خيليا ميگن بابك زنجاني هشت سال عشق و حال كرد و حالا ميخواد اعدام بشه ! بعضيا هم البته حاضرن هشت روز رو مثل اون زندگي كنن و آخرشم اعدام شن. خيليام ميگن تو وعدههاي غذاييش احتمالاً صبحونه و ناهار و شام با آب طلا سرو ميشده. خيليام البته هنوز تنها پشتوانه ماليشون اون 130هزار تومنيه كه بابك زنجاني به هر ايراني بدهكاره. بعضيام دنبال اينن كه با موتور 2 ميليارديش عكس سلفي بندازن و. . . . خلاصه اينا درگيريهاي جديد بابك زنجانيه.
حالا اين وسط انگار اين آقاي وزير نفت هم شده قوز بالا قوز واسه اين آقاي زنجاني! ديده يكي كه قراره بره سرش بالاي دار، ديگه الكي كسي ديگه به زحمت نيفته، يه چند كيلو هم به جرائمش اضافه كرده؛ مگه ميوه و ترهباره آخه؟!
بابك زنجاني اختلاس كرده، درست، ولي اختلاس كه الان شده نمك دولت! با چند ضربه شلاقي هم كه ميزنن ديگه هيچ كس جرئت نميكنه اينكارو بكنه. ديگه خلاصه كار به شكايت رسيد به خاطر همون چند كيلو. تو دادگاه هم شعار بر منكرش لعنت ميفرستادن.
آخه آقاي وزير، ما كه در جريان هستيم چقدر دلسوزين، ديگه لازم نيست خودتونو به آب و آتيش بزنين. يادمون نرفته هنوز قرارداد تركمنچاي دوره اصلاحات رو. ميخواستين ابروش رو درست كنيد با به وسط كشيدن دادگاه لاهه به خاطر كاراتون و زد و بندا چشمشم كور كردين كه!
ميرفتيد نفتهارو دو دستي تقديم ميكرديد، سنگينتر بود. ديدين قرارداد لو رفته و نقشهها هم بر آب. رفتين گاز رو با هشت سال دفاعمون رو دود كرديد رفت هوا. مردم هم آنقدر پيگير شده بودن انگار به ما هم چيزي ميرسه! يكذره نفت داريم كه مال مسئولان و خانوادههاشونه، به ما چه؟! ما خودمون اينقد كوتاه اومديم رسيديم به نفت؛ ما همت كنيم و همين ته ديگ ماكاروني و سالاد فصل رو صادر كنيم، نون سفرمون در مياد، خود آقاي مشاور آقاي رئيس اينو گفته بود ديگه!
حالا آقاي وزير از حق نگذرين ديگه؛ ولي اين آقاي زنجاني علاوه بر اختلاس كاراي بزرگ ديگهاي هم كرد. براي مثال تونست مرزهاي تعريف پول دستي رو هزاران مايل جا به جا كنه، اونم فقط با گفتن اين جمله كه 65 ميليارد پول دستي به بانك مسكن داده و برنگردوندن! يا اين استرس رو به مردم وارد كرد كه امكانش هست ايران رو هم فروخته باشه و بگه تا سر برج وقت داريد تخليه كنيد. خدايا، خدايا چنان كن سرانجام كار كه مسئولان خشنود باشن و ما هم رستگار...