کد خبر: 805409
تاریخ انتشار: ۲۷ مرداد ۱۳۹۵ - ۲۰:۵۹
متهم در جریان یک دعوای کودکانه پسرعمه‌اش را به قتل رسانده بود
مرد جواني كه هفت سال قبل در جريان يك دعواي كودكانه، پسر عمه‌اش را به قتل رسانده بود، بعد از جلب رضايت اولياي دم از جنبه عمومي جرم محاكمه شد.

به گزارش خبرنگار ما، متهم 29 ساله كه فرهاد نام دارد، 23 فروردين سال 88 تحت تعقيب پليس قرار گرفت. روز حادثه به مأموران پليس شهريار خبر دادند كه پسري 23 ساله به نام سامان در روستاي بردآباد كشته شده و عامل قتل هم مردي به نام فرهاد است. او وقتي بازداشت شد، به جرمش اقرار كرد و گفت: مقتول پسر عمه من بود. چند روز قبل بين پدرم و حسن بر سر بازي بچه‌ها مشاجره‌اي اتفاق افتاد به طوري كه حسن با پدرم درگير شد. وقتي از ماجرا با خبر شدم به حسن اعتراض كردم كه چرا احترام پدرم را نگه نداشته و با او درگير شده است. حسن به جاي عذرخواهي با من مشاجره كرد و همين موضوع سبب شد تا كينه او را به دل بگيرم.

متهم در شرح روز حادثه هم گفت: ساعتي قبل از حادثه داشتم از محل كارم به خانه برمي‌گشتم كه با حسن مواجه شدم. دوباره سر همان موضوع با هم مشاجره كرديم. به هر صورت مشاجره ما تمام شد و من به خانه‌ام رفتم تا اينكه حسن همراه برادرهايش به در خانه‌مان آمد. آنها شروع به سر و صدا كردند.
وقتي براي آرام كردن آنها مقابل خانه رفتم، ناگهان حسن با مشت ضربه‌اي به صورتم كوبيد كه دماغم خون افتاد. او چاقو داشت و بعد گردنم را گرفت و فشار داد. در همان حال توانستم چاقو را از دستش خارج كنم كه نمي‌دانم چطور چاقو به بدنش فرو رفت و حادثه اتفاق افتاد.

بعد از كامل شدن تحقيقات، فرهاد صحنه جرم را بازسازي كرد و پرونده بعد از صدور كيفرخواست براي رسيدگي روي ميز هيئت قضايي شعبه 71 وقت دادگاه كيفري استان تهران قرار گرفت.
 در حالي كه اولياي دم درخواست قصاص را مطرح كرده بودند، فرهاد بار ديگر حادثه را شرح داد. هيئت قضايي بعد از شور فرهاد را به قصاص محكوم كرد. با اعتراض متهم به رأي دادگاه پرونده در ديوان عالي كشور بررسي و رأي دادگاه تأييد شد و فرهاد در يك قدمي مجازات قصاص قرار گرفت. او بعد از انجام تشريفات قانوني اجراي حكم پاي طناب دار هم حاضر شد اما خانواده مقتول از او اعلام گذشت كردند، بنابراين پرونده اين بار از جنبه عمومي جرم به شعبه رسيدگي‌كننده ارسال و فرهاد روز گذشته پاي ميز محاكمه حاضر شد.

بعد از اينكه قاضي مقدم‌زهرا، رسميت جلسه را اعلام كرد، فرهاد در جايگاه حاضر شد و گفت از لحظه‌اي كه حادثه اتفاق افتاد از كارم پشيمان شدم. من قصد درگيري با پسر عمه‌ام را نداشتم و او براي دعوا مقابل خانه‌ام آمده بود كه حادثه اتفاق افتاد، متهم گفت من در زندان توبه‌ كرده‌ام و از دادگاه درخواست مي‌كنم تا من را آزاد كند تا بتوانم همسر و فرزندانم را سرپرستي كنم.  هیئت قضایی بعد از شنیدن آخرین دفاع متهم وارد شور شد.

گفت‌وگو با متهم:

شغلتان چيست؟

راننده كاميون

متأهل هستي؟

بله.

چند فرزند داري؟

دو فرزند 13 و هشت ساله.

عمه شما پاي طناب دار از شما اعلام گذشت كرد. درباره آن لحظه توضيح بده.

خيلي خوشحال شدم. باورم نمي‌شد. به پاي عمه‌ام افتادم و پايش را بوسيدم تا مرا حلال كند. وقتي مرا براي اعدام مي‌بردند، خوشحال بودم بچه‌ها نيستند و مرا نمي‌بينند و من هم آنها را نمي‌بينم. ولي وقتي بخشيده شدم و پايين آمدم دلم مي‌خواست بچه‌ها باشند و آنها را در آغوش بگيرم و به آنها بگويم كه به خواست خدا كنارشان مي‌مانم و هستم تا جبران اين همه نبودن‌ها را بكنم.

در اين چند سال كه زندان بودي چكار كرديد؟

توبه و استغفار. قرآن بلد نبودم. به دارالقرآن زندان رفتم و قرآن را ياد گرفتم. الان جزئي از قرآن را حفظ كرده‌ام.

اگر آزاد شدي و در شرايط مشابه قرار گرفتي، چه مي‌كني؟

يك بار به خاطر عصبانيت مجازات شده‌ام و سعي مي‌كنم روي رفتارم كنترل داشته باشم.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار