از افراد موفق در عرصه تجارت و اقتصاد است و اين را ثابت ميكند كه براي موفقيت بايد برنامه داشت و با قدمهاي كوچك حركت كرد. خيلي از ما تصور ميكنيم كه افراد موفق امروز از بدو تولد داراي امكانات و پولدار بودند كه در حال حاضر در زندگي اقتصادي و كار و شغل موفق هستند. براي موفقيت در عرصه كار بايد پشتكار، برنامه و هدف در كنار هم قرار بگيرند. به جاي اينكه غر بزنيم و زمين و زمان را به باد انتقاد بگيريم كه چرا بيكار هستيم و چرا كسي به ما پست رياست نميدهد دست بهكار شويم و خودمان را براي بازار رقابت و كار آماده كنيم نه اينكه منتظر اتفاقهاي خاص باشيم.
تصميم بگير و اراده كناينكه صرفاً بخواهيم موفق باشيم تنها معيار و ويژگي مثبت نيست. براي اينكه موفق بشويم بايد اراده كنيم. فراموش نكنيم كه شخص بااراده كسي است كه وقتي در مورد كاري، به خوبي تأمل كرد، تصميم به انجام آن ميگيرد و با فعاليت و ثبات قدم، آن را به اجرا درميآورد.
براي شخص بااراده شكست معني ندارد و اصلاً به شكست فكر نميكند. فكر كردن به شكست و اما و اگرهايي كه شايد به هيچ عنوان اتفاق نيفتد اولين قدم براي نابودي برنامهها و هدفها و عدم موفقيت است. اين را بدانيم كه اراده چيزي نيست كه فقط بتوان با مطالعه بهدست آورد. اراده يك تصميم است براي فردي كه به پيشرفت و آيندهاش فكر ميكند و تصميم گرفته آينده باصلابت و زيبا را براي خودش فراهم كند و به اين تصميم پايبند است و در مسير آن حركت ميكند و كوتاه هم نميآيد. به عبارتي ديگر وقتي انسان به آن اتفاق و موفقيت بيشتر از مسائلي كه الان پيش رويش است اهميت بدهد و البته براي بهدست آوردنش تلاش كرده و سختيها و رنجهايي كه ممكن است بهوجود آيد را تحمل كند يعني فرد باارادهاي است. بنابراين اراده يعني قدرت در تصميمگيري و پايبند بودن با تمام وجود به آنچه كه براي آن تصميم گرفته است. شخص بااراده كسي است كه هدفي براي خود تعريف كرده و تا موقعي كه به آن نرسيده است، از تعقيب آن بازنميايستد. مشكلات و موانع رواني يا مادي، به اراده و عزم او لطمه نميزند و از پيشرفتش جلوگيري نميكند. فردي كه ميخواهد كار كند بايد اراده داشته باشد و هيچ عنصر خارجي نتواند بر اراده او تأثير منفي بگذارد. براي اينكه در عرصه كار موفق باشيم لازم است كه اول تصميم درستي بگيريم و در نيل به آن با اراده آهنين پايبند باشيم.
كار، هدف ميخواهدنميدانم تا حالا به افرادي برخورد كردهايد كه صبح تا شب بيكار هستند و بعد مدعي هستند كه كار نيست. دوستي داشتم كه با هم از خدمت سربازي مرخص شديم و ميخواستيم هر طور شده وارد بازار كار شويم. من براي خودم هدفي داشتم و به كم هم قانع بودم اما دوستم فقط دنبال پست و مقام بود و اگر هم كاري پيشنهاد ميشد بهدليل اينكه سمت مديريتي نبود قبول نميكرد. من چند سالي بود كه مشغول كار شده بودم ولي او هنوز بيكار بود و به دنبال پست مديريتي ميگشت.
هدفگذاري اصل مهمي در كاريابي است. اگر هدفگذاري درستي نداشته باشيم مسلماً كاري پيدا نميكنيم و بايد سالها از بيكاري به زمين و زمان غر بزنيم.
در هر حال براي موفقيت در كار و شروع يك كار و فرار از بيكاري بايد ابتدا هدف يا اهداف دقيق و مشخص خود را از زندگي يا كاري كه ميخواهيم انجام دهيم، ترسيم كنيم. طبيعي است اين هدف، بايد شفاف، معقول، قابل دستيابي، بدون افراط و تفريط، مطابق توان و استعداد خود واقعبينانه باشد؛ نه آرماني و بلندپروازانه و خارج از تواناييهاي ما.
مهمترين عامل در كسب هر موفقيتي، تدوين و مشخص كردن دقيق اهداف است. هدفگذاري مهمترين عامل حركت و خلق آينده است، هدفها هستند كه مقصد و مسير زندگي فردي و سازماني را روشن ميكنند. هدفگذاري به مثابه ترسيم جادهاي براي آينده است. تلاشي ارزشمند است كه معطوف به هدف باشد، تلاش بيهدف پرتاب تير در تاريكي است. يكي از موانع بسيار مهم موفقيت و كاميابي، ناتواني افراد و سازمانها در تدوين اهداف است. اينجاست كه اراده شما معني پيدا ميكند و ميتوانيد اميدوار باشيد كه تلاش و پشتكار شما جواب ميدهد.
زيرا تلاش بيهدف مثل اين است كه در اتوبان ماشين خود را برانيد بعد از چند ساعت ميبينيد كه كلي بنزين مصرف كرديد اما همچنان در خيابانها بيهوده در حال رانندگي هستيد و در نتيجه يأس و نااميدي تمام وجود شما را در برميگيرد. پس لازم است براي اينكه تلاش ما به نتيجه برسد هدفگذاري درستي داشته باشيم. بايد توجه داشته باشيم كه بهترين هدف بايد هدفي روشن، واضح و مشخص باشد. هدف بايد واقعبينانه باشد. هدف بايد مكتوب، مدون و روي كاغذ آورده شود. هدف بايد در قالب يك جمله مثبت بيان شود. هدف بايد تهييجكننده باشد. هدف بايد كمي و قابل اندازهگيري باشد. هدف بايد مقيد به زمان باشد. در يك كلام بايد هدف داشته باشيم.
آغاز بدون برنامه هرگزبايد براي تمام كارها و فعاليتهاي شبانهروزيمان، برنامهاي مدون و منظم داشته باشيم. مگر ميشود وقتي اراده كرديم برويم مسافرت و مقصد هم مشخص است ندانيم چگونه بايد برويم؟ بنابراين براي رسيدن به هدف بايد برنامه مدون و اصولي داشت. خيلي از ما گاهي ميدانيم دنبال چه هستيم و در خود اين قدرت را هم ميبينيم كه براي هدفمان تلاش كنيم ولي نميدانيم از كجا شروع كنيم.
بنابراين بايد تجربهها را دستكم نگيريم و اينجاست كه بايد به سراغ باتجربهها رفت و از آنها مدد گرفت. شايسته است همچون يك محاسبهگر جدي و قاطع، فعاليتهاي روزانه و ميزان موفقيت خود در انجام دادن آنها بررسي كنيم. در صورت موفقيت، خود را تشويق و در صورت تخلف و سهلانگاري در اجرا، تنبيه كنيم.
بنابراين براي فرار از بيكاري بايد اول اراده و سپس با هدفگذاري مناسب در جهت هدفمان برنامهريزي كنيم. تصميم بگيريم از امروز به جاي غر زدنهاي بيهوده و اعصاب خردكن درست حركت كنيم. سخت است روي پاي خود ايستادن اما تحمل سختي براي كار و آينده خودمان شيرين است.