کد خبر: 808534
تاریخ انتشار: ۰۹ شهريور ۱۳۹۵ - ۱۹:۴۶
مأمور سابق پليس كه بعد از ناكامي در يافتن گنج با همدستي يكي از دوستانش سناريوي سرقت از فروشنده دستگاه گنج‌ياب را طراحي و اجرا كرده بود، روز گذشته در جلسه محاكمه ماجرا را شرح داد.
به گزارش خبرنگار ما، يازدهم مردادماه سال قبل بود كه مرد جواني، مأموران پليس را از ماجراي سرقت از محل كارش با خبر كرد. او گفت من فروشنده دستگاه‌هاي فلزياب هستم. ساعتي قبل دو مرد وارد محل كارم شدند و با تهديد اسلحه و شوكر دست و پايم را بستند و مقداري از وسايل محل كارم را سرقت كردند. شاكي گفت: من يكي از سارقان را مي‌شناسم. او مرد جواني به نام سهيل است كه مدتي قبل يك دستگاه فلزياب به او فروخته بودم.

بررسي‌هاي بعدي نشان داد كه سهيل از مأموران نيروي انتظامي است كه از محل كارش اخراج شده است. سهيل وقتي بازداشت شد، به ارتكاب سرقت با همدستي دوستش احمد اقرار كرد. با اطلاعاتي كه سهيل در اختيار پليس گذاشت، مأموران موفق به بازداشت احمد شدند. با كامل شدن بررسي‌ها، پرونده براي رسيدگي روي ميز هيئت قضايي شعبه هشتم دادگاه كيفري استان تهران به رياست قاضي اصغرزاده قرار گرفت. روز گذشته بعد از رسميت يافتن جلسه، شاكي در جايگاه قرار گرفت و از سهيل و احمد شكايت كرد.

سهيل وقتي در جايگاه قرار گرفت، اتهامش را قبول كرد و در شرح ماجرا گفت: مدتي قبل از حادثه يكي از دوستانم آدرس محلي را به من داد و گفت در صورتي كه بتوانم دستگاه گنج‌ياب تهيه كنم، مي‌توانم براي يافتن گنج به آن محل بروم. بعد از آن بود كه وسوسه شدم و براي خريد دستگاه فلزياب به نمايندگي آن مراجعه كردم. بعد از حرف زدن با فروشنده دستگاهي به مبلغ 5 ميليون تومان خريدم. فروشنده مدعي بود كه دستگاه توليد كشور مالزي است. من هم پول آن را پرداخت و دستگاه را به خانه‌ام منتقل كردم. در حال انجام مقدمات كار بودم كه درباره دستگاهي كه خريده بودم، تحقيق كردم. متوجه شدم دستگاه توليد ايران است و با قيمت حدود 2 ميليون تومان در بازار موجود است.
بعد با فروشنده تماس گرفتم و ماجرا را توضيح دادم، اما قبول نكرد. تصميم گرفتم كه دستگاه را به او پس دهم، اما زير بار نمي‌رفت. بعد از آن بود كه تصميم گرفتم هر طور كه شده پولم را از او پس بگيرم. ماجرا را با احمد كه از دوستانم بود، در ميان گذاشتم و از او خواستم به من كمك كند كه قبول كرد. روز حادثه اسلحه، گاز اشك‌آور و شوكر برداشتم و به سراغ فروشنده رفتيم. بعد هم با تهديد به اندازه‌اي كه سرم كلاه گذاشته بود، از او سرقت كرديم.

احمد هم اتهام خودش را قبول كرد و گفت: نمي‌دانستم كه سهيل با خودش اسلحه دارد. قرار بود با تهديد پولش را پس بگيريم كه سهيل ناگهان اسلحه كشيد.
هيئت قضايي بعد از شنيدن آخرين دفاع دو متهم وارد شور شدند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار