
«شش ماه هم از امضاي برجام ميگذرد، هيچ تأثير محسوس و ملموسي هم در وضع معيشت مردم به وجود نيامده است؛ [درحاليكه] خب، برجام اصلاً براي برداشتن تحريمها بود، براي اينكه تحريمهاي ظالمانه برداشته بشود. مگر غير از اين است؟ خب برداشته نشده؛ حالا ميگويند به تدريج، يواش يواش دارد درست ميشود!» اين عبارت گلايههاي اخير رهبر معظم انقلاب اسلامي از وضع نامناسب معيشت مردم است كه نشان ميدهد ايشان هم از رفع نشدن مشكلات جامعه ناراضي هستند و مانند اكثريت اعتقاد دارند كه برجام گرهي از مشكلات جامعه باز نكرده است.
دلسوزان و كارشناسان نيز همانند مردم معتقدند پس از آنكه دولت تمام امكانات را براي نهايي كردن توافق هستهاي گذاشت و تمركز سه ساله خود را به اين مسئله اختصاص داد، برجام نه تنها نتوانسته مشكلات پيش پا افتاده اقتصادي را مرتفع كند بلكه زمينه تحريمهاي بيشتر را نيز فراهم كرده است.
اما در مواجهه با مشكلات روزافزون اقتصادي و معيشتي مردم مسئولان دولتي نه تنها اقدام مؤثري طي سه سال اخير در دستور كار قرار ندادهاند بلكه در دوران پسابرجام تلاش كردهاند تا با سرپوش گذاشتن بر اين گونه كم كاريها، اينگونه القا كنند كه براي نتيجهبخش شدن برجام و مشخص شدن دستاوردهاي آن بايد حداقل چند ماه ديگر نيز صبر كرد.
اين در حالي است كه از بهار امسال تاكنون چندين بار اقلام مهم مصرفي مردم در بازار گران شده، هزينههاي برق و گاز شهري افزايش يافته و ركود و تورم همچنان سير صعودي به خود گرفته است، حال آنكه سؤال اينجاست كه در اين شرايط مردم چگونه ميتوانند به آينده برجام و دستاوردهاي خيالي آن خوشبين باشند. ناتواني در مرتفع كردن مشكلات جامعه و جلوگيري از گراني، ركود و تورم در حالي است كه جامعه احساس ميكند مشكلات آنها دغدغه اصلي دولتمردان و حتي مجلس شوراي اسلامي نيست و اولويت آنها مسائل سياسي و جناحي است كه در طول سالهاي گذشته نيز همواره مورد توجه قشر قابل توجهي از سياستمداران بوده است.
جامعه معتقد است لغو سخنراني علي مطهري در مشهد موضوع مهمي نيست كه رئيسجمهور، رئيس مجلس و چندين وزير و دهها تن از نمايندگان مجلس را به خود مشغول كند آن هم در شرايطي كه مردم براي ازدواج، مسكن و خريدهاي روزمره خود در مشقت و سختي به سر ميبرند، همين جامعه معتقد است همانگونه كه رئيسجمهور در دفاع از علي مطهري سخنراني مفصلي را قرائت ميكنند و از وزراي دولت به صورت جدي ميخواهند تا علت لغو سخنراني مطهري را بررسي و مقصران اصلي اين حادثه را براي مجازات معرفي كنند، بايد متقابلاً هنگامي كه نزديك به 100 هزار نفر زائران اربعين در مرز مهران با بدترين اوضاع مواجه هستند و حتي آب آشاميدني نيز در دسترس آنها نيست خود به صورت شخصي به جاي محمدباقر قاليباف در اين منطقه مرزي حضور پيدا كنند يا حداقل در قالب يك نامه رسمي از مسئولان دولت متبوعشان بخواهند تا جهت رسيدگي به مشكلات زائران اربعين اقدامات فوري و لازم را در دستور كار قرار دهند.
