
مهمترين فلسفه تشكيل تشكلهاي دانشجويي خدمت به جامعه اسلامي و گام نهادن در مسير آرمانهاي انقلاب اسلامي است. پر واضح است كه اولويت حضور دانشجو در دانشگاه همان تحصيل و پيشرفت علمي است كه بايد بيشتر زمان دانشجو را به خود اختصاص دهد زيرا اگر توان علمي دانشجو بالا نباشد نميتواند در مسير خدمت به جامعه اسلامي ثمربخش باشد.
در كنار تحصيل علم، فعاليت در تشكلهاي دانشجويي به تقويت ديني و بعد علمي دانشجو كمك ميكند؛ همچنين با ايجاد فضاي همفكري و همافزايي و سازماندهي فعاليتها و مسئوليتها زمينه تمرين دانشجو براي حضور در جامعه را فراهم ميكند.
دانشجو بايد در قالب كار در تشكلهاي دانشجويي علم خود را نسبت به مسائل روز گسترش دهد و در ذيل كار گروهي در اين نهادها به توليد علم و دانش پرداخته و كارآفرين باشد. در اين راستا ضروري است اگر تشكلي در اين مسير گام برميدارد فعاليت آن را تأييد و تشويق نموده در غير اينصورت بايد مانع فعاليت آن شد.
ذكر اين نكته لازم است كه مسئولان امر نيز نبايد نسبت به فعاليتهاي دانشجويي نگاهي ناملموس و بعضاً همراه با عناد و كينه داشته باشند زيرا همين نوع غرضورزيها باعث ميشود تشكلها به مقابله به مثل بپردازند و به جاي آموزش، سياستبازي را سرلوحه كار خود قرار دهند و اين امر منجر به عدم اعتماد آنها به مسئولان و سعيشان در كارشكني و سنگاندازي در مسير اصلي پيشرفتهاي علمي و فرهنگي دانشگاه خواهد شد.
از سويي ديگر بودجه تشكلهاي دانشجويي در برابر بودجه دانشگاه مبلغ بسيار ناچيزي است و همان ميزان اندك هم به تشخيص واحد بودجه و برنامهريزي كه واحدي مستقل از واحدها و زير نظر رياست دانشگاه است، بنا به ضرورت در اختيار تشكلها قرار ميگيرد.
اختصاص بودجه كافي، مبناي كار و برنامهريزي بسياري از تشكلها جهت انجام امور و فعاليتهاي سازنده است كه در بسياري از موارد آنطور كه بايد و شايد محقق نميشود و معمولاً زمينه تنش بين اعضاي تشكلها و مسئولان مربوطه را فراهم ميآورد. از اين رو مسئولان دانشگاه نيز بايد با نگاهي دلسوزانه، منابع مالي را هرچند اندك و ناچيز به طور عادلانه بين تشكلها توزيع كنند تا از هرگونه اعتراض و دلخوري در اين عرصه جلوگيري كنند. در اين خصوص به دليل اينكه دانشگاههاي دولتي از بودجه مصوب دولت استفاده ميكنند اما منبع درآمد دانشگاههاي آزاد و غيردولتي شهريه دانشجويان است، نياز است مسئولان توضيحات لازم را در رابطه با محدوديتها و احياناً ضرورتهاي صرف بودجه براي اعضاي تشكلها ارائه داده و دانشجويان را نسبت به شرايط موجود آگاه كنند تا آنها نيز بتوانند با برنامهريزي دقيق و مديريت بودجه هم به فعاليت خود بپردازند و هم انتظاري خارج از توان دانشگاه نداشته باشند.
هنگام توجه به تشكلهاي دانشجويي بايد مراقب بود حتي اگر سياستهاي اين نهاد و دانشجويان با سياست دانشگاه متفاوت است، نبايد با تنگنظري و دشمنيورزي نسبت به عملكرد آنها برخورد كرد بلكه بايد زمينه را طوري فراهم كرد كه دانشجويان مخالف نيز مجال فعاليت در چارچوب نظام را پيدا كنند.
به هرحال متأسفانه ديده شده در برخي دانشگاهها تمركز روي تشكلها، كانونها و نهادهاي دانشجويي آنقدر زياد است كه دانشگاه به جاي استخدام افرادي متخصص براي انجام كار فرهنگي ترجيح ميدهد به دنبال افزايش كانونها و تشكلهاي دانشجويي باشد تا با صرف هزينهاي كم بهره بيشتري ببرد غافل از اينكه با تعدد اين نهادها انتظارات بيشتر شده و در صورت عدم تحقق نيازها اين انتظارات به اعتراضات دانشجويي تبديل ميشود كه راهي جز سركوب آن وجود نخواهد داشت.
از سال 78 به بعد و پس از آن به ويژه در سال 88 فعاليت تشكلهاي دانشجويي به خصوص در زمينه سياسي و فرهنگي گاه با اتكا به سياستهاي خود اين تشكلها و گاه با خط گرفتن از برخي اساتيد و حتي عوامل بيروني به اوج خود رسيد و در مقاطعي دانشگاه به عرصه نبرد بين احزاب، گروهها و حتي معاندين نظام تبديل شد به طوري كه پيش ميآمد در برههاي عنان كنترل تحركات و جنبشهاي دانشجويي از دست مسئولان دانشگاه خارج ميشد و بسياري از مسائل دانشگاه را تحت تأثير قرار ميداد كه شايد مهمترين علت آن عدم پاسخگويي مناسب مسئولان و علم نداشتن نسبت به درخواستها و اعتراضات دانشجويي بود.
به طور معمول در دانشگاههاي مادر هر شهر انتسابات به صورت گروهي و جناحي انجام ميشود و حتي سمتهاي كوچك نيز از اين قاعده مستثني نيست و به طور كلي دانشگاه در دورهاي خاص توسط افراد گروههايي كه به لحاظ سياسي همكيش و هممسلك هستند اداره ميشود كه اين امر زمينه مخالفت ساير گروهها و تشكلهاي دانشجويي و حتي كارمندي و استادي را فراهم مينمايد.
در چنين شرايطي شكلگيري تشكلهاي دانشجويي آن هم به طور قانوني روند كند و نامطلوبي خواهد داشت و حلقههاي زيرزميني با انسجام و تعهد بيشتري نسبت به مخالفت با شرايط موجود تشكيل خواهد شد كه در نهايت با تبليغات زيرزميني و پرداختن به اموري كه اجازه بروز و ظهور آنها در دانشگاه وجود ندارد به تحركات منفي خواهند پرداخت.
اما براي پيشگيري از تمام اتفاقات ناخوشايندي كه ممكن است از قبل اعتراضات و تحركات بجا و نابجاي تشكلهاي دانشجويي در دانشگاه رخ دهد مسئولان مربوطه بايد با لحاظ نمودن مواردي چند، هم رشد و نمو اين نهادها را تضمين كنند و هم دانشگاه را از قرار گرفتن در شرايط اخذ تصميمات اضطراري و كم بازده بيمه نمايند.
آموزش صحيح چگونگي فعاليت و انتظارات دانشگاه از تشكلها و در پي آن نظارت بر آن در مسير حذف بسياري از حواشي و ناملايمات مؤثر خواهد بود به نحوي كه دانشجويان از ابتداي عضويت در تشكلهاي دانشجويي نسبت به وظايف، حدود و اختيارات خود وقوف كامل داشته باشند و در صورت تخطي بتوان در چارچوب قوانين آنها را بازخواست كرد.
همچنين با شريك نمودن دانشجويان در اصلاح امور دانشگاه، برخورد منطقي با انتقادات و پيشنهادات و تقويت بنيادين ظرفيت علمي و انساني دانشجويان عضو شده در تشكلها، نوعي همدلي و همافزايي بين اعضا و مسئولان به وجود خواهد آمد كه نتيجه آن پيشبرد اهداف مشروع هر دو طرف خواهد بود.
از طرفي، وقت گذاشتن و تمركز روي فعاليتهاي دانشجويي و پرهيز از برخوردها و اقدامات شتابزده و اعمال سعه صدر در قبال شور و هيجان ناشي از جواني و صغر سني، اعتماد بين طرفين را تضمين خواهد كرد به طوري كه تشكلها مطمئن خواهند شد در مواردي كه احتمال لغزشها و اشتباهات وجود دارد ميتوانند از نقطهنظرات و راهنماييهاي مسئولان دانشگاه استفاده كنند.
بسيار ضروري است كه مسئولان دانشگاه براي جلوگيري از اتلاف انرژي و تقويت روحيه پيگيري و مطالبه دائمي دانشجويان از آنها، با طراحي يك مدل سياسي و فرهنگي قوي در دانشگاه از برچسب زدن به افرادي كه جوانههاي ذهني و شخصيتيشان در دانشگاه شكوفا خواهد شد بپرهيزند و سعي كنند با تعريف مسير درست به ترفند افرادي كه در كمين شور و نشاط دانشجويي براي بهرهبرداري به نفع مقاصد خود نشستهاند، پاسخي قاطع و دندانشكن دهند.