
همه آمده بودند، فرقي نداشت آبي يا قرمز باشد يا رنگ ديگري، رنگها ديروز فراموش شده بود تا منصور پورحيدري در يك مراسم باشكوه به خانه ابدياش بدرقه شود، آن هم در امجديه ورزشگاه پير تهران، استاديومي كه بارها با پيراهن تاج پورحيدري به ميدان رفته بود. هرچه بود ديروز يك روز خاص براي ورزشگاه پير تهران بود، يك روز غمناك در تاريخ استاديوم امجديه سابق و شيرودي فعلي، ورزشگاهي كه يادآور خاطرات تلخ و شيرين زيادي در تاريخ فوتبال ايران است. ديروز اما يك روز تلخ ديگر در حافظه امجديه ثبت كرد، روزي كه يكي از تاريخسازان امجديه روي دست همبازيها و دوستدارانش بدرقه شد تا فوتبال ايران يكي از بهترينهاي تاريخش را به خاك بسپارد.
***
منصور پورحيدري دوباره به امجديه بازگشته بود تا خاطرات حضورش در اين استاديوم قديمي دوباره زنده شود، دهه 50، روزهايي كه با پيراهن شماره2 در خط دفاعي تاج براي خودش اسم و رسمي دست و پا كرده بود. جلال طالبي رفيق 50 ساله او از آغاز داستان استقلال و پورحيدري از امجديه ميگويد: «منصور 17 ساله بود که به باشگاه دارايي آمد. من آن زمان 20 سال سن داشتم. قشنگ يادم است که در زمين شماره 2 امجديه تمرين داشتيم. چند سال کنار هم بازي کرديم. من کاپيتان او بودم و بعد هم مربياش شدم. پس از انحلال دارايي منصور به اتفاق آقاي اکبر افتخاري نزد من آمدند و مشورت کردند. گفتند از باشگاه تاج پيشنهاد داريم و من هم در پاسخ گفتم، برويد. بهترين انتخاب را کردهايد، زيرا باشگاه تاج سازماندهي خوبي دارد. از همانجا داستان منصور و استقلال شروع شد و تقريباً در تمام پستهاي فني و مديريتي فعاليت کرد.»
54 سال بعد از آن روز با تمام خاطرات تلخ و شيرينش، پورحيدري دوباره به ورزشگاهي كه در آن نامش سر زبانها افتاد و بارها با پيراهن تاج به ميدان رفت، برگشته بود، اينبار ديگر نه مسابقهاي در كار بود كه بازي كند و نه تيمي كه او روي نيمكتش بنشيند. اينبار پورحيدري براي آخرين دور افتخار به امجديه آمده بود تا به خانه ابدياش در بهشت زهرا بدرقه شود.
***
ساعت از 9 گذشته بود باران پاييزي خيابانها را شسته بود و ورودي خيابان مفتح تهران به سمت شيرودي جاي سوزن انداختن نداشت، چه ماشينهايي كه در ترافيك مانده بودند و چه مردم سياهپوشي كه در حال رفتن به امجديه بودند تا يكي از بزرگان فوتبال ايران را تشييع كنند. از هواداران گرفته تا چهرههاي مشهور فوتبالي، همه به شيرودي آمده بودند تا آخرين وداع را با مربي بزرگ استقلال و تيم ملي داشته باشند. استقلالي و پرسپوليسي هم نداشت، از منصوريان و بازيكنان استقلال كه رفتن پورحيدري را همچنان فراموش نكرده بودند و با چهرههاي غمآلود به امجديه آمده بودند تا برانكو و پرسپوليسيها همه براي بدرقه رقيبشان آمده بودند. چهرههاي محبوب آبي و قرمز هم بودند، اينسو فرهاد مجيدي و آنسو علي كريمي و احمدرضا عابدزاده، همه براي بدرقه پورحيدري آمده بودند حتي برخي از فوتباليهايي كه تا ديروز به خاطر اختلافاتشان از هم دوري ميكردند هم با فراموشي تمام اختلافات به امجديه آمده بودند. کساني کنار هم قرار گرفتند که با نگاهي به گذشته آنها بهخصوص در اين چند سال ميتوان به اين نتيجه رسيد که اصلاً چشم ديدن همديگر را نداشتند، اما مرگ پدر باعث شد تا اين افراد براي دقايقي هم شده کدورت و کينه را کنار گذاشته و در ورزشگاه شيرودي استاد خود را با آرامش بدرقه کنند. از رويارويي پيشکسوتاني همچون پرويز مظلومي، حسن روشن، امير قلعهنويي، عليرضا منصوريان، فرهاد مجيدي، سيدمهدي رحمتي و... گرفته تا حضور چهرههاي پرسپوليسي در مراسم همه و همه تنها به خاطر اين بود که پاي پدر خانواده استقلال در ميان بود. هرچه بود ديروز مراسم بدرقه منصور پورحيدري بهانهاي شده بود براي اينكه بزرگان فوتبال ايران خارج از هر طيف و رنگي، جوان و پيشكسوت به احترام پدر استقلال، مشكي بپوشند و او را بدرقه كنند.
***
فرقي ندارد، مراسم ختم باشد يا تشييع جنازه، اين جماعت همه جا حضور دارند و برايشان اهميتي ندارد كه اصل ماجرا چيست، مراسم تشييع مرحوم پورحيدري هم از اين قاعده مستثنا نبود و كسي جلودار آنها نبود، كساني كه تنها براي گرفتن عكس سلفي با ستارههاي مشهور فوتبال و هنر و لايك خوردن در شبكههاي اجتماعي، وقت نميشناسند و به گرفتن عكس سلفي با ستارههاي فوتبال حتي در غمانگيزترين دقايق هم اصرار دارند، آن هم با خندههايي كه به تمام پهنا در مقابل چهره ناراحت آن چهره مشهور در قاب دوربينشان ثبت ميشود. عادت بدي كه ديروز در جريان تشييع پدر استقلال باز هم خودنمايي كرد و زشتي كارشان را به رخ همه كشيد تا جايي كه خيلي از چهرههاي مشهور امانشان از موبايل به دستهايي كه در جريان مراسم تشييع از آنها درخواست عكس يادگاري ميكنند، بريده بود. مهدي هاشمينسب درباره اين جماعت ميگويد: «هميشه اين کارها صورت ميگيرد و عوض نميشود و بايد بگويم هر زمان توانستيم مردهپرستي را کنار بگذاريم، عکس گرفتن در اين مراسمها را نيز کنار خواهيم گذاشت.»