زهرا چيذري
ابهام در آينده و شكلگيري اين احساس در ميان اعضاي جامعه كه تلاش و كوشش، تناسبي با رشد و تعالي افراد ندارد، آثار مخرب گستردهاي را در جامعه در پي خواهد داشت. يكي از اين آثار بهرهگيري از راههاي ميانبر براي دستيابي به هدف و بروز و ظهور نگاه ماكياولي در توجيه وسيله براي هدف خواهد بود. از سوي ديگر راههاي ميانبر اغلب از مسيرهاي اخلاقي عبور نميكنند، بلكه ميانبرها در بيشتر موارد بيراههاند. بنابراين وقتي در جامعهاي مسيرهاي تلاش و كوشش منتج به نتيجه نشود و آينده در هالهاي از ابهام قرار بگيرد، گرايش افراد به سمت و سوي راههاي خلاف، تخلفات مالي و اداري، فساد و قمار امري دور از انتظار نخواهد بود؛ چراكه ساختار اجتماعي و از همه مهمتر نظام آموزشي ما به جاي آنكه اصالت را بر تلاش و كوشش قرار دهد، فضاي فكري و ارزشي جامعه را به سمت ماديگرايي و طي كردن يك شبه راه صد ساله سوق داده است.
همين مسئله هم موجب شده تا مفاهيمي مانند «شانس» آنچنان براي برخي از اعضاي جامعه اصالت يابد كه گاهي براي امتحان شانسشان حاضرند ريسكهاي بزرگي را بپذيرند. البته فضاي كلي جامعه در شكلگيري چنين تفكري نقش جدي داشته است. به طور نمونه كافي است تا يك محصول غذايي با نازلترين كيفيت براي خريد محصولات خود جايزهاي همچون يك خودروي گرانقيمت، آپارتماني لوكس يا سكههاي طلا و جوايزي نظير اين را تعيين كند. مشاوران تبليغاتي در كشور ما دريافتهاند با چنين شگردي درآمدي شگفتانگيز نصيب شركتها، برنامههاي تلويزيوني و اپراتورهاي تلفن همراه ميشود؛ درآمدي كه اگر جوايز ادعا شده در آن واقعي هم باشد باز هم برنده اصلي كمپاني مورد نظر است كه سودي هنگفت به جيب زده و بخش كوچكي از سودي را كه از جيب مردم درآورده به عنوان جايزه به يكي دو نفر از مشتريانش ميدهد تا اين چرخه معيوب همچنان ادامه يابد و در ضمن آن عطش خريد بيشتر در مردم بيدار شود و سودهاي بيشتر و بيشتري به جيب بزند.
با وجود اين آيا چنين رويكردي با ارزشهاي اصيل فرهنگ ايراني و اخلاق و توصيههاي دين مبين اسلام سازگار است؟ برنده اصلي و واقعي افزايش ولع مصرف به همراه تزريق فرهنگ «يك شبه طي كردن ره صد ساله» كيست؟ مشتري فلان پودر لباسشويي يا فلان رب كه چندين كارتن از اين محصولات را خريده تا برنده آپارتمان يا خودرو باشد يا هزاران نفري كه به همين اميد از چنين محصولاتي استفاده كردهاند و در نهايت تنها چيزي كه به دست آوردهاند هزينه بيشتر براي مصرف مازاد بر نيازشان بوده است؟
آيا تعيين اين جوايز و قرعهكشيهاي اينچنيني مصاديقي از قمار محسوب نميشود؟ اينكه چرا ما مقلد محض جوامع ماديگرا شدهايم و فرهنگ ماترياليستي هر لحظه پيش چشمان مردم كشورمان رژه ميرود، بيشتر بايد مسئولان پاسخگویش باشند، اما نتيجه غلبه چنين فرهنگي را امروز ميتوانيم در زنده شدن دوباره قمارخانههاي زيرزميني و بروز و ظهور قمارخانههايي در فضاي مجازي در كنار گرايش گسترده جوانان به قمارخانههاي آنلاين مشاهده كنيم.
آنچنان كه پليس فتا از شناسايي 3 هزار و 323 كانال در حوزه قماربازي خبر ميدهد و تنها يك باند قماربازي آنلاين منهدم شده ۲۳ ميليارد تومان كلاهبرداري كرده است. جان گرفتن چنين آسيبهايي در جامعه در كنار تبعاتش يك نشانه است؛ نشانهاي كه تأكيد ميكند بايد راه آمده را بازنگري و بازگردي كنيم تا بيش از اين از سبك زندگي ايراني اسلاميمان فاصله نگرفتهايم.