کد خبر: 814276
تاریخ انتشار: ۰۷ مهر ۱۳۹۵ - ۲۰:۲۸
فيلمي كه نگذاشت طلسم سكوت سينماي ايران در قبال بزرگ‌ترين تراژدي قرن معاصر به صد سال برسد
در روزهاي خاكستري سينماي نئورئاليستي ايران، «يتيم‌خانه ايران»، فيلمي خلاف جريان و متفاوت به نظر مي‌رسد...
حسين الهام
در روزهاي خاكستري سينماي نئورئاليستي ايران، «يتيم‌خانه ايران»، فيلمي خلاف جريان و متفاوت به نظر مي‌رسد؛ فيلمي كه نگذاشت طلسم سكوت سينماي ايران در قبال بزرگ‌ترين تراژدي قرن معاصر و نسل‌كشي ميليون‌ها ايراني در قحطي بزرگ اواخر قرن پيش، به صد سال برسد. «ابوالقاسم طالبي» كه پيش از اين نيز در فيلم‌هايي چون «آقاي رئيس‌جمهور» و «قلاده‌هاي طلا» نشان داده بود در بيان حرف‌هاي سياسي‌اش تعارف نمي‌كند، بي‌واهمه از انتقادات، تِم ضد انگليسي و ضد استعماري فيلمش را در عين درام و كشمكش‌هاي قهرمان، از ابتدا تا پايان حفظ كرده است.

در «قحطي بزرگ» قصه و قهرمان در جريان اصلي سينماي ايران، يتيم خانه ايران هم قصه دارد و هم قهرمان. يك خط داستاني ساده، سر راست و كلاسيك و يك قهرمان كنش‌گر، با اصولي ثابت، هدفي مشخص و اصرار خستگي ناپذير براي رسيدن به آن. قهرماني دور از نسبي‌انديشي و نسبيت‌گرايي فيلم‌هاي نئورئاليستي و داستاني كه به وضوح بين خير و شر، خوب و بد، حق و باطل و خدمت و خيانت مرزبندي مي‌كند و تكليفش مشخص است. «محمدجواد بنكدار» قهرمان فيلم، يك هويت تاريخي آرمان‌گرايانه دارد، هم در جريان مبارزات شهيد «شيخ فضل‌الله نوري» با دين‌ستيزان مشروطه‌خواه، در كنار او بوده و هم در مبارزات نهضت جنگل به ياري «ميرزا كوچك‌خان» شتافته و همان‌جاست كه درگيري او با انگليسي‌هايي كه ايران را در جريان جنگ جهاني اول اشغال كرده‌اند، آغاز مي‌شود.

جزءنگاري از تأثير فاجعه قحطي و وبا بر زندگي مردم و نمايش بي‌اغراق اين كشتار گسترده، در كنار صحنه‌پردازي دقيق از دوره‌اي كه هيچ فيلم و عكس دقيقي از آن در دست نيست از ديگر نقاط قوت اين فيلم است. يتيم‌خانه ايران در بيان واقعيات تاريخي دچار محافظه‌كاري و لكنت نشده است، فضايي ايزوله و دشمني خيالي براي روايتش انتخاب نكرده و در فضايي واقعي قحطي و وباي انگليسي، نقش منورالفكران وابسته و بي‌خبر از مردم در زوال و ضعف ايران، نقش خانواده‌هاي پرقدرت يهودي و خرده‌پاهاي داخلي آنان و همچنين خيانت‌هاي ابن‌الوقت‌هاي فرصت‌طلب را تصوير كرده است. شايد تنها ايراد فيلم ابوالقاسم طالبي اين است كه در روزهايي كه فيلمساز محبوب مديران دولتي هم براي متجاوزان دل مي‌سوزاند و هم براي فاحشه‌ها و تن‌فروش‌ها احترام قائل است، يتيم‌خانه حرف از غيرت و تعصب مي‌زند و تن‌فروشي و وطن‌فروشي را مذمت مي‌كند. به وطن‌فروشي شاه بي‌مايه قاجار و درباريان و وزرا و فلان‌السلطنه‌هاي انگلوفيل و روزنامه‌چي‌هاي ماترياليست كه بستر تن‌فروشي را فراهم مي‌كنند، مي‌تازد و نشان مي‌دهد غيرت مرد ايراني در برابر گرسنگي مردم و تاراج اجنبي و بي‌خيالي خواص مي‌تواند راه را بر تن‌فروشي ببندد.

سينماي ابوالقاسم طالبي سينماي حرف‌هاي صريح است و اين سبك فيلم‌سازي اوست، شايد بهتر است منتقدان او و فيلمش انتقادات‌شان را متوجه فيلمسازاني كنند كه مي‌توانند درباره اين ظلم تاريخي بسازند و نمي‌سازند، بايد مديراني را بازخواست كنند كه هنوز با خاطره‌هاي پاريسي‌شان خوشند و يادشان رفته نسبت به هويت تاريخي كشورشان مسئولند، قطعاً بايد به آنهايي خرده بگيرند كه رسانه مهمي چون سينما را دربست در اختيار يك جريان خمود و افسرده و يك ژانر تخدير‌كننده و بي‌خاصيت قرار داده‌اند و راه را بر ساخت فيلم‌هاي تاريخي بسته‌اند. نمي‌توان گفت كه نبايد يتيم‌خانه ايران را نقد كرد اما اين روزها وقت خوبي براي انتقادهاي تكراري از يتيم‌خانه ايران و مقايسه‌هاي نادرست آن با فيلم‌هاي تاريخي بزرگ سينماي دنيا نيست. بايد وقتي يتيم‌خانه ايران را نقد كرد كه جريان سينماي تاريخي ايران شكل گرفته باشد و بتوان اين فيلم را نسبت با ديگر فيلم‌ها و داشته‌هاي يك سينماي ملي-ميهني نقد كرد. بايد از سينمايي كه براي مرگ حيوانات كمپين راه مي‌اندازد و بلاياي طبيعي و زلزله را محمل خيريه‌هاي تبليغاتي خود مي‌كند و به هر بهانه‌اي سوگواري‌هاي سياسي و صنفي را علم مي‌كند، پرسيد چرا همچون شاه قاجار و منورالفكران مشروطه در برابر مرگ نيمي از مردم ايران چشم بر هم نهاد و تا چه زمان ديگري مي‌خواهد نسبت به امتداد تاريخي ستم‌هايي كه بيگانگان بر مردم ايران كردند، سكوت كند؟
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار