همه چیز خیلی ساده شروع شد وقتی یکی از همسایه ها به صدای بحث و دعوای مجید و دوستانش توی کوچه اعتراض کرد. خیلی سریع بحث بالا گرفت و یک اعتراض ساده تبدیل به یک دعوای بزرگ شد و توی یک چشم برهم زدن چاقویی که دوست مجید وسط دعوا به او داده بود بدن مرد همسایه را شکافت . قرمزی خون که روی لباس مرد نشست مجید هراسان و وحشت زده گریخت و چند روز بعد به عنوان قاتل توسط کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی دستگیر شد .
یاد گرفته بود هر چیزی که می خواهد و به دست نمی آورد بدزدد از لوازم التحریر همکلاسی هایش گرفته تا جوراب و توپ و کتانی ... کودکی اش پر از خاطره ی ضرب و شتم توسط پدر بود و احساس گزنده ی حقارت ناتوانی در برابر وی ...تنبیه و تحقیر ناعادلانه حتی به خاطر زدن سبیلهایش در نوجوانی . با ضربات کابل توی سرش تنبیه شد تا دیگر بدون اجازه پدر به آرایشگاه نرود . پس انداز کرد فقط برای اینکه بتواند موتور بخرد و با تک چرخ زدن توی محله برای خودش اعتبار و شخصیتی دست و پا کند و احساس غرور کند از اینکه به خاطر دست فرمانش همه از او دعوت می کنند تا برای کیف قاپی و موبایل قاپی همراهیشان کند . روزها را پشت سر گذاشت فقط برای اینکه به احساس شیرین بزرگ شدن برسد . اینکه دیگر زور کسی به او نرسد و بتواند همه را کتک بزند و در این میان از همه تاسف بار تر احساس قدرت و پیروزی اش از زدن پدر بود . پدری که یک عمر فقط با زبان کتک با فرزندش حرف زده بود و فقط با تحقیر و توهین و تنبیه برای خود و فرزندش خاطرات مشترک ساخته بود و حالا انعکاس همه احساسات منفی که در وجود فرزندش پرورانده بود را در زندگی خود می دید .
احساس بزرگ شدن برای او فقط نزاع و درگیری و ضرب و شتم دیگران نبود ،سیزده ساله بود که چاقو برداشت ، هر کس مواد مخدر ، مشروب و یا قرص تعارف زد نه نگفت و تجربه کرد ، خالکوبی هم یکی دیگر از کارهایی بود که برای تفاخر به هم محله ای هایش انجام داد .هیچ وقت یاد نگرفت با مشکلاتش منطقی مقابله کند در برابر هر شکست عاطفی با مصرف مواد مخدر فقط خواست فراموش کند و هر بار ترک کرد باز به بهانه شکست عاطفی دچار لغزش شد و از اول شروع کرد . زندگی اش چرخه باطلی از اشتباهات بود و فقط با دستگیری و رفتن پشت میله های زندان مدتی از کارهای خلاف دور می شد و آزادی شروع دوباره همه انحرافات بود .
اما همیشه قرار نیست اشتباهات فرد خلاف های کوچک و مجازاتهای زود گذر باشد بالاخره لحظه ای می رسد که همه چیز دست به دست هم داده و بی فکری و بی مبالاتی و ناتوانی در کنترل تکانه ها دردسرساز شده و بدترین اتفاق زندگی فرد برایش رقم می خورد . مثل آن روز که مجید طبق معمول خواست در برابر کسی که معترض رفتارهایش شده قد علم کند و ساکتش کند و فقط چون از مقتول مشت خورده ادبش کند اما سرنوشت راه را برایش بست و این بار به عنوان قاتل دست بند به دستش خورد .
کودکی که می توانست رشد کند و به عنوان انسان به کمالی که لیاقتش را داشت برسد اما تنها از پدر آموخت که از هر کس ناراحت بود دست به خشونت بزند و با ضرب و شتم حرفش را به کرسی بنشاند و عاقبت همین آموخته ها او را به سمت ارتکاب به قتل کشاند و کتاب زندگی اش با رسیدن به فصلی تلخ برای همیشه بسته شد و خشت اولی که والدینش کج نهادند عاقبت دیوارکجی شد و زیر سنگینی اشتباهات مجید و والدینش آوار شد روی زندگی خانوادگی اشان ...
نظریه کارشناس
رفتارهای ضد اجتماعی ممکن است در زمینه ی اختلال روانی یا در غیاب آن روی دهند علت رفتار ضد اجتماعی چند عاملی بوده و بیشتر در کودکان و نوجوانانی دیده می شود که واجد چندین عامل خطر هستند از جمله شایع ترین عوامل خطرساز:
روش تربیتی خشن و توام با بدرفتاری جسمی، تبهکاری والدین و گرایش کودک به رفتار بیش فعال و تکانشی است. عوامل ژنتیک، مسایل اجتماعی، نقش تقویتها، الگوها و تقلید در کنار بهره ی هوش پایین، شکست تحصیلی و نظارت ناکافی بزرگترها از عوامل مؤثر در این اختلال هستند اگر والدین در انجام وظایف خود بی تجربه باشند ممکن است کودکان احساس محرومیت عاطفی نمایند که این امر به عزت نفس پایین و خشم آنها منجر می شود.
قتل از جمله جرائمی است که در بسیاری از مواقع مانند قتلهای ناشی از نزاع به دلیل ارتباط با ناتوانی فرد در کنترل تکانه ها در چند لحظه به وقوع می پیوندد و بی شک پلیس نمی تواند نقشی در پیشگیری داشته باشد و تنها با کشف و دستگیری به وظیفه ذاتی خود عمل می نماید .
- با توجه به علل شکل گیری شخصیت های آماده و مستعد برای ارتکاب جرم و آسیب پذیر پیشنهادات مطروحه متوجه نهادهایی (شهرداری ،آموزش و پرورش) می باشدکه وظیفه آموزش شهروندان در خصوص مهارت های زندگی از جمله کنترل خشم، مهارت حل مساله و انعطاف پذیری و همدلی را برعهده دارند . از سوی دیگر یک برنامه خوب و سازمان یافتۀ بهداشت روانی می تواند در دادن آگاهی به اجتماع به منظور حفظ ارتباط سالم و احترام به شخصیت کودکان و تأثیر آن بر احساسات و نگرش های آنان نسبت به انسانهای دیگر کمک نماید و در پیشگیری از اختلالات شخصیت مؤثر واقع شود.
- آموزش به کلیه اشخاصی که در تماس با کودکان می باشند (معلمین و والدین )به منظور تشخیص وجود الگوهای رفتاری غیر انطباقی و ضد اجتماعی و قرار دادن افراد آسیب دیده در چرخه درمانهای دارویی و رفتارشناختی
- اعمال قوانین موثر در خصوص ممنوعیت حمل سلاحهای سرد و گرم نیز می تواند در پیشگیری از وقوع قتلهای خیابانی موثر باشد .
- فراهم آوردن شرایط تخلیه هیجانی نوجوانان و جوانان به منظور جلوگیری از اشتغال فرد به تفریحات و هیجانات کاذب و مضر برای اجتماع