به گزارش خبرنگار ما، نيمه شب پنجم شهريورماه سال گذشته بود كه قاضي منافي آذر، بازپرس ويژه قتل دادسراي امور جنايي تهران با تماس تلفني مأموران پليس از مرگ مشكوك دختر بچه 10 ماههاي به نام رؤيا با خبر و راهي محل شد. بررسيها نشان داد، ساعتي قبل رؤيا در حالي كه حالش خراب بوده توسط مادرش به بيمارستان منتقل ميشود كه دقايقي بعد فوت ميكند. مادر رؤيا گفت: در خانهمان بودم كه به من خبر دادند براي برادرم حادثهاي رخ داده است. پس از اين نوزاد را در خانه تنها گذاشتم و به خانه برادرم رفتم. نيمههاي شب وقتي به خانه برگشتم متوجه شدم حال رؤيا بد شده است و او را به بيمارستان بردم، اما دخترم فوت كرد. همزمان با ادامه تحقيقات مادر رؤيا براي بازجويي بازداشت شد تا اينكه مدتي بعد پزشكي قانوني اعلام كرد، دختر 10 ماهه به خاطر عفونتهاي حاد داخلي فوت كرده است. پس از اين، قاضي پرونده دستور آزادي زن جوان را صادر كرد.
صبح ديروز مادر رؤيا براي ادامه تحقيقات به دادسراي جنايي آمد. وي در شرح ماجراي زندگياش گفت: پنج سال قبل در پارك با مردي افغاني كه به صورت غير مجاز به ايران آمده بود، دوست شدم. او به من ابراز علاقه كرد و پيشنهاد ازدواج داد و من هم قبول كردم، اما او مدرك شناسايي نداشت كه مرا عقد كند به همين دليل صيغه او شدم و براي ادامه زندگي به افغانستان رفتيم. آنجا اولين فرزندم كه پسر بود، به دنيا آمد. زندگي سختي داشتم و دوري از خانواده براي من از همه سختتر بود تا اينكه ناگهان پسرم در شش ماهگي فوت كرد. پس از اين تنها و افسرده شدم تا اينكه دوباره به ايران برگشتيم و زندگي تازهاي را شروع كرديم. مدتي بعد دخترم رؤيا بهدنيا آمد. او سالم بود و بيماري نداشت. در حالي كه رؤيا هشت ماه بيشتر نداشت، شوهرم ما را تنها گذاشت و به افغانستان رفت. وقتي رؤيا فوت كرد تلفني به شوهرم اطلاع دادم و از آن روز به بعد او ديگر به تلفنهاي من جواب نميدهد و الان هم پس از فوت دخترم از هميشه تنهاتر شدم. در ادامه پرونده دختر فوت شده به دستور قاضي منافي آذر براي هميشه بسته شد.