
بيشك، ما در عصري زندگي ميكنيم كه عصر فشردگي اطلاعات است. عصري كه چنان حركت سريع رو به پيشرفتي دارد كه نميتوان از هركسي انتظار داشت كه ساعتها وقتش را به مطالعه بگذراند، كتابهاي كاغذي در دست بگيرد و زير نور چراغ و در سكوت و آرامش بخواند و بنويسد!
عصر ما عصر شتاب است! عصري كه منتظر هيچكس نميماند اما در همين عصر شتاب و پيشرفت و تكنولوژي ضروريترين نكته مطالعه است! زيرا، دانش و فهم و شعور فرزندان مطالعه هستند.
از اين رو، مردم با گذر از كتابهاي حجيم و وقتگير به خواندن مطالب بيشتر در قالب نوشتههاي كوتاهتري مثل مقاله رو ميآورند. اينجاست كه ميتوان گفت نوشتن و خواندن مقالات علمي و تخصصي و نيز بازتاب و انعكاس آنها از جمله نشانهاي دنياي مدرن و حركت به سوي پيشرفت است.
نكته اينجاست كه سير مقالاتي كه در كشورهاي جهان سوم نوشته و چاپ و منتشر و حتي خوانده ميشود، شتاب فراوان داشته و دارد اما آيا كشورهاي جهان سوم رو به پيشرفت و توسعه و فرهنگ جهاني حركت ميكنند؟
كمي به اطراف خود نگاه منصفانهاي داشته باشيم، پاسخ اين سؤال كاملاً مشخص است!
يكي از مهمترين دلايل عدم پيشرفت و رو به توسعه نرفتن كشورهاي جهان سوم آن است كه مردم اين كشورها علائم و نشانههاي پيشرفت را به خود پذيرفته و در ميان جامعه بروز ميدهند، ولي هرگز نتيجهاي را كه كشورهاي پيشرفته به دست آوردهاند، به دست نميآورند! چرا؟
پاسخ ساده است، ما همچون مردمان كشورهاي پيشرفته مقاله مينويسيم و از خواندن كتابهاي حجيم روي ميگردانيم، ولي نميتوانيم اثر اين مقالات و اين مطالعات را در جامعه بازتاب داده، منعكس كنيم. حقيقت امر آن است كه ما به چند نكته اساسي توجه نميكنيم؛ از جمله:
1- مطالعه را نميتوان با مقاله شروع كرد. برعكس، مطالعه را بايد از دوران كودكي و با نكات پايه و اساسي كه معمولاً در كتابهاي حجيم شرح داده ميشوند، عادت ذهن و رفتار خود ساخت. جواناني كه در تمام عمر خود بيش از انگشتان دست خود كتابهاي پايه و اساسي را مطالعه نكردهاند، توقع دارند با خواندن تنها چند مقاله به فهم و شعور و دانشي كه از مطالعه زاده ميشود، دست يابند!
2- مقالات علمي كه در مجلات علمي و پژوهشي چاپ و منتشر ميشوند، با ساختاري خشك تنها به بيان نكات تكراري و مقدماتي ميپردازند كه هيچ نتيجهاي دربر نداشته و هيچ نكته تازهاي براي ارائه ندارند.
در واقع، مقالات علمي در جامعه ما بيشتر براي كسب امتيازات علمي، به دست آوردن شهرت، بالا رفتن مقام و منصب علمي ـ پژوهشي و... كاربرد دارند، نه براي بيان و طرح مسئلهاي يا ارائه راه حل براي مشكلي! مسلماً اين ايراد از عدم آشنايي ما با مفهوم علوم انساني و نيز تعريف صحيح آن بازميگردد.
3- چاپ آواري (1) مقالات در مجلات حجيم كه به گمان خود در هر بخش، اطلاعات و مقالهاي مفيد براي خوانندگان خود در نظر گرفتهاند. براي نمونه، به مجلات مهرنامه، صدا، اخيراً سياستنامه و... دقت كنيد.
اين مجلات به بخشهاي گوناگون تقسيم شده، در هر بخش (فصل، پرونده و...) مقالات ارائه ميكنند تا هركس به باب ميل خود به يك يا چند بخش (فصل، پرونده و...) مراجعه كند اما اين مجلات كه معمولاً در اختيار كادر يكساني ميباشند، هيچ درد، مسئله يا مشكلي را حتي مطرح نميكنند، چه برسد به اينكه براي آن راه حلي ارائه كنند.
اين مجلات لقمههاي جويده شده را به صورت آماده در دهان خوانندگان خود گذاشته، به جاي ارائه دانش و فهم و شعور، هرچه بيشتر در مسير ناداني و عدم فهم مخاطبين خود ميكوشند. مخاطب چنين مجلاتي تنها با خواندن چند صفحه حرفهاي تكراري و اطلاعاتي كه هيچ دردي را دوا نميكنند، خود را دچار توهم دانايي و خوددانشمندپنداري ميكنند به نحوي كه خوانندگان چنين نوشتهها و مقالاتي در انتهاي آنها به جاي اينكه از خود بپرسند، مقالهاي كه اين همه وقت مرا براي مطالعه خويش تلف كرد، قرار است چه كند و با خواندن آن چه اتفاقي بيفتد؟ بادي به غبغب انداخته، در مجالس خودي و غيرخودي بلندگوي ناداني و توهم خويش را به دست ميگيرند. اينك، در قرن بيست و يكم، وقت آن رسيده است با گذر از مرحله توهم ورود به دنياي مدرن، به راستي قدم در راه پيشرفت گذاشته، سروساماني به علوم انساني خويش و در نتيجه به اوضاع آشفته فكري و فرهنگي جامعه بدهيم.
پينوشت:(1) واژه آواري در مورد اطلاعات و مقالات مجلهها را اولين بار دكتر سيديحيي يثربي به كار بردهاند.
*فاطمه باقيپور
منبع: فارس