کد خبر: 804483
تاریخ انتشار: ۲۴ مرداد ۱۳۹۵ - ۲۱:۰۰
گام هايي براي كمك به موازنه نقش‌هاي زوجين
امروز زنان جوان دانشجويي داريم كه مادرِ چند