
در حالي مليپوشان تكواندو به مسابقات گرندپري باكو اعزام شدند كه نه از لحاظ فني و نه روحي و رواني آمادگي مناسبي جهت شركت در اين رقابتها نداشتند و نتيجه آن هم در رقابتها مشخص شد و از بين پنج مليپوش، چهار نفر حذف شدند و تنها سجاد مرداني بود كه او هم روي غيرت و تلاشي كه داشت توانست مدال بگيرد. فدراسيون در شرايطي تصميم به اعزام اين نفرات به مسابقات باكو گرفت كه مصدوميت و عدم آمادگي برخي مليپوشان موفقيت آنها را در اين مسابقات بزرگ مبهم كرده بود، علاوه بر مليپوشان، كادر فني هم پس از اتفاقاتي كه در ريو افتاد، نتوانسته بود ريكاوري روحي و فني داشته باشد و نتوانست به صورت مناسب مليپوشان را كوچ كند. اين در حالي است كه فدراسيون ميتوانست با توجه به همزمان بودن دو مسابقه گرندپري و جام جهاني، دو تيم مختلف با مليپوشان و كادر جديد به اين مسابقات اعزام كند، به خصوص كه هم رقابتهاي گرندپري و هم جام جهاني دو مسابقه سنگين هستند و اعزام با نفرات بيشتر نتيجه بيشتري را براي تكواندو به همراه داشت. هم مليپوشان بيشتري محك ميخوردند و هم كادر فني ميتوانست تنها روي يك مسابقات تمركز كند.
با وجود اين نتايج تكواندو در گرندپري باكو نااميدكننده بود و براي بازگشت دوباره اين رشته رزمي به روزهاي اوج و آقايي در دنيا و آسيا، بايد يك بازبيني در تصميماتي كه براي اين ورزش گرفته ميشود، لحاظ شود. بعد از المپيك ريو و كارنامه ضعيف تكواندو، خيليها منتظر تغييراتي در كادر فني و همچنين تركيب تيم ملي بودند، اما اين مسئله رخ نداد و فدراسيون متأسفانه نميخواهد به صورت كامل از ظرفيت و پتانسيلي كه در تكواندو وجود دارد، استفاده كند و نگاه فدراسيون متمركز بر اسمهاي محدودي در اين رشته شده، اين در حالي است كه تكواندو هم از نظر مربياني كه ميتوانند به تيم ملي خدمت كنند و هم تكواندوكاراني كه شايسته پوشيدن پيراهن تيم ملي هستند، غني است و بايد به آنها هم فرصت داد. به همين خاطر اگر فدراسيون همچنان اصرار بر استفاده از يك عده خاص داشته باشد، نزول تكواندو ادامه خواهد داشت و نبايد انتظار داشت اين رشته دوباره افتخارآفرين شود.