
كارل شرو طنز پرداز سرشناس لبناني_انگليسي است و نوشته هاي وي محبوبيت زيادي در ميان ميان عوام و خواص دارد؛
يكي از نوشته هاي معروف وي درباره قاسم سليماني است. ترجمه آزاد اين نوشتار در ادامه تقديم شده:
يك غروب گرم تابستاني بود كه بوي مأموران امنيتي در بازار بزرگ تهران پيچيد و همزمان صداي موذن از فاصلهاي دور به گوش ميرسيد كه مومنان را براي نماز مغرب دعوت ميكرد. گروهي كه به نظر ميرسيد مقامات رسمي هستند به آرامي از ميان جمعيت عبور ميكردند. براي يك چشم معمولي هيچ چيز غيرعادي درباره اين مردان ميانسال وجود نداشت اما چشم عادي نتوانست مهمترين اسلحه ايران در جنگ عليه امريكا و نوچههاي رقت انگيز آن را شناسايي كند؛ قاسم سليماني.
قاسم سليماني فرمانده سپاه قدس، شاخه ويژه سپاه پاسداران جمهوري اسلامي ايران يكي از شخصيتهايي است كه باعث لرزش توأم با شوق خبرنگاران و تحليلگران خارجي ميشود همچنان كه آنها تلاش ميكنند داستانهاي خارقالعاده درباره قدرتهاي افسانهاي او بنويسند.
سليماني كه توسط دوستان، دشمنان و آشنايان خود به «قاسم سوپرمني» [مرد برتر ] معروف است به نماد ظرفيتهاي اطلاعاتي، افسانهاي، مرموز و پشت صحنه ايران تبديل شده است. مهمترين دليلي كه باعث شده تا سليماني به اين مرحله برسد اين است كه او هيچ كدام از اين داستانهايي را كه دربارهاش منتشر ميشوند، تكذيب نكرده و صادقانه سكوت كرده است.
براي بهتر فهميدن قدرت افسانهاي سليماني ما بايد به خوبي دفترچه خاطرات وي در روز 17 آگوست را بررسي كنيم. در اين روز، پس از بيدار شدن براي نماز در خانه كوچك، محرمانه و محقر خود در تهران، سليماني صبحانه هميشگي خود را صرف كرد كه شامل چاي شيرين، ماست و معجون محرمانهاي است [اين معجون] توسط دانشمندان ايراني آموزش ديده غربي جهت مقابله با ديابت تهيه شده است. شايد يكي فكر كند كه او بايد چاي شيرين را از رژيم غذايي خود حذف كند اما اين مسئله باعث ميشود از درك پيچيدگي اين مرد ناتوان باشيم.
بنا بر گفته شاهدان قابل اعتماد، سليماني چند ساعت قبل از سازماندهي يك ضد حمله در يكي از حومههاي دمشق ديده شد. اين حمله به اندازهاي براي سليماني مهم بود كه شخصاً در آن شركت ميكند و نشان ميدهد كه تا چه حدي سوريه براي ايران مهم است. اما اين داستان اينجا پايان نمييابد.
درست در همان زمان يك منبع قابل اعتماد ديگر قسم خورد كه قاسم سليماني را در بغداد ديده است كه در حال هماهنگي يك حمله با شيعيان محلي عليه پيشروي داعش به سمت پايتخت عراق بود.
تحليلگران غربي كه پشت صحنه سايه اطلاعاتي ايران براي چندين دهه را پيگيري ميكنند موافق هستند كه سليماني توانايي اين را دارد كه همزمان در دو مكان متفاوت حضور داشته باشد و اين يكي از تواناييهاي حياتي او است. سليماني در اوايل حرفه خود اين مهارت را به دست آورد و براي سالها آموزش ديد تا بتواند همزمان در دو مكان متفاوت حاضر شود.
چيزي كه باعث ميشود تا سخت بتوان داستان 17 آگوست را تأييد كرد اين است كه تصوير سليماني را نميتوان عكاسي كرد به ويژه به وسيله دوربينهاي معمولي. صدها نفر از مردم تلاش كردهاند عكسي از سليماني بگيرند اما متوجه شدهاند همه كساني كه در اطراف وي حضور دارند در تصوير مشاهده ميشوند اما جايي كه سليماني ميايستد خالي است يا يك فرش ايراني دستبافت به چشم ميخورد. اين يكي ديگر از تواناييهاي كليدي سليماني است هر چند اين مسئله تبديل به مشكل ميشود زماني كه او تلاش ميكند پاسپورت جديد بگيرد يا به عكس جديدي نياز دارد.
همچنين همان تحليلگران غربي كه پشت صحنه اطلاعات ايران را دنبال ميكنند ميگويند تصوير سليماني در آينه نيز نميافتد. رسانههاي ايراني اين مسئله را به تواضع افسانهاي سليماني نسبت ميدهند. علاوه بر اين افسانه، میگویند « سليماني سايه ندارد» كه به دليل زخمي شدن و زنده ماندن در جنگ ايران و عراق در دهه 1980 ميلادي است. نكته طنز اينجاست كه بيشترين واژهاي كه براي توصيف سليماني به كار گرفته ميشود «سايه» است!
سليماني فرماندهي نيروي قدس را 15 سال قبل به عهده گرفت و از آن زمان او سعي كرده است خاورميانه را به نفع ايران شكل دهد و به مثابه يك مذاكرهكننده قدرت و يك نيروي نظامي كار ميكند: انهدام رقيبان، تسليح متحدان و براي يك دهه مديريت شبكهاي از گروههاي مسلح كه صدها نفر از امريكاييها را در عراق كشتهاند. آينده، براي اين مرد برتر كه خطرناكترين سلاح ايران در مرحله حساس تاريخي خاورميانه است، چه در نظر گرفته؟ يعني زماني كه رقابتهاي قديمي منطقه را به سمت يك رؤيايي آخرزماني پيش ميبرد و كل منطقه در لبه پرتگاه غيرقابل تصور قرار گرفته است كه نقشه جغرافياي سياسي منطقه را براي چندين دهه آتي از نو ترسيم خواهد كرد. اين بسيار مهم است كه اين نوشتار با اين سؤالات پيچيده و مناسب در همين جا پايان يابد.
منبع: ويژه نامه عيار مقاومت