
گويا قرار نيست هرگز آب خوش از گلوي ورزش ايران پايين برود. نه فقط چون بسياري خارج از اين مرز و بوم دست از عناد و دشمني با ايران برنميدارند و مدام به دنبال اين هستند كه چوب لاي چرخ ورزش ايران بگذارند. بلكه از آن جهت كه برخي از مسئولان ورزشي كشور هنوز ياد نگرفتهاند كه اختلافات داخلي را بين خودشان و در خانه حل و فصل كنند و آن را دستآويزي نكنند براي به ميان كشيدن پاي مسئولان بينالمللي. آن هم در حالي كه خوب ميدانند دود اين جار زدن اختلافات جز به چشم ورزش كشور نميرود.
نامهاي كه پنهان شد تقريباً همزمان با پايان رقابتهاي المپيك ريو، نامهاي از سوي کميته بينالمللي المپيک (IOC) به دست برخي فدراسيونهاي ورزشي ميرسد. نامهاي مبني بر دخالت دولت در امور برخي فدراسيونها و درخواست تغيير اساسنامه آنها. اما ماجرا زماني اهميت بيشتري پيدا ميكند كه يكي از همين نامهها به كميته ملي المپيك نيز ارسال ميشود، اما برخلاف نامهاي كه به فدراسيونها رسيده، خبر آن منتشر نميشود و مسكوت ميماند و بعد از گذشت چند هفته، مشخص ميشود كه چنين نامهاي به كميته ملي المپيك هم رسيده است كه البته باز هم اين خبر از سوي مسئولان اين كميته كه اين روزها روزه سكوت گرفتهاند، منتشر نميشود.
حساسيت IOC واقعيت امر اين است كه کميته بينالمللي المپيک مخالف هرگونه دخالت دولتيها در امور ورزش است تا حدي که اگر با چنين موضوعي مواجه شود، ورزش آن کشور را تعليق ميکند. در مجموع کميته بينالمللي المپيک با هر آنچه که در ورزش کشورها و خلاف منشور اين کميته انجام شود، مخالفت و با آن برخورد ميکند. صابون اين حساسيت هم پيشتر هم به تن ورزش ايران و هم ساير كشورها خورده شده و بر كسي پوشيده نيست كه كميته بينالمللي المپيك در اين راستا با كسي شوخي ندارد. به همين دليل وقتي چند ماه قبل از المپيک وزارت ورزش پيشنهاد اصلاح تبصره ٢ ماده ١٥ اساسنامه فدراسيونهاي ورزشي را داد و خواستار اين شد كه مديركل استان به جاي رئيس فدراسيون، رياست مجمع استاني را برعهده بگيرد و رئيس فدراسيون به عنوان نايبرئيس او در مجمع حضور پيدا كند، کيومرث هاشمي، رئيس کميته ملي المپيک در نامهاي به معاون اول رئيسجمهور، او را از عواقب غيرقابل جبران اين اقدام که استقلال هيئتها، فدراسيون و رؤساي فدراسيونهاي ورزشي کشور را زير سؤال ميبرد و با قوانين منشور المپيک، مقررات فدراسيونهاي بينالمللي و اساسنامه کميته ملي المپيک، استقلال فدراسيونها و هيئتهاي ورزشي تناقض داشت، آگاه كرد.
راپورت داخلي اما اينكه چه كسي IOC را حساس كرده تا به طور همزمان به فدراسيونهاي ورزشي و كميته ملي المپيك نامه زده و درخواست کتبي براي شفافسازي در خصوص دخالت دولت در امور فدراسيونها را داشته باشد، اهميت زيادي دارد. هرچند كه به نظر ميرسد مسئولان خوب ميدانند اين اتفاق از كجا آب ميخورد، چراكه وزير ورزش در بخشي از بلندترين و جنجاليترين صحبتهاي خود به صراحت گفت که برخي افراد از داخل ورزش ايران اينگونه به کميته بينالمللي المپيک تفهيم کردهاند که دولت در امور فدراسيونها دخالت دارد: «بعضي از اين آقايان، به ظاهر، وجيهالمله و مذهبي و دلسوز هم هستند. اين افراد دارند گراي تعليق را ميدهند و ميگويند دولت دارد دخالت ميکند، در حالي که دولت به طور کامل در حال حمايت است، حالا از کسي نام نميبرم و بعداً اين را بيان ميکنم.»
سكوت بحثبرانگيز كميته ملي المپيكسكوت مسئولان كميته ملي المپيك، اما در اين خصوص بسيار جالب توجه و عجيب است. در حالي كه اين مسئله ميتواند به ضرر ورزش ايران تمام شود و چالشهاي زيادي از جمله خطر تعليق را در پي دارد، مسئولان كميته ملي المپيك نه تنها خبر ارسال اين نامه را از جامعه مخفي كردهاند كه هيچگونه واكنشي نيز در اين راستا نشان نداده و تنها خواستار به تعويق افتادن انتخابات فدراسيونها تا ايجاد تغييرات در اساسنامه شدهاند و بس، اما نه فقط اين مسئله براي مردم شفافسازي نشده كه حتي جلسهاي نيز در اين راستا برگزار نشده است.