
به گزارش خبرنگار ما، دو سال قبل بود كه به مأموران پليس تهران خبر دادند پسري به نام رامين با ضربه چاقو كشته شده است. مأموران كه براي تحقيقات در محل حاضر شده بودند، متوجه شدند كه عامل درگيري جواني به نام بهادر است، بنابراين او را بازداشت كردند. او به جرمش اقرار كرد و در شرح ماجرا گفت: مدتي قبل بود كه با دختري به نام فروغ آشنا شدم. ما با هم رابطه خوبي داشتيم و قصد داشتيم با هم ازدواج كنيم. يك روز فروغ به من خبر داد كه در خانه تنها است و خواست به خانهشان بروم تا با هم حرف بزنيم. وقتي وارد خانه شدم ناگهان مادرش از راه رسيد و علت حضور من را سؤال كرد. داشتم برايش توضيح ميدادم كه عصباني شد و صدايش را بالا برد. بعد گوشي تلفن را برداشت و بستگانش را از ماجرا با خبر كرد. چند نفر از راه رسيدند و من را كتك زدند. بين كساني كه من را كتك زدند، رامين را شناختم. او هممحلي ما بود و با هم سلام عليك داشتيم. ساعتی بعد از آن بود كه مقابل خانه رامين رفتم و علت كارش را سؤال كردم. به او گفتم براي چه من را كتك زدي كه مشاجره بين ما بالا گرفت. آنجا بود كه رامين به من حمله كرد و براي دفاع از خودم دست به چاقو بردم. خواستم ضربهاي به دستش بزنم تا زخمي شود، اما مدام جايش را تغيير ميداد كه ناگهان ضربه به گردنش خورد. وقتي خونريزي را ديدم ترسيدم و از آنجا فرار كردم. متهم گفت من اصلاً قصد كشتن او را نداشتم و ناخواسته اين حادثه اتفاق افتاد.
مادر فروغ وقتي مورد تحقيق قرار گرفت در شرح ماجرا گفت: لحظاتي قبل از حادثه براي خريد، خانه را ترك كردم. به دخترم گفتم كه خيلي زود بر ميگردم. بعد از اينكه به خانه برگشتم ديدم كه پسر جواني با دخترم تنهاست. وقتي از دخترم سؤال كردم كه اين جوان كيست، گفت كه او بدون اجازه وارد خانه شده است. من هم عصباني شدم و به خانوادهام خبر دادم. وي ادامه داد: متهم دروغ ميگويد كه قصد ازدواج با دخترم را داشته است؛ چراكه اگر حرفش درست بود همراه خانوادهاش به خواستگاري دخترم ميآمد. آن روز وقتي مشاجره بالا گرفت با بستگانم تماس گرفتم. آنها هم به خانهام آمدند و بعد ماجرا تمام شد. اين زن ادامه داد: متهم به جاي عذرخواهي به سراغ رامين رفت و مرتكب قتل شد و حالا از او شكايت داريم. بعد از كامل شدن بررسيها، پرونده براي رسيدگي به شعبه دوم دادگاه كيفري استان تهران فرستاده شد. روز گذشته به دليل فراهم نبودن شرايط رسيدگي جلسه دادگاه تجديد شد.