کد خبر: 820541
تاریخ انتشار: ۱۲ آبان ۱۳۹۵ - ۲۲:۰۰
گفت‌و‌گو با ناصر هاشم‌زاده فيلمنامه‌نويس و نظريه‌پرداز سينمايي
هميشه مي‌گوييم اگر سينما ظهور كرده از دوره‌اي كه وارد ايران شده تا الان چه قبل انقلاب و چه بعد آن، سينما آنچه را كه در چنته داشته ارائه داده، سينما همين هست كه هست.
حمید صناعتی
سيد‌ناصر هاشم‌زاده نويسنده و منتقد سينمايي است كه در بسياري از آثار مجيد مجيدي به عنوان مشاور و همينطور نويسنده فيلمنامه حضور داشته است. از كارهاي او مي‌توان فيلمنامه زير نور ماه ساخته رضا ميركريمي، بيد مجنون ساخته مجيد مجيدي و البته بازنويس فيلمنامه‌هايي چون هيهات را نام برد. ايشان همچنين رماني با عنوان «او سلمان شد» را روانه بازار كرده‌ كه درحال بازبيني براي طراحي فيلمنامه از روي آن هستند. با ايشان درباره نسبت سينما و انقلاب اسلامي به گفت‌و‌گو مي‌نشينيم.
 چرا سينما طي اين سال‌ها آنطور كه از آن به عنوان يك رسانه قدرتمند انتظار مي‌رود نتوانسته در خدمت انقلاب و آرمان‌هاي آن باشد؟ چرا پيام انقلاب هنوز نتوانسته از طريق اين مديوم به دنيا صادر شود؟
شما سؤالي را مي‌پرسيد كه سال‌هاست مطرح است، همه هم پاسخ‌هاي مشابه دادند به آن و جوابش را هم خودتان داريد، ولي بازهم پرسش ادامه دارد. براي اينكه خاستگاه خود اين پرسش سينما نيست، خاستگاه اين پرسش از سياست مي‌آيد. از برنامه‌ريزان سياسي مي‌آيد. آن گروهي كه در قدرت باشند و در سياست قدرت داشته باشند آن گروه هميشه توجيه‌گر وضع موجودند و مي‌گويند چه چيزي بهتر از اين سينما داريم. همين سينما هم در حد خودش در خدمت انقلاب است. همين‌كه موقعيت عوض مي‌شود نظر هم عوض مي‌شود. يعني موقعيتشان در نحوه جواب دادنشان مؤثر است. خب پس ما با اين پرسش روبه‌رو هستيم در اين زمان فعلي يعني سينما در خدمت انقلاب، پرسشي كه هميشه پرسيديم و پاسخي كه هميشه داديم. هم پاسخ‌دهنده و هم پرسشگر حدود آن را مي‌دانند. بايد از آن فاصله بگيريم، دارد تكراري مي‌شود. نمي‌خواهم اين فاصله اينگونه باشد كه بگوييم سينما چيست و انقلاب چيست و آيا اين انقلاب از سينما انتظار دارد. هميشه مي‌گوييم اگر سينما ظهور كرده از دوره‌اي كه وارد ايران شده تا الان چه قبل انقلاب و چه بعد آن، سينما آنچه را كه در چنته داشته ارائه داده، سينما همين هست كه هست. سينما‌گران زحمت كشيده‌اند هركدام در توان خودشان چيزي را ارائه دادند كه موجود است و ما به اين رسيديم كه وقتي به آرمان‌ها مي‌انديشيم مي‌بينيم ما اين سينما را نمي‌خواستيم، البته همه به اين نرسيدند، عده‌اي رسيدند كه ما اين را نمي‌خواستيم. چه مي‌خواستيم؟ سينما قرار بود ما را به سمت ديگري ببرد و آن اوضاع ايجاد شود. آن اوضاع چيست؟ ما بايد به آن پاسخ دهيم. ما يقه سينما را گرفتيم كه تو در خدمت انقلاب نيستي يعني مايي كه به اين پرسش رسيديم. مگر من قرار بود چه كنم؟ من يك بودجه منصوب دارم يك‌سري هم مشغولند، آن بودجه بايد خرج شود. توليد محدود؛ كارگردان‌ها مشخص و بازيگرها معين و تربيت يافته اين 30 سال هستند كه نظام اقتدار پيدا كرده. سنين خيلي از اينها مال اين دوره است. حالا بازمانده‌هايي هم هستند. مي‌خواهند فيلم فارسي را زياد كنند كه البته يا ترك كار كردند يا ديگر به درد نمي‌خورند. بيشتر بچه‌هاي انقلاب و بعد انقلاب هستند. آيا اين سينما هم در خدمت انقلاب نيست. بله يك‌سري هم مي‌گويند كه همين سينما هم در خدمت انقلاب نيست، كه اين‌كار را سخت‌تر مي‌كند پس نسلي كه در خود انقلاب باليدند و سينماگر شدند امروز همين نسل در خدمت انقلاب نيست. سؤال پيش مي‌آيد كه هميشه مي‌پرسم: تو اين 30 سال وضع اقتصادي هم همين بوده؟ چه اتفاقي در جاي ديگر افتاده كه از سينما انتظار داريد ولي از اقتصاد و... انتظار نداريد؟ بانكداري اسلامي؟ معاملات اسلامي؟ در وضعيت اجتماعي، اخلاق اسلامي؟ اخلاق ديني؟ جامعه ديني؟ من فكر مي‌كنم آن پرسش زياد جا پيدا نمي‌كند.
پس شما تا به اينجا مي‌خواهيد بگوييد اين انتظار ما از سينما غير‌منطقي و نابجا است چون هيچ چيز ما به خوبي در خدمت انقلاب قرار نگرفته و بي‌مبنا است؟
نه اينكه بي‌مبنا است، ما يك انتظاري از سينما داريم اما نمي‌گوييم اين انتظار چيست؟ نمي‌توانيم بيانش كنيم. مثلاً گاهي مي‌گوييم دردهاي مردم را بگويند. برخي مي‌گويند، ولي امكان دارد دردها با ما فرق داشته باشد. ولي يك دعوايي هست كه اين سينما مشخصه‌هاي يك سينماي ملي را دارد. من قائل هستم ندارد. مشخصه‌هاي يك سينماي ديني را دارد يا نه كه من مي‌گويم ندارد. ولي اين سينما دست پرورده همين مسئولان است كه از اينها هم انتظار معجزه‌اي ندارم. قائل بر اين نيستم كه اينها مي‌توانند درست كنند. اينها با اين افكاري كه در اين 30 سال رسوب كرده امكان اينكه سينماي ملي را محقق كنند ندارند چه برسد به سينماي ديني. چنين انگيزه‌اي هم ندارند و اگر هم داشته باشند برحذرش مي‌كنند.
پس در وهله اول يك سينماي ملي و بودجه بايد داشته باشيم تا بعد بتوانيم سينماي ديني و غيره داشته باشيم كه فعلاً نداريم؟
من مي‌خواهم بگويم كه به اين سمت هم نمي‌رويم. سينما چيست؟ سينما يعني نموداري از فرهنگ و هويت ملي يك جامعه كه زبانش هست، دينش هست، ارزش‌هاي اخلاقي‌اش هست، سنتش هست، ما اينها را در سينما نمي‌بينيم. زبان سينما زبان آشفته‌اي است. هويت ملي ما كه مذهب و زبان و ارزش‌هاي اخلاقي است در سينماي ما تبلور ندارد.
براي اينها نبايد سينماگران ما پاسخگو باشند؟ چرا بايد همه را دولت جواب بدهد؟
چرا بايد كارگردان و سينماگر مسئول باشد؟ كارگردان كسي است كه يك پولي مي‌گيرد و يك برنامه‌اي را براي تهيه‌كننده‌اي كه باز از طرف نظام مقبول هست و پول را به او مي‌دهند... شما چرا از كارگردان سؤال نمي‌پرسيد؟ چرا از او نمي‌پرسيد؟ چرا او مصونيت دارد؟ چرا مسئول حوزه هنري مصونيت دارد؟ چرا او نبايد پاسخگو باشد؟ در حالي كه او مجري است! چرا باز يقه سينماگر را مي‌چسبيد. سينما‌گر را به عنوان شاغل حساب كنيد. شما هر كسي را هم استخدام نمي‌كنيد. چرا فقط بايد به چند نفر خاص بودجه بدهيم و چرا فقط اينها فيلم مي‌سازند و چرا اگر خلاف هم بسازند باز جايزه مي‌دهيد؟
انگار يك سردرگمي وجود دارد!
من مي‌گويم دودوزه بازي. از اين سينما هم بيشتر از اين انتظار نيست. من به يك عده دلسوزي كه به افق‌هاي بالاتر فكر مي‌كنند مي‌انديشم. چه كساني حاضرند برويم به سمت افق؟ به اميد رسيدن به قاف حركت مي‌كنيم. حالا در نظر خيلي‌ها ايدئاليستي فكر كردن هست ولي باشد چاره‌اي نداريم.
پس شما مقصر را خود سياست و سيستم دولتي مي‌دانيد؟
چرا مي‌گوييد مقصر اينها همين هستند، مي‌گويند ما برنامه را اجرا مي‌كنيم، قانون را اجرا مي‌كنيم. هرجا قانون باشد.
قانون گفته يك سينماي تراز انقلابي بايد داشته باشيم.
خوب پس چرا قانون يقه آن را نمي‌گيرد؟ پس همين را مي‌خواهد. چون اگر نمي‌خواست يقه مي‌گرفت. مجري قانون مي‌گفت معاونت سينمايي تو درست عمل نكردي ولي او مي‌گويد تو درست عمل كردي. همه به هم مي‌گويند تو درست عمل كردي. مشكل آدم‌هايي هستند كه آرمانخواه هستند. آدم‌هايي مثل ما كه گوشه‌اي مي‌نشينند و برهمه چيز عالم يك اما و اگري دارند. شايد ما بايد ساكت باشيم. قانون اينها را تأييد مي‌كند و قانون اينها را حمايت مي‌كند. ما با كساني مبارزه مي‌كنيم كه قانون حامي آنهاست؟ ما چه مي‌خواهيم؟ ناراحتي ما از كجاست؟ من يك آرمانخواهم و به دنبال يك سينمايي كه به افق‌هاي برتري بينديشد. سينما و فرهنگ بايد به سمت آن آرمان‌ها پيش برود و من تسليم آن سينما نمي‌شوم. اينكه سينماگر بايد با من هماهنگ باشد درست نيست و چه بسا بتواند من را بي‌خانمان كند. و ما هم در حد يك غر‌غرو باقي مي‌مانم. ولي من از آنجايي كه به ذات انديشه و ايمان اعتقاد دارم مي‌گويم اين انديشه اگر در‌بگيرد روزي درخواهد گرفت و كساني از بين اين قوم و جمعيت و سينماگران بلند مي‌شوند و مي‌گويند نكند افق بالاتري هم در كار باشد. نكند افق ما با افق هاليوود يكي باشد. نكند بايد از فيلم‌فارسي فاصله بگيريم. به سينماي خودي بينديشيم كه به فرهنگ ما قائل باشد و نوع نگاه ما را پيش ببرد. شايد يك روزي عده‌اي آن را پيش ببرند. و چون معتقدم مدام مي‌گويم و چون از شعر و معماري و ادبيات بهره مي‌برم براي اين است كه بگويم ما يك افقي را در نظر گرفته‌ايم. اين افق فيلم‌هاي دلمرده مريض امروز نيست. اين سينما نمي‌تواند ما را به آن افق نزديك كند. حتي فيلم‌هاي ديني اين سينما هم دارد حال من را به‌هم مي‌زند.
من براي اينكه خودم به يك پاسخ برسم با يك سينماگري كه متفكر باشد حاضرم حرف بزنم. اما سينماگر حوصله من را ندارد و من هم با او هم‌كلام نيستم. انتظاري از سينماگر ندارم. سينماگر شاغل است. قسمتي هنرمند هستند شاغل يا نيمه شاغل و نظام به آنها اجازه ساخت داده است. فيلم آقاي درويش را مجوز داده‌اند پس چرا ديگر جلويش را مي‌گيريد؟ ديدگاهتان عوض شده است؟ فهميديد كه نبايد مي‌ساختيد؟ آقاي درويش جور ديگري بايد مي‌ساخته؟ دولت مي‌گويد كه عده‌اي اجازه نمي‌دهند، آن عده كيستند؟ من مي‌توانم با آقاي درويش مثلاً بحثي داشته باشم در باب سينما و مفهوم و معنا ولي بحث من اينها نيست. مقوله سينما در حوزه اقتدار سينما و دولت همين است كه هست چون مدير مي‌گويد همين است كه هست، من فراتر از قانون كه نمي‌توانم بگويم اين باشد يا نباشد ولي در حوزه انديشه كه مي‌توانم. من كاري با دولت و اينها ندارم ولي در حوزه انديشه مي‌گويم سينما ابتر است. سينما اصلاً دلمرده است. اين سينما بي‌رؤيا است و مشغول در جازدن است. اينها حرف‌هاي من است. آقاي ايوبي كه استناد به قانون مي‌كند و اگر هم خلاف عمل كرد كه خود قانون جلويش را مي‌گيرد. بودجه بودجه قانوني و مسئول مسئول قانوني است پس من در كدام حوزه بايد سخن بگويم؟ يك شهر است و صد كدخدا و هيچ كس مسئول هيچ چيز نيست و همه مسئول هيچ چيز نيستند! در چينن موقعيتي بايد با كي صحبت كنيم؟ من حرف خود را در باب انديشگي سينما مي‌زنم، فيلم محمد رسول‌الله يا فيلم رستاخيز ديني است اما من به راحتي مي‌گويم ديني نيست. آقاي ايوبي مي‌گويد ديني است، فيلم محمد را پخش مي‌كنيد ولي رستاخيز را نه به علت آن كه صحنه‌هايي از آن را ايراد داريم. بحث من ولي اينها نيست. آيا اين فيلم ضد دين است؟ خير ضد دين هم نيست. سينماي ما به جايي رسيده است كه مي‌خواهد مقلد هاليوود شود تازه درجايي كه مي‌خواهد تجاري شود. اين سينما با شرايط فعلي به‌جايي رسيده كه راه پيش ندارد ولي درجا مي‌زند چون ما در بن‌بست‌ها درجا قدم مي‌زنيم برنمي‌گرديم.
آمديم و يك خارجي را آورديم برايمان كار كند. مثل زماني كه يهودي را آورديم تا برايمان اذان بگويد اشكالي دارد؟ من قبول ندارم كه در حوزه انديشه ارسطو را طوري تعريف كنيم كه دينداري را ثابت كند.
سينما اگر بيايد و همه آنچه كه دولت‌ها انجام مي‌دهند را توجيه كند در خدمت انقلاب است؟ اگر هركاري كه نظام كرد را بيايد توجيه كند اين مي‌شود انقلاب؟ سينمايي كه دولت آقاي روحاني و احمدي‌نژاد هرچه انجام داد بيايد تأييد كند و بگوييم كه بهتر از اين نيست و نظير در دنيا ندارد! ما كه اين را نمي‌خواهيم اينكه سينما نيست.
بگذاريد سؤال بهتري بپرسم، اگر بخواهيم اين سينما در خدمت انقلاب باشد چه بايد بكنيم؟
يعني شما مي‌گوييد اين سينماگران خلاف آرمان‌هاي امام هستند؟ از خود سينماگران بپرسيد چقدر خودشان را در خدمت امام و انقلاب مي‌دانند؟! فيلم‌هاي حوزه هنري برخلاف آرمان‌هاي امام ساخته شده؟ من مي‌گويم اينها همه فيلم‌هايي بوده است كه از دولت جمهوري اسلامي مجوز گرفته است. هيچ‌كدام از فيلم‌ها برخلاف قانون عمل نكرده‌اند و همه در خدمت قانون بودند. هيچ‌كدام برخلاف قانوني كه هست اقدام نكرده‌اند. بگوييد كدام برخلاف عمل كرده است؟ چرا من با سينماگر دعوا كنم كه اين فيلم‌ها را ساختي؟ بعد هم بده آنها بشوم و فحشش را بخورم.
من الان فكر مي‌كنم كه اين پرسش يكجور بازي است. يك عده اين پرسش را دارند و من هنوز نمي‌دانم كه در خدمت انقلاب يعني چه؟ در خدمت نظام در خدمت قواي مقننه و قضائيه؟ اگر درخدمت گرفتن را اين بدانيم كه مديران را راضي كنيم يك سينماي ابلهانه خواهيم داشت. الآن هم اين سينما هيچ ماهيت و هويت درستي ندارد و افقي هم ندارد. اما اين سينما بضاعتش هم همين بوده است. مجله سينمايي آقاي جيراني تعريفي از همين سينماي موجود است. اين درخدمت انقلاب بودن خيلي مبهم است و بايد روشن شود.
اما ما بايد قبول كنيم كه برخي از سينماگران هم از ضعف تئوريكال و فقر سواد بهره‌مند هستند و همه چيز گردن نظام و دولت نيست!
البته بله بي‌سوادي در همه‌جا غوغا مي‌كند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار