اين بار خبرنگار «كدخدا» به سراغ يكي از طالبانِ اصلاح رفته است تا از منظر كارشناسي مسائل مربوط به هوا فضا و كهكشان راه شيري و نجوم را واكاوي كند. اين شما و اين هم واكاوي خبرنگار...
جناب طالبانِ اصلاح! با افشاشدن حقوقهای نجومی، دولت یازدهم به دردسر افتاده. چه کند؟
به نظر من، دولت نباید ماجرای فیشها را گردن میگرفت. اگر دولت دست ما بود، میگفتيم «فتوشاپ است» و خلاص؛ چنانچه موارد دیگری که بوده گفته.
اما چطور؟! در حالی که دُم ِفیشها بیرون زده است!
خب نباید بیرون میزد. تقصیر خود دولت بود که جام برجامش، جرعه مستکنندهای نداشت. اگر آفتاب تابان برجام، همانطور که دولت میگفت، چشمها را خیره کرده بود؛ دیگر برای چه کسی چشم میماند که به رصد آسمان شب و مطالعه پدیدههای نجومی بپردازد؟!
اما فکر نمیکنید اشعههای این فیشها، به هر حال هوش از سر مردم میپراند؟
چه بگویم؟! اصلا عدهای چرا باید به خودشان اجازه بدهند از برکة حقوقی ِاز خودبهترانشان «فیش» بگیرند؟! زمینیها را چه به فضا؟! من نمیدانم ملت چه حقی دارد تلسکوپ بردارد و بالا را کاوش کند؟! شاید مدیران بالادستی، آنجا سر بریده گذاشته باشند. شاید قراردادهای محرمانة دولت، که مسئلهای ناموسیست، آنجاها نگهداری میشود.
برود اختلاس کند خوب است؟!مشخص است شما نگران انتخابات ریاستجمهوری سال 96 هم هستید.
باید فکر چاره بود. دولت یازدهم، رحم اجارهای ماست و همه، پرخوریهای او را از چشم جنین میبینند. میگویند دولت بیتقصیر است؛ ویار شده. جنینی که در رحم دارد، او را وادار به این نجومیخواریها کرده.
طالبانِ اصلاحی که حقوق نجومی میگیرند چه؟ آنها که دیگر رحِم نیستند.
طالبِ اصلاحي که حقوق نجومی دارد، دو روح است در یک بدن. اصلاحخواهياش یک چیز است، نجومیگیریاش چیز دیگر. آنچه در عرصة سیاست میگوید یک طرف؛ آنچه در عرصة ریاست میگیرد طرف دیگر. گیرم که با منش اصلاحي روزگار میگذراند، وقتی سفرة رنگینی گیر آورد، نیندازد بالا و ندهد پایین؟! چه ربطی دارد؟! قانونی نگیرد و برود اختلاس کند خوب است؟! به هر حال، به نظر من، عملکرد اقتصادی یک طالبِ اصلاح، ربطی به روش و منش سیاسی او ندارد. سیاستش چیز است، تجارتش چیز دیگر.
بايد ظرفيت پذيرش مردم را بالا ببريمبه نظرتان، این نگرش برای مردم قابل پذیرش است؟
قبول دارم که ممکن است مردم نتوانند تا این حد آزادمنشانه به مسائل نگاه کنند. برای مردم میتوان قضایا را از زاویة دیگری دید. اصلا یک کاری میتوان کرد: چرا مقهور و مرعوب نظر منفی مردم شویم؟! چه دلیلی دارد حقوق بالا را مطلقا بد بدانیم؟! میتوان چنین در نظر گرفت که مدیری که توانسته حقوقش را زیاد کند، تواناست که توانسته. بله! حتی باید گفت برای یک مدیر لازم است چنین توانی داشته باشد. اگر مدیری نتواند درآمد خودش را زیاد کند، چطور بتواند درآمد دیگران را افزایش دهد؟! اتفاقا، هم زیادکردن حقوق خود و هم نشستن بر جای کسی که توانایی زیادکردن حقوق خود را داشته، هر دو، لیاقت محسوب میشوند؛ و یک مدیر لایق، حقش حقوق بالاست.
یعنی مردم میپذیرند يك نفر لایق حقوق 57 میلیونی بوده!؟
اگر ظرفیت پذیرش مردم را بالا ببریم، چرا که نه؟!
و باید بپذیرند دختر ایشان هم با لیاقت خودش صرافی زد و كانديدای مجلس شده؛ نه با کمک پدرش؟
اگر پذیرش این یکی برای مردم صعب و دشوار بود و نتوانستند هضمش کنند، فرقی نمیکند؛ در آن صورت مردم باید بدانند او با لیاقت پدرش هم این کارها را كرده باشد، ارثی بوده که حقش بوده و به دستش رسیده.
زود است به دنيا بیاییمبه نظر میرسد یک چیزی هم داریم بدهکار میشویم.
تقصیر خودت است. اگر طلبکار نباشی، بدهکار خواهی بود.
شما که تا این حد اعتماد به نفس دارید، چرا برای انتخابات ریاستجمهوری دوازدهم، رحم اجاره کردهاید؟
هنوز گذر زمان به قدر کافی آبها را از آسیاب نینداخته. ما هنوز به اندازة کافی برنگشتهایم. ماجراهای سال 88 چهرة قانونگریزی از ما نشان داد. قیافة ما در خاطرها مانده. لازم است یک بار دیگر، این بار با چهرهای متفاوت متولد شویم. لذا رحم اجارهای هنوز برای همین تولد دوباره لازم است. فعلا زود است به دنيا بیاییم.
شخصی مثل عارف نمیتواند برایتان کاری از پیش ببرد؟
عارف که به اندازة توانش دارد کار پیش میبرد. در انتخابات كميسيون آموزش حقش را خوردند و آرا را مهندسي كردند. البته ما صد دفعه گفته بوديم يك مهندس بگذاريم توي ليست و بفرستيم به مجلس، كه اينجور وقتها به درد بخورد اما كسي گوش نكرد.
كميسيون آموزش چه ربطي به رياست جمهوري دارد؟
ربط دارد، ولي ربطش به شما ربط ندارد!
اعضاي فراكسيون اميد هم كه نصف ليست اميد شدند، اين را چه ميگوييد؟
خب اينها همه رحمهاي اجارهاي بودند كه در ليست ما قرار گرفتند و رفتند به مجلس، اما آنجا كه بايد از ما حمايت ميكردند زيرش زاييدند!! حالا به فكر هستيم يك زايشگاه تاسيس كنيم تا افراد را بعد از زايمان بفرستيم كه اين مشكلات پيش نيايد.
عارف شكست نميخوردصحبت درباره عارف بود، اينكه چرا هي شكست ميخورد؟
شکست؟! به هیچ وجه! او شکست نمیخورد. میآید به میدان، نظرها را به خود جلب میکند؛ چشمها که به او خیره شد، به یکباره میترکد و مثل توپ صدا میکند و همه شوکه میشوند و ما را غنیمت میشمرند. مثل بادكنك، و البته چه بادکنک ممتاز و متمایزی هم هست! هر بادکنکی، در بحث ترکیدن، یکبارمصرف است؛ اما عارف هر بادکنکی نیست. او فرق دارد. بارها و بارها ترکیده و امید هست باز هم بترکد. در انتخابات ریاستجمهوری یازدهم، فرستادیمش وسط؛ جلوه کرد و لپ ِتپل اصلاحات شد. بعد، گفتیم بترک که صدا کند. و او ترکید و بهرهها بردیم. او هرگز یکبارمصرف نیست. در انتخابات ریاست مجلس هم باد شد و دست ِآخر یکمرتبه ترکید و عرصه را خالی کرد و برگشت عقب و در کمین نشست تا جشنی دیگر.
خيلي ممنون كه وقتتان را به ما داديد.
من هم ممنونم كه وقتم را به شما دادم.