كاروان ورزش جانبازان و معلولان ايران به بازيهاي پارالمپيك ريو اعزام شدهاند تا يك بار ديگر با درخشش در اين عرصه تواناييهاي خود را به رخ دنيا بكشند. ورزشكاران جانباز و معلول كشورمان در ادوار گذشته افتخارات زيادي را كسب كردهاند و اين بار نيز پرقدرتتر و آمادهتر از هميشه با زنده نگه داشتن ياد «شهداي منا» در برزيل به مصاف حريفان خود ميروند. در بين نفرات و تيمهاي اعزامي، تيم ملي واليبال نشسته كشورمان يكي از پرافتخارترينها محسوب ميشود. به همين دليل پاي صحبتهاي علي گلكار، مليپوش اسبق اين تيم نشستهايم؛ ورزشكاري كه سه مدال طلا و يك نقره پارالمپيك را به گردن آويخته است.
شما در چهار دوره بازيهاي پارالمپيك حضور داشتهايد و قطعاً حال و هواي اين بازيها را به خوبي درك ميكنيد. كسب مدال در اين رويداد مهم چه ارزش و اعتباري دارد؟پارالمپيك بالاترين سطح ورزشهاي معلولان جهان است و در اين رويداد نيز همچون المپيك بهترينهاي جهان در تمامي رشتهها حضور دارند. براي موفقيت در پارالمپيك نيازمند برنامهاي حداقل چهار ساله هستيم. مدالهاي آن نيز ارزش زيادي در دنياي ورزش دارد و تيم ملي واليبال نشسته هم همواره يكي از رشتههاي پرافتخار ايران و دنيا بوده است.
تفاوت كاروان فعلي پارالمپيك ايران با كارواني كه شما طي سالهاي 1992 تا 2004 در آن حضور داشتيد چيست؟در آن سالها جانبازان زيادي در تركيب تيمهاي ملي حضور داشتند. هميشه حرف اين موضوع بود كه ايران به دليل در اختيار داشتن ورزشكاراني كه در جنگ تحميلي دچار نقص عضو شدهاند پيشرفت زيادي در ورزش معلولان و جانبازان داشته است. عزيزان جانباز پس از جنگ تحميلي افتخارات زيادي را براي ورزش كشور به ارمغان آوردند. اما به اين نكته توجه داشته باشيد جانبازان پس از اينكه به اين درجه نائل آمدند به ورزش معلولان و رشتهاي مثل واليبال نشسته روي آوردند. گذشت سالها ثابت كرد كه معلولان نيز همپاي جانبازان تواناييهاي زيادي براي موفقيت در عرصه ورزش دارند.
از تجربيات مهمتان از پارالمپيك بگوييد و فكر ميكنيد تيم ملي واليبال نشسته ايران در ريو چه مدالي را كسب كند؟نسل ما با نسل فعلي كاروان پارالمپيك متفاوت بود؛ البته منظورم اين نيست كه آن زمان تيمهاي بهتري داشتيم، بلكه در دوراني كه من عضو تيم ملي واليبال نشسته بودم قوانين و مقررات با حالا تفاوت زيادي داشت. در حال حاضر تغييرات زيادي داشتهايم. به عنوان مثال پس از چند دوره حضور در پارالمپيك تازه ليبرو به تركيب اضافه شد يا اينكه بازيكنان در پستهاي تخصصي بازي ميكنند. در صورتي كه من تجربه حضور در همه پستها را دارم. با توجه به اينكه من بيش از 10 سال است كه از واليبال نشسته دور هستم به طور كلي بايد در مورد وضعيت كاروان كشورمان صحبت كنم. در شرايط كنوني تمام تمركزمان در رشته واليبال نشسته كسب سكوي قهرماني است. علاوه بر بوسني كه در فينال پارالمپيك 2012 مغلوب اين تيم شدهايم، برزيل نيز در مسابقات جهاني بر ايران غلبه كرده است. برزيل تيم بسيار خوبي است با بازيكنان قد بلند و فيزيك بدني خوب. تا زماني كه من در تيم ملي بودم اسمي از برزيل نبود. ولي حالا برزيليها از قدرتهاي اين رشته هستند. انتظار ميرود نبرد اصلي براي كسب مدال طلاي ريو بين ايران، برزيل و بوسني باشد. اميدوارم كه اين اتفاق بيفتد و حتماً روي سكو برويم و حتي قهرمان شويم.
فكر ميكنيد در اين دوره بتوانيم افتخارات گذشته را تكرار كنيم؟مدالآوردن در پارالمپيك و المپيك يك بحث است و دفاع از آن و تكرارش در ادوار بعدي موضوعي ديگر و البته مهمتر است. براي رسيدن به اين هدف بايد دو برابر هزينه كرد تا تيمي را در سطح قهرماني حذف كرد. تاكنون اعضاي تيم ملي واليبال نشسته ثابت كردهاند كه توانايي تكرار افتخارات گذشته را دارند. با اين وجود يدك كشيدن عناوين زياد كار را سخت ميكند و انتظارها را بالا ميبرد. با اين وجود با اينكه از نظر فني زياد در جريان شرايط كاروان نيستم اما با توجه به مصاحبهها و اعتماد به نفس بچهها كه از قهرماني و افتخارآفريني گفتهاند جز مدال طلا انتظار ديگري از آنها نداريم. از طرفي بايد به امكانات و تمهيداتي كه براي تيم در نظر گرفته شده است نيز توجه كرد. فدراسيون جانبازان و معلولان به تنهايي سازماني بزرگ محسوب ميشود كه تمامي رشتههاي معلولان را پوشش ميدهد. در صورتي كه در بخش المپيك اينگونه نيست و هر رشتهاي فدراسيون جداگانهاي دارد.
يعني معتقديد كه رشتههاي ورزش جانبازان و معلولان نيز بايد از هم تفكيك شوند؟ورزش سالهاست كه به مقولهاي تخصصي تبديل شده است. شخصاً معتقدم كه اگر در ورزش جانبازان و معلولان نيز اين اتفاق رخ دهد و هر رشته صاحب يك فدراسيون شود قطعاً تأثيرات مثبت آن را شاهد خواهيم بود. چراكه يك نفر و يك فدراسيون مسئوليت همه رشتهها را برعهده دارد و در عرض چهار سال بايد تيمها و ورزشكاران مختلف را براي پارالمپيك آماده كند. البته تفكيك رشتهها نيازمند هزينه زياد و برنامهريزي طولاني است و به اين راحتي امكانپذير نيست. با اين حال تا زماني كه فدراسيون جانبازان و معلولان عهدهدار اين مسئوليت است بايد با نگاه ويژه به ورزش جانبازان و معلولان بنگريم.
رسيدگيها به ورزشكاران پارالمپيكي قابل قبول است؟متأسفانه فقط انتظار مدال داريم اما بايد ببينيم كه خواستههاي مليپوشان برآورده شده يا نه. مليپوشان زيادي هستند سالها در اردوها حضور دارند و از خانوادهشان دور ماندهاند. متأسفانه هميشه اينگونه بوده فقط در زمان قهرماني به مدالآوران و به ويژه مدالآوران پارالمپيك توجه ميشود و پس از آن خيلي زود يادمان ميرود كه اين افتخارآفرينان چه كردهاند. خود من يكي از اين ورزشكارانم كه اين بيمهريها را ديدهام. 21 سال عضو تيم ملي بودم و اگر براي من مليپوش بيمه رد ميشد حالا ديگر دغدغه بازنشستگي نداشتم. براي ساير مليپوشان نيز هيچ بيمهاي رد نشده و تنها پس از تشكيل صندوق حمايت از ورزشكاران و پيشكسوتان بود كه براي مليپوشان بيمه در نظر گرفتند. نسل ما نسل سوخته ورزش بود. درحالي كه بايد به فكر خانوادههايمان باشيم. نزديك 10 سال است كه در واليبال ايستاده مشغول آموزش در ردههاي پايه هستم. در نسل ما كه رسيدگيها مطلوب و قابل قبول نبود. موضوع بيمه از جمله مواردي بود كه رسيدگي نشد. همينطور در بحث پاداشها؛ پاداشها در آن دوران مثل حالا پيگيري نميشد. از مدتها قبل اعلام شده كه پاداش قهرمان المپيك چند سكه است. ولي در المپيك 1996 وعده 300 سكه طلا و نشان شجاعت رياست جمهوري را داده بودند. بعد از يك سال جايزه طلاي پارالمپيك به 50 سكه كاهش يافت! حتي گفتند به قهرمانان پارالمپيك و المپيك سيدني آپارتمان ميدهند. در آخر هم در يك منطقه دورافتاده و پرت تهران آپارتماني به ما تعلق گرفت كه ارزش زيادي هم نداشت. در حال حاضر نيز صندوق حمايت از ورزشكاران بين حقوق ماهانه پارالمپيكيها و المپيكيها تبعيض زيادي قائل ميشود. گويا طلاي آنها از ما ارزشمندتر است. با سه طلا و يك نقره پارالمپيك، پنج مدال جهاني، چهار مدال باشگاههاي جهان و چهار مدال آسيا 600 هزار تومان حقوق ميگيرم. حالا بماند كه پنج شش ماه حقوق از صندوق طلبكار هستيم.