
به گزارش خبرنگار ما، چندي قبل زن جواني با اداره پليس تماس گرفت و گفت سه سارق مسلح به خانه مادرش حوالي ميدان نياوران دستبرد زدهاند. وقتي مأموران در محل حاضر شدند، زن جوان توضيح داد: مادرم 82 سال سن دارد و تنها زندگي ميكند. ساعتي قبل با او تماس گرفتم، اما جواب نداد به همين دليل نگرانش شدم به خانهاش آمدم كه با صحنه عجيبي روبهرو شدم. قفل در شكسته و همه وسايل خانهاش به هم ريخته بود و خبري از مادرم نبود تا اينكه او را دست و پا بسته روي تختخوابش پيدا كردم.
پيرزن هم در شرح ماجرا گفت: دو دختر و دو پسر دارم كه دو نفر از آنها در خارج از كشور زندگي ميكنند و دو نفر ديگرشان نيز در تهران هستند. چهار سال قبل شوهرم فوت كرد و من تنها شدم. دختر و پسرم اصرار داشتند براي زندگي پيش آنها بروم، اما من قبول نكردم و دوست داشتم با خاطرات شوهرم در خانه خودم زندگي كنم. ساعت 8 و 30 دقيقه صبح بود و من در حال قرآن خواندن بودم كه صدايي مانند افتادن چيزي از بلندي به گوشم رسيد، اما توجهي نكردم تا اينكه لحظاتي بعد ناگهان سه مرد نقابدار با شكستن قفل در وارد خانهام شدند. آنها چاقو داشتند و همان ابتدا تهديد كردند، اگر داد و فرياد كنم مرا ميكشند. بعد دست و پايم را به تخت بستند و خواستند رمز گاوصندوقم را به آنها بدهم.
از ترس جانم مقاومت نكردم و رمز را به آنها دادم. سه سارق مسلح 2 هزار و 700 دلار همراه يك ميليون تومان پول نقد، يك ساعت تمام طلا، يك انگشتر برليان قديمي و مقداري طلا از داخل گاو صندوق برداشتند و داخل ساكي ريختند. پس از اين، آنها تمام وسايل خانهام را هر چه وسايل قيمتي داشتم، سرقت كردند. سارقان در ادامه النگوهاي دستم را با قيچي بريدند و گردنبند طلايم را از گردنم بازكردند و هنگام ترك خانهام تهديد كردند اگر به پليس خبر بدهم دوباره به خانهام ميآيند و مرا ميكشند. وي ادامه داد: آنها حدود 100 ميليون تومان از خانهام سرقت كردند و بدون اينكه دست و پايم را باز كنند، از خانهام فرار كردند تا اينكه دخترم به دادم رسيد. با طرح اين شكايت پرونده به دستور قاضي علي وسيله ايرد موسي، بازپرس شعبه پنجم دادسراي ناحيه 34 براي رسيدگي در اختيار تيمي از كارآگاهان پليس آگاهي قرار گرفت.
مأموران در نخستين گام متوجه دوربين مداربسته محل حادثه شدند. مأموران فيلم دوربين مداربسته را بازبيني كردند، اما به خاطر اينكه سارقان نقاب به صورت داشتند موفق به شناسايي نشدند. در حالي كه احتمال ميرفت سارقان افراد آشنايي باشند مأموران از شاكي خواستند با ديدن فيلم در شناسايي سارقان به آنها كمك كند. شاكي پس از ديدن فيلم گفت: يكي از سارقان شباهت زيادي به ماهي فروش محلهشان دارد. وي گفت: من چندين سال است كه از مغازه ماهي فروش محلهمان به نام ستار ماهي ميخرم. مدتي قبل به او گفته بودم كه تنها هستم.
در چنين شرايطي مأموران ماهيفروش محله را به عنوان مظنون حادثه بازداشت كردند. وي ابتدا در بازجوييها سرقت از خانه پير زن پولدار را انكار كرد، اما وقتي با مدارك و دلايل روبهرو شد، به جرم خود اعتراف كرد. وي گفت: شاكي از مشتريان من است. من با چربزباني اعتماد او را به خودم جلب كردم تا اينكه اطلاعاتي از زندگي خصوصياش به دست آوردم. وقتي فهميدم او زن پولدار و تنهايي است، وسوسه شدم و با دو نفر از دوستانم به نام نادر و شهاب نقشه سرقت از خانهاش را طراحي كردم. روز حادثه هر سه نقاب به صورت زديم و از روي ديوار وارد حياط شديم و بعد هم با ديلم قفل در خانهاش را شكستيم و امولش را سرقت كرديم. وي گفت: ما طلاها و دلارها و اموال سرقتي را فروختيم و پول آن را بين هم تقسيم كرديم. پس از اين مأموران شهاب و نادر را بازداشت كردند. صبح ديروز سه متهم براي بازجويي به دادسراي ويژه سرقت منتقل شدند و پس از مواجهه با شاكي به جرم خود اقرار كردند. سه متهم براي تحقيقات بيشتر به دستور قاضي ايرد موسي در اختيار كارآگاهان پليس آگاهي قرار گرفتند.