خشم جزئي از رفتاركودك است. يك رفتار كاملاً انفعالي و از قبل پيشبيني نشده. وقتي كودكي براي رسيدن به اهداف و آرزوهايش درمانده و ناكام ميشود واكنش و عكسالعمل سريعي از خود نشان ميدهد كه بسته به نوع كار يا آن هدف، متفاوت است يا اينكه اگر كودك از لحاظ فكري و ذهني و حتي عملي به هم بريزد و نتواند در آن واحد، يك تصميم درست و منطقي بگيرد يا اينكه عكسالعملي درست، شايسته و بايسته از خود نشان بدهد دست به يك واكنش ناخواسته ميزند و چون اين واكنش از صبر و شكيبايي و آرامش برخوردار نيست خشم ناميده ميشود.
كودك خشمگين كيست؟هر عاملي كه سبب بروز خشم در كودك ميشود برخاسته از اين است كه در وهله اول تعادل كودك بههم خورده است و در وهله دوم كودك از رسيدن به خواستهها و نيازهايش ناكام و دور مانده است. در حقيقت هر عاملي كه اين تعادل را بر هم بزند و كودك را از رسيدن به خواستهها و نيازهايش دور سازد و موجب مزاحمت و ناراحتي او شود، ميتواند مسبب بروز خشم شود و انگيزههاي بروز و پيدايش خشم را در كودك پرورش دهد. البته اين عكسالعملها و واكنشها در تمام طول زندگي انسان به چشم ميخورد و مربوط به يك برهه از زمان يا يك دوره خاصي از زندگي نميشود، بلكه بروز خشم در روابط عاطفي، اجتماعي، جسمي و ذهني ممكن است نمود پيدا كند.
گاهي اوقات ديده شده است كه مادري به كلينيك مراجعه كرده و از رفتارهاي فرزند خود گلهمند است و اينطور عنوان ميكند كه فرزندش مرتب در خانه داد و فرياد ميكند، غذا بد ميخورد و گاهي اوقات دوستان و همكلاسيهاي خود را ميزند. رفتارها و عملكردهايي همچون داد زدن و پرتاب كردن اشياء و كتك زدن افراد و همسالان و مو كشيدن و چنگ زدن، زدن خود و چهبسا قهر كردن و وانمود به مريض بودن و در نهايت غذا نخوردن تمام اينها ميتواند ناشي از بروز خشم باشد. البته گاهي وقتها خشم بر اثر عوامل فيزيولوژيكي و اختلال در ترشح غدد داخلي و درونريز احتمال دارد پيش بيايد. گاهي اوقات هم اگر كودكي بيجهت و بهطور متناوب خشمگين ميشود و دست به چنين مواردي ميزند بهتر است با يك پزشك متخصص يا يك روانشناس در ميان گذاشته شود.
راههاي پيشگيري از خشم آدمي با رفتار، كردار، انگيزهها و اهداف متفاوتش زنده است. دوست داشتن، خوب بودن و خشمگين شدن و از كوره به در رفتن يا... بخشي از زندگي بشري است. هر انساني به طور ذاتي و فطري براي كاهش فشار رواني كه بر خود احساس ميكند درصدد عكسالعملهايي بر ميآيد كه باعث كاهش فشار و استرس ميشود. اما هر رفتاري حد و حدودي دارد. دركل بايد دانست كه خشم فقط در موقعي ايجاد ميشود كه كودك تواناييهاي خود را ناديده گرفته يا اينكه نميتواند به طور صحيح و سنجيده از آن استفاده كند يا اينكه اطرافيانش او را وادار به خشم كردهاند و درواقع در بسياري از موارد خشم كودك ناشي از رفتار ماست. در هر دو صورت در اينجا راهكارهايي ارائه ميدهيم كه ميتواند در جلوگيري از بروز خشم در كودكان يا كاهش شدت خشم در كودك مثمر ثمر باشد.
1- كودك خود را با هيچ كودك ديگري مقايسه نكنيد و تواناييهاي ديگر كودكان و همسن و سالان او را به رخش نكشيد، البته تا حدي كه باعث ايجاد تلنگر در او شود مانعي ندارد. بگذاريد فرزندتان همان چيزي كه هست و همان چيزي كه توانايياش را دارد باشد. هيچگاه كودكان ديگر را به رخ او نكشيد و در نهايت كاسه چه كنم چه كنم را نه خود به دست بگيريد و نه به دست فرزندتان بدهيد، چراكه او وقتي خود را ناتوان و كم توان ببيند و بداند كه والدين او مرتب كودكان و همسالانش را به رخ او ميكشند مسلماً تواناييهاي بالقوه ديگر خود را از دست ميدهد و به يك فرد گوشهگير تبديل ميشود. بايد والدين گرامي بدانند كه هر شخصي تواناييهاي بالقوه و ذاتي خود را دارد كه خداوند در وجود او به وديعه گذاشته است و شايد كودك شما تواناييهاي ديگري دارد كه ديگر كودكان نداشته باشند.
2- والدين عزيز و گرامي سعي كنند هيچگاه فرزندان خود را مخصوصاً آناني كه سنشان زير هفت سال است را در معرض خشم و بگو مگوهاي خود و ديگران قرار ندهند، چراكه كودك آن را ملكه ذهن خود ميكند و اين برداشت را دارد كه پس اگر در مواقعي حرف كم آورديم يا ديگران سرمان كلاه گذاشتند يا اينكه اگر نتوانستيم حق خود را بگيريم بايد خشمگين شويم و حالات عاطفي، رفتاري و هيجاني خود را با خشم نشان دهيم كه اين تصور غلطي است. فراموش نكنيم كودكان در اين سنين والدين خود را الگوي تمام عيار رفتاري و اخلاقي ميدانند و از آنان الگوبرداري ميكنند.
3- هيچگاه از كمك و مساعدت و همياري به كودكتان در جهت رسيدن به اهداف و خواستههايش كوتاهي نكنيد. اين را بدانيد كه خشم حاصل و نتيجه عجز و ناتواني هر انساني بوده و است. پدر و مادر عزيز بايد بدانند كه براي كاهش و از بين بردن خشم در كودك خود بايد بر مهارتها و تواناييهاي او بيفزايند و او را براي غلبه بر مشكلاتش و توفيق در رسيدن به خواستههايش ياري كنند. از طريق صحبت كردن با كودكان و راهنمايي او در جهت چگونه پيروز شدن، تلاش كنند و راهكارها و روشهاي غلبه بر عصبانيت را به فرزندانشان آموزش دهند. به او بياموزند كه هدفهايش را بر اساس تواناييهايش تنظيم كند تا بتواند با شرايط موجود كنار بيايد و خود را وفق بدهد تا هيچ گاه مجبور نشود خشمگين شود.
4- سلامت روحي و تنظيم مسئوليتها و خواستهها بر اساس توان ذهني، روحي و جسمي كودك امكانپذير است. كودكاني كه دچار ضعف جسمي هستند و از ناتواني روحي شديد رنج ميبرند زودتر در برابر سختيها و شكستها واكنش منفي نشان ميدهند، بنابراين نبايد از كودك خود انتظاري فراتر از آني داشته باشيم كه در حد توانش است، چراكه كارهاي طاقتفرسا و سخت از عهده او خارج است و باعث بر هم زدن تعادل فكري و رواني او ميشود.
5- هيچگاه به كودك خود توهين نكنيد و هيچ وقت به حريم خصوصي او وارد نشويد. توهين و اهانت كردن به فرزند هرچقدر هم كه كودكتان كوچك باشد در شان و منزلت او نيست. كودك وقتي ببيند پدر و مادرش شخصيتش را زير سؤال بردهاند دچار آسيب روحي ميشود.
6- نكته آخر اينكه كودكان زير هفت سال به داراييهاي خود اهميت فراواني ميدهند و گاهي اوقات از اينكه پدر و مادر يا حتي خواهر و برادر به وسايلشان دست بزنند ناراحت ميشوند در نتيجه باعث بر هم خوردن تعادل روحي كودكان شده و در نهايت خشمشان را برميانگيزد.
* روانشناس