به راستي بهتر نبود همانگونه كه برگزاري كنسرت يا لغو يك سخنراني براي دولت يازدهم در اولويت است مرتفع كردن مشكلات مردم استان مازندران نيز كه گاز شهري آنها در هواي چند درجه زير صفر قطع شده و براي تهيه حداقلهاي زندگي روزانه دچار مشكلات اساسي هستند، نيز اولويت باشد؟
آيا جاي آن نيست كه دولت نگاه ويژهتري به كشتار شيعيان در حله عراق يا تصادف دو قطار در سمنان داشته باشند؛ مسائلي كه به كشته شدن بيش از 100 تن از هموطنان كشورمان منجر شده و مردم توقع دارند فراتر از نامهنگاريهاي مرسوم به كمكاريهاي برخي وزرا در اين رابطه واكنش نشان داده شود؟
3 سال بیتوجهی به معیشت مردم
اين نخستين بار نيست كه مشكلات اقتصادي مردم، به مسئله فرعي دولت و مجلس تبديل شده است كمااينكه در طول ماههاي اخير بارها اتفاق افتاده كه انتظارات معمول مردم در انبوهي از اهداف و اغراض سياسي و جناحي فراموش شود، به عنوان نمونه در شرايطي كه چند روزي از انتشار فيشهاي نجومي نميگذشت و افكار عمومي انتظار برخورد قاطع رئيسجمهور و پيگيري مستمر منتخبان ملت و تديون قوانين متقن در اين باره را داشتند، جريان حامي دولت در سطح رسانهها مسئلهاي به نام برگزاري دادگاه محكومان حمله به سفارت عربستان را برجسته كرد، آن هم در شرايطي كه افكار عمومي داخلي هنوز در شوك فيشهاي نجومي و پرداختهاي غيرمتعارف بوده و از نتايج منفي برجام ناخرسند بودند.
تيترهاي مكرر و متعدد نخستين جلسه دادگاه متهمان حمله به سفارت عربستان توسط روزنامههاي پرشمار جريان مدعي اصلاحطلبي اين سؤال اساسي را مطرح كرد كه چرا دولت پاسخ درخوري به مطالبات پسابرجامي مردم نداده و به جاي آن تلاش ميكند ناتواني در برآورده كردن انتظارات مردمي را در پوشش چنين تحركات رسانهاي به فراموشي بسپارد.
در آن مقطع زماني نيز همانند امروز اين سؤال براي افكار عمومي مطرح شد كه چرا دولت هيچگاه از لزوم برخورد قضايي و حتي كيفري با مديران مجرم دولتي و صاحبان فيشهاي نجومي سخني به ميان نياورده و در مقابل تلاش ميكند هر چند روز در ميان با برجستهكردن جرائم بابك زنجاني يا ديگر مفسدان اقتصادي اهداف حزبي خود را دنبال كند؟
جامعه در همان هنگامه نيز معتقد بود برخورد دوگانه با مسئلهاي به نام فساد و جرم، اين شائبه را مطرح ميكند كه هدف سازمانيافته در اين ميان وجود دارد و آن اينكه دولت تلاش ميكند با بهكارگيري تاكتيكهايي نظير «اصلي كردن مسائل فرعي» اهداف حزبي را محقق و بيتوجهي به مشكلات و دغدغههاي عمومي را همچنان مورد غفلت قرار دهد.
حال بايد توجه داشت كه برجستهسازي برخي اتفاقات بسيار كماهميتتر- مانند لغو يك سخنراني يا كنسرت – با هدف فرافكني افكار عمومي از ناتواني دولت در تحقق وعدههاي پسابرجامي و فائق آمدن بر مشكلات اقتصادي و معيشتي نميتواند موفقيت انتخاباتي را براي دولت به همراه بياورد چراكه در شرايطي كه وعدههاي انتخاباتي دولت نظير «همزماني چرخش سانتريفيوژها و چرخ زندگي مردم»، «گشايش فوري و محسوس 100 روزه معيشتي در جامعه»، «بازگرداندن اعتبار به پاسپورت ايراني»، «برداشتن تحريمهاي بينالمللي عليه كشور» و «خارج كردن ايران از زير سايه تهديد غربيها» رنگ تحقق به خود نگرفته است، جامعه خواهان تمركز بر توان داخلي و ظرفيتهاي بومي است. جامعه همچنين انتظار دارد كه مشكلات اساسي و اولويتدار آنها مورد توجه دولتمردان قرار بگيرد و دولت به جاي حساسيت درباره اتفاقات روزمره انرژي و توان خود را روي برخورد قاطع با مديران صاحب فيشهاي نجومي بگذارد و از گراني روزافزون كالاهاي اساسي مردم جلوگيري كند تا بلكه در پس چنين تحركات ديرهنگامي بتواند آراي عمومي را در انتخابات 96 به خود جلب كند.