اين بار دانشجويان، اساتيد و فارغالتحصيلان جغرافيا نااميد از جلسات همانديشي براي رفع بيكاري متخصصين رشته خود، دست به دامان رسانهها شدهاند و طي نامهاي با ارائه گزارش مختصري از شرايط اشتغالشان خواستار ورود بخش رسانهاي كشور به منظور حساسسازي جامعه نسبت به نرخ بالاي بيكاري فارغالتحصيلان اين رشته شدند.
در اين نامه كه يك نسخه از آن به دفتر روزنامه جوان نيز ارسال شده، آمده است: «علم جغرافيا و زيرشاخههاي آن، يكي از مهمترين و كاربرديترين علومي است كه به دنبال پايداري محيطي، امنيت و آسايش مردم هر سرزمين ميباشد. نقش رشتههاي علوم جغرافيايي در توسعه كشور و جايگاه آن در شئون مختلف زندگي بشري، موضوعي است آشكار كه نيازي به بسط و شرح آن نيست. اما متأسفانه امروزه، علوم جغرافيايي و دانشآموختگان آن از سوي دستگاههاي برنامهريز و اجرايي كشور عزيزمان مورد غفلت قرار گرفتهاند. از اين روي، شمار كثيري از اساتيد، معلمان، پژوهشگران، دانشجويان و دانشآموختگان رشتههاي علوم جغرافيايي در راستاي تحقق آموزه اقتصاد مقاومتي در پي بهرهگيري از فرصتهاي قانوني براي ايجاد اشتغال فارغالتحصيلان و اصلاح رويكردهاي موجود نسبت به اين رشته تحصيلياند. لذا در همين جهت و با عنايت به بهبود وضعيت اشتغال دانشآموختگان علوم جغرافيايي، ما جمعي از جغرافيدانان كشور، مطالباتي از جمله ورود كارشناسان جغرافيا در امور برنامهريزي و ارزيابي طرحهاي عمران و آباداني كشور، ارائه خدمات مرتبط با اين دانش صرفاً توسط متخصصين اين رشته (همچون تدريس اين رشته در مدارس، انجام امور آمايش سرزمين، ارائه مشاورههاي تخصصي و...)، توانمندسازي و به روزرساني گنجينه فكري دانشآموختگان و از همه مهمتر تشكيل سازمان نظام جغرافيايي جمهوري اسلامي ايران را از دولت و مجلس محترم خواستاريم.»
بررسي مسئله بيكاري فارغالتحصيلان رشتههاي مختلف از دو منظر ممكن است؛ يكي اينكه متخصص در رشتههاي مزبور مورد نياز است، اما شرايط به كارگيري متخصصين اين رشتهها وجود ندارد. ديگر اينكه اساساً تربيت نيروي انساني در برخي از رشتهها كاركرد خود را از دست داده اما حاكميت نظام آموزشي سنتي در دانشگاههاي ما مانع تغيير در محتوا و حتي حذف و جايگزيني رشته مزبور ميشود. در مورد رشته جغرافيا و گرايشهاي آن مطالعه قابل استنادي وجود ندارد كه برتري با كدام وجه است. با اين حال در شرايطي كه دانشگاههاي سراسري كشور اعم از پيام نور، روزانه و شبانه و.... طبق اطلاعات دفترچه انتخاب رشته تنها در مقطع كارشناسي 17 هزار و 417 نفر تنها برای سال 95 دانشجو ميپذيرند، بنابراين به نظر ميرسد گسست ميان بازاركار و فرآيند جذب و تربيت دانشجو بهرغم تأكيد مديران علمي و اقتصادي كشور در عمل همچنان پابرجاست. یعنی بدون در نظر گرفتن ظرفیت دانشگاههای غیرانتفاعی، آزاد و سایر مقاطع، هر چهار سال یک بار فقط در رشته جغرافیا مجموعه آموزش عالی بدون در نظر گرفتن گره اشتغال فارغالتحصیلان و هزینههای مادی و معنوی که به از این طریق به جامعه تحمیل میشود، بیش از 17 هزار فارغالتحصیل روی دست جامعه میگذارد.
بر اين اساس جاي طرح اين سؤالات باقي ميماند كه صرف هزينههاي سنگين از بيتالمال براي تربيت اين تعداد دانشجو در رشتهاي كه در بازار كار كمتر متقاضي جذب دارد آيا تنها دامن زدن به مدركگرايي در جامعه، مسئله ديگري ميتواند باشد؟ آيا اينجا ديگر ميتوان مدركگرايي را يك آسيب تحميلي از سمت جامعه به دانشگاهها توصيف كرد يا بايد پذيرفت كه جامعه در نوع خود قرباني بيتدبيري در تربيت و توزيع منابع انساني است؟ همچنين بايد ديد اين نگاه جزيرهاي آموزش عالي كه فارغ از دغدغههاي مديريت منابع انساني و بازاركار و تبعات اجتماعي و فرهنگي بيكاري اين تعداد جوان است تا كي بر دانشگاهها و مديريت كلان آموزش عالي سايه خواهد داشت.
از سوی دیگر عدم تعهد بازارکار و به ویژه کارفرماهای بخش دولتی به استفاده از متخصصین در پست های خالی در حوزههای تخصصی رشتههای دانشگاهی به ویژه رشته جغرافیا که جزو صدرنشینان رشتههای دانشگاهی با آمار بیکاری بالاست، چنین رشتههایی را به کابوسی برای فارغالتحصیلان آنها تبدیل کرده است.