
يک مدير حرفهاي خوب، چه به عنوان وزير ورزش و جوانان و چه به عنوان مديريت ورزشي بايد داراي صلاحيتهاي علمي و تجربي و ويژگي فرهمندي يا به اصطلاح کاريزمايي باشد. فرهمندي يا کاريزما مهمترين فاکتور يک مدير ورزشي است. يک مدير يا وزير ورزش هرچند بايد تجربه، تخصص و صلاحيتهاي علمي داشته باشد اما، مهمترين فاکتور براي او فاکتور فرهمندي است، يعني بايد بتواند دلها را به دست آورد.
موفقيت يک مدير در داشتن کاريزماست، حوزه ورزش يک حوزه احساسي و خاص انسانهاي فرهيخته ورزشي است، لذا اگر مدير ورزشي يا بالاترين مقام ورزشي کشور تمام موارد و ويژگيها را داشته باشد و تنها فاکتور کاريزما را نداشته باشد، موفق نخواهد بود. مديريت در ورزش مديريت بر قلبهاست و مدير ورزشي بايد بتواند قلب افراد را تسخير کنند، در غير اين صورت موفق نميشود. در گذشته در بحث مديريت ورزشي از مديران علمي، تخصصي و دانشگاهي استفاده کرديم ولي آن موفقيتي که خواستار آن بوديم، محقق نشد حتي با وجودي که برخي از دوستان از لحاظ علمي بالاترين درجهها را نيز دارا بودند اما موفق نشدند.
همچنين از افرادي که متخصص در ورزش يا قهرمان ورزشي بودند نيز بهره گرفتيم، اما باز هم آن جامعيت لازم حاصل نشد و تنها علت اينها در همان فقدان ويژگي فرهمندي است. در علم جديد روز، بحثي تحت عنوان Management Coaching مطرح است، به معني مديريت مربيگونه. مديريت در ورزش اگر حالتي از مربيگونه را داشته باشد ميتواند در دلها حکومت کند و موفق شود. بنابراين بايد براي اين بخش، ويژگي کاريزمايي قوي وجود داشته باشد. موفقيت کرش در داشتن اين ويژگي است، آقاي کرش تمام ويژگيها همچون علم و تخصص را داراست، اما ويژگي مهم ديگر او که توانسته مردم را با خود همراه کند و به سمت خود جذب كند، داشتن حالت خاص و کاريزماتيک است و توانسته با اين ويژگي در دل مردم جاي گيرد. با وجودي که کلي انتقاد به اين فرد ميشود، ولي بازهم ميبينيم که مردم از او حمايت ميکنند و در نظرسنجيها هميشه بالاترين رأي را ميآورد.