
در اين يادداشت انتقادي، رضوي به صراحت از سنگاندازيها در مسير ساخت فيلم و سريال با موضوع منافقين و فرقه ضاله بهائيت سخن گفته است. يكي از نكات مهم اين يادداشت، اشاره محمود رضوي به عقبنشيني حوزه هنري به عنوان نهادي انقلابي از ساخت فيلم درباره منافقين است. حوزه هنري تا امروز دليلي براي مشاركت نكردن در پروژه سيانور و عقبنشيني از ساخت فيلم افشاگرانه عليه منافقين ارائه نداده است! در بخشي از يادداشت رضوي ميخوانيم: چهار، پنج سال پيش در مؤسسه سيماي مهر، مشغول تحقيقات و نگارش يك سريال با موضوع ريشههاي فرقه ضاله بهائيت بوديم، پيش از آن هم نگارش سريال «ضلعسوم» در مورد تاريخچه مجاهدين را به انجام رسانده بوديم كه تا امروز به توليد نرسيده، بزرگي وقتي شنيد بعد از ضلع سوم، سراغ يك سوژه جنجالي ديگر رفتهام، حقير را به يك جلسه دعوت كرد.
بعد از كلي مقدمه و زمينهچيني به من گفتند: بهتر است كه اين كار را كنار بگذاري و وقتت را تلف نكني، علت را جويا شدم، محكم گفتند: در مورد بهائيت و منافقين نميشود كار كرد !شاكي شدم! گفتم: ما كار نكنيم پس چه كسي قرار است كار كند، فرمودند: اول كه نميگذارند كار كني، بگذارند كار كني بايد كار بيخاصيت بسازي، بيخاصيت نسازي حذفت ميكنند! گفتم: نگذاشتند كار كنيم كه حجت از ما برداشته است، كار بيخاصيت هم انشاءالله نميكنيم، شهادت هم كه آرزوي غايي ماست. خندهاي كردند و گفتند: هميشه حذف، شهادت نيست، بيآبرويت ميكنند، بي حيثيت ميشوي يا بلايي سرت ميآورند كه كارت ديده نشود و آخرين كار زندگيات باشد و براي هميشه تمام شوي! در جواب من هم خنديدم و گفتم: انجام ميدهيم و به اذن خدا ميشود! آن جلسه تمام شد و بعد از دو سال تلاش و تحقيقات روي متن، كار تاريخچه بهائيت هم مثل «ضلع سوم» به كناري گذاشته شد! اما كوتاه نيامدم، سال گذشته عزممان را جزم كرديم كه سيانور را بسازيم، هر كس به ما رسيد، گفت نميشود ساخت، با اينكه حوزه هنري به عنوان سرمايهگذار اصلي با ما مذاكره كرده بود، در آخرين روزهاي پيشتوليد پا پس كشيد، به هر مسئول سينمايي متن را ارائه داديم، خواند و تعريف كرد، ولي پاي كارش نيامد. حتي نهادهاي امنيتي كه بعدها نامشان به عنوان سرمايهگذار و حامي شنيده ميشد هم ريالي در فيلم مشاركت نكردند و كار به لطف خدا و ياري چند نفر از رفقا توليد شد.