به گزارش خبرنگار ما، 31 فروردين ماه سال 94 بود كه مرد جواني با كلانتري نامجو تماس گرفت و گفت همسرش را به قتل رسانده است. لحظاتي بعد مأموران در محل حاضر شدند و متهم را كنار جسد همسر 39 سالهاش در حالي كه با روسري خفه شده بود، دستگير كردند.
پدر مقتوله گفت: دخترم ليلي به شوهر و زندگياش علاقه داشت اما دامادم به تعهدات زندگي با دخترم پايبند نبود، حتي مخارج زندگي آنها را من تأمين ميكردم و بارها براي سياوش در جاهاي مختلف كار درست كردم اما او تن به كار نميداد.
سياوش هم در بازجوييها گفت: من و ليلي هشت سال اختلاف سني داشتيم و ازدواجمان با اصرار ليلي بود. بعد از ازدواج نميتوانستم با همسرم ارتباط عاطفي برقرار كنم به همين دليل گاهي شش ماه به منزل نميآمدم تا اينكه يك روز بعد از مدتها به منزل آمده بودم و ميخواستم استراحت كنم كه ليلي مدام به من پيله ميكرد. از دست او كلافه شدم، حدود ساعت 19 بود كه از خواب بيدار شدم، ديدم كنارم خوابيده است. وقتي بلند شد شروع كرد صحبت و سؤال كردن كه با هم درگير شديم. يك روسري برداشتم و او را خفه كردم. بعد از اينكه مطمئن شدم او مرده است خودم به مأموران زنگ زدم.
با كامل شدن بررسيها پرونده براي رسيدگي روي ميز هيئت قضايي شعبه دوم دادگاه كيفري استان تهران قرار گرفت و متهم روز گذشته پاي ميز محاكمه حاضر شد. از آنجا كه اولياي دم در جلسه حاضر نشده بودند، قاضي جلسه را تجديد كرد.