
روسيه پيشنويس قطعنامه پيشنهادي فرانسه را در خصوص توقف حملات هوايي به شرق حلب وتو كرد و قطعنامه پيشنهادي روسيه نيز در خصوص احياي سازوكارهاي اجرايي توافق آتشبس در حلب بدون توقف حملات به اهداف و مقر گروههاي مسلح و تكفيري و در رأس آن جبهه النصره يا همان فتحالاسلام به حد نصاب لازم يعني 9رأي مثبت از مجموع 15 عضو شوراي امنيت نرسيد و رد شد. فرانسه بعد از آن پيشنويس قطعنامه پيشنهادي خود را ارائه داد كه وزير امور خارجه اين كشور در سفر به مسكو با دست خالي برگشت و نتوانست از تهديد نظامي امريكا و ناتو براي عقب راندن روسيه از مواضع خود نتيجه بگيرد، البته روسيه لزوم امدادرساني به ساكنان غيرنظامي شرق حلب را كه تعداد آنها 250 هزار نفر اعلام شده، ميپذيرد و در طرح پيشنهادي خود نيز آن را در اولويت قرار داده است (كما اينكه پيش از آغاز عمليات آزادسازي حلب نيز ايجاد سه دالان انساني براي خروج ساكنان شرق حلب و يك دالان براي خروج مسلحين تعبيه شده بود) اما از اينكه شرايطي فراهم شود كه نيروهاي مسلح و تكفيري وابسته به جبهه النصره بخواهند از آن سوء استفاده كنند و خود را در پشت نقاب عواطف انساني پنهان سازند و به تقويت خود بپردازند، مخالف است و در عين حال براي جلوگيري از آسيب رسيدن به غيرنظاميان خواستار تفكيك گروههاي تكفيري و غيرتكفيري و همكاري سازنده امريكا در اين زمينه است. بر اين اساس از ديد روسيه پيشنويس طرح پيشنهادي فرانسه به نفع جبهه النصره بود چرا كه توقف حملات هوايي و ايجاد منطقه پرواز ممنوع ميتواند به استمرار حيات اين گروه تكفيري و گروههاي وابسته به آن كمك كند. در پيشنويس قطعنامه پيشنهادي فرانسه از درخواستهاي اخير استفان دي ميستورا نماينده سازمان ملل در سوريه نيز خبري نبود.
وي از 900 شورشي مستقر در شرق حلب خواسته بود كه به سپر انساني خود در شرق حلب پايان دهند و براي جلوگيري از استمرار حملات هوايي اين منطقه را ترك كنند. وي حتي اطمينان داده بود كه حاضر است مسلحين شرق حلب را همراهي كند تا آنها با خيال راحت اين منطقه را به ادلب يا هر نقطه ديگر ترك كنند. در حالي كه اظهارات دي ميستورا با استقبال روسيه همراه شد اما هيچ يك از كشورهاي غربي از آن استقبال نكردند و گروههاي شورشي و تكفيري سوريه اين اظهارات را به باد انتقاد گرفتند. اگر همين طرح و پيشنهاد دي ميستورا مبناي عمل قرار ميگرفت، ميتوانست به اوضاع بحراني شرق حلب پايان دهد اما طرح پيشنهادي فرانسه نشان داد هدف محافل غربي و همپيمانان سعودي و صهيونيستي آنها نه حل بحران انساني در حلب بلكه برعكس استفاده ابزاري از آن براي ايجاد فضاي تنفسي جديد براي مخالفان مسلح و تكفيري است كه در شرق حلب گرفتار شدهاند.
همين انگيزههاي پنهاني بود كه از اجراي توافق امريكا و روسيه بر سر آتشبس در حلب و سوريه جلوگيري و زمينه دور جديد درگيريها و تنشهاي روزافزون را فراهم كرد. برخلاف تبليغات رسانههاي غربي و سعودي– قطري كه ميكوشند مسئوليت شكست آتشبس و فاجعه انساني را در حلب متوجه روسيه و سوريه سازند اما بررسيهاي ميداني حاكي از اين است كه مجموعه اقداماتي از قبيل تعرض هوايي رژيم صهيونيستي به سوريه، حمله هوايي امريكا به مقر سربازان سوري در ديرالزور و امتناع گروههاي مسلح از اجراي تعهدات خود در قبال توافق روسيه و امريكا زمينه پايان آتشبس و تشديد درگيريهاي كنوني را فراهم كردند.