وقتي كه فيدل كاسترو با ياران خود در روزهاي نخست 1959 وارد هاوانا، پايتخت كوبا ميشد تا سقوط رژيم ديكتاتوري فلوخنثيو باتيستا را جشن بگيرند، ثروتمندان كوبايي و وابستگان به رژيم فرار را بر قرار ترجيح دادند و به سمت سواحل ايالت فلوريدا در 200 كيلومتر دورتر گريختند. آنها تصور ميكردند اقامتي كوتاهمدت شايد چند ماهي در فلوريدا داشته باشند و انتظار داشتند تا امريكا به سرعت كار حكومت جديد كوبا به رهبري كاسترو را تمام كند و البته امريكا با رياست جمهوري جان اف كندي از همان ابتدا و با تحريم گسترده كوبا و محاصره دريايي اين كشور كوچك در درياي كارائيب دست به كار شد. با وجود اين، انتظار آنها بيهوده بود چرا كه نه تنها تحريم و محاصره دريايي كاسترو را به زانو درنياورد بلكه حمله امريكا به كوبا در دو سال بعد از پيروزي انقلاب و جنگ در خليج خوكها هم اثري نداشت. شكست در خليج خوكها اين نتيجه را به كاخ سفيد ثابت كرد آن هم حضور كسي در نزديكي مرزهايش كه سر سازش ندارد و كوبا را مبدل به الگويي در امريكاي لاتين براي مبارزه با امريكا كرده است. اين الگو با تمام توطئهها و تمهيدات كاخ سفيد تا دههها بعد و به درازاي چند نسل به مقاومت خود در برابر امريكا ادامه داده و حالا كه كاسترو در 90 سالگي وفات يافته، الگوي او همچنان در پيش روي ملت كوبا و ديگر ملل منطقه پابرجا مانده است.
شايد خبر مرگ كاسترو براي آن دست از زمامداران و عوامل اطلاعاتي امريكا تسكيني باشد كه طي بيش از نيم قرن قصد مرگ او را داشتند. فابيان اسكالانته، رئيس سابق سرويس امنيتي كوبا، چندين سال قبل با انتشار كتابي از 634 بار توطئه امريكاييها براي كشتن كاسترو گفته بود. اين تعداد از توطئه عليه جان كاسترو عبارت از روشهاي مختلف و متعددي بود كه از ساختن سيگار برگي با مواد منفجره گرفته تا ساخت لباس غواصي سمي، قارچهاي سمي و اجير كردن مافيا را شامل ميشد. همين تعداد بالا از سوءقصد به جان كاسترو باعث شده تا برخي نام او را شايسته ثبت در كتاب ركوردهاي گينس بدانند و همين تعداد هم نشان ميدهد كاخ سفيد تا چه اندازه براي كشتن او طي دهههاي گذشته تلاش كرده بود. دليل اين ميزان از تلاش كاخ سفيد تنها به دليل موضع ضد امريكايي كاسترو نبود بلكه او توانسته بود با آموزش رايگان و سراسري و توسعه بهداشت عمومي، كوبا را چنان متحول كند كه در ميان كشورهاي امريكايلاتين جايگاه قابل توجهي كسب كند. نرخ سواد در كوباي او به ميزان 8/99 درصد باسواد رسيد و ميزان مرگ و مير نوزادان در واحد جمعيت حتي از برخي كشورهاي به اصطلاح جهان اول و توسعهيافته نيز كمتر است و آمار سال 2006 هم نشان ميدهد كوبا در زمينه توسعه پايدار تنها كشوري است كه داراي استانداردهاي مورد قبول صندوق جهاني طبيعت است. مقايسه نرخ تورم و بيكاري در كوبا نشان ميدهد اين كشور نسبت به كشورهايي مثل مكزيك و آرژانتين وضعيت بهتري دارد چرا كه نرخ بيكاري در كوبا 7/1 درصد و نرخ تورم هم 5/1 درصد است در حالي كه اين دو شاخص در مكزيك 7/3 درصد و 88/2 درصد و در آرژانتين 10/2 درصد و تورم هم بيش از 10 درصد است. اين آمار نشان ميدهد بيش از نيم قرن تحريم اقتصادي امريكا عليه اين كشور نه تنها به فروپاشي اقتصاد آن منجر نشده بلكه دستكم در اين دو شاخص اساسي وضع بهتري از برخي كشورهاي منطقه دارد.
كاسترو چند ماه پيش در مراسم جشن 90 سالگي خود گفته بود كه انتظار طولاني شدن عمرش تا اين مقدار نبوده و زنده ماندنش تا اين سن نشان ميدهد مقاومت در برابر امپرياليسم امريكا تا چه مقدار ميتواند عمر طولاني داشته باشد. او در آن مراسم كاخ سفيد را فراموش نكرد و به شدت از باراك اوباما، رئيسجمهور امريكا انتقاد كرد كه در سفر به هيروشيما حاضر به عذرخواهي مردم ژاپن به دليل بمباران اتمي آن شهر نشده بود. او سه هفته بعد از سفر اوباما به هاوانا در جمع ياران خود حاضر شد به آنها وصيت كرد كه «به مبارزه بدون توقف» خود و براي رسيدن به اهداف و آرمانها ادامه بدهند. اين آخرين سخناني بود كه پير مقاومت برابر امريكا در امريكاي لاتين گفت تا نشان بدهد حتي در آخرين روزهاي عمر نيز حاضر نيست حتي يك قدم از مبارزه انقلابي خود عقب بنشيند. هر چند حالا كاسترو وفات يافته و ادامه راه انقلاب كوبا را به دوش ياران خود گذاشته اما بايد گفت نام و خاطره فيدل كاسترو چيزي نيست كه از خاطره و تاريخ جهاني پاك بشود؛ نام و خاطرهاي كه با بيش از نيم قرن مبارزه با امپرياليسم امريكا گره خورده است.