
به گزارش خبرنگار ما، 26 بهمنماه 84 بود كه مأموران كلانتري 148 انقلاب از قتل مرد سالخوردهاي در خانهاي حوالي بلوار كشاورز باخبر و راهي محل شدند. مأموران در محل حادثه با جسد مرد 79 سالهاي به نام احمد روبهرو شدند كه با ضربات چاقو به قتل رسيده بود. پسر مقتول به مأموران گفت: صبح به منزل پدرم آمدم اما هر چه در زدم او در را باز نكرد. متوجه بوي تعفن شدم. بلافاصله با پليس 110 و مأموران آتشنشاني تماس گرفتم و وقتي مأموران قفل در را تخريب كردند و وارد خانه شديم با جسد پدرم روبهرو شديم.
مأموران در تحقيقات ميداني به پسر جواني به نام ابراهيم مشكوك شدند و وي را به عنوان مظنون حادثه بازداشت كردند.
متهم در بازجويي به قتل اعتراف كرد و گفت: احمد از همسايگان پدرم بود. او من و پدرم را معتاد به مواد مخدر كرد، به همين دليل از او كينه داشتم تا اينكه با برادرم تصميم گرفتيم وي را به قتل برسانيم. شب حادثه همراه برادرم از راه بالكن وارد خانه احمد شديم و شيشه پنجره را شكستيم، ديدم احمد روي تخت خوابيده است. با قندشكن چند ضربه به او زدم بيحال روي زمين افتاد. دنبال كتاب علوم غريبه كه به او امانت دادهبودم ميگشتم كه داخل كمد پيدا كردم. در كمد يك چاقو بود آن را برداشتم و به او چند ضربه زدم. پس از اين اعتراف مأموران برادر قاتل را هم بازداشت كردند.
دو متهم پس از تحقيقات تكميلي در شعبه 74 دادگاه كيفري استان تهران محاكمه شدند. هيئت قضايي ابراهيم را به قصاص و برادرش را به جرم معاونت در قتل به سه سال حبس محكوم كردند. رأي دادگاه پس از تأييد در شعبه 11 ديوان عالي كشور به شعبه اجراي احكام دادسراي جنايي فرستاده شد تا اينكه چهار نفر از شش نفر اولياي دم پاي چوبه دار متهم را بخشيدند اما دو نفر از اولياي دم همچنان درخواست قصاص داشتند. بدين ترتيب متهم از چوبه دار فاصله گرفت و با درخواست دو تن از اولياي دم پروندهاش براي رسيدگي به شعبه 4 دادگاه كيفري استان تهران فرستاده شد.
روز گذشته با انتقال متهم از زندان به شعبه چهارم دادگاه كيفري جلسه رسيدگي به اين پرونده با حضور هيئت قضايي به رياست قاضي عبداللهي تشكيل شد اما اولياي دم كه يكيشان مقيم خارج از كشور است و ديگري هم در يكي از شهرستانها ساكن است در جلسه محاكمه حاضر نشدند، به همين دليل قاضي عبداللهي جلسه را به تاريخ ديگري موكل كرد و دستور داد تا تاريخ مورد نظر با اولياي دم هماهنگ شود. در پايان پدر متهم گفت: دو جلد قرآن دستنويس با خط ثلث كه پسرم يكي از آنها را قبلاً و ديگري را در زندان نوشته بود براي طلب بخشش و هديه به خانواده اولياي دم آوردهام كه در جلسه بعدي تقديم آنها خواهم كرد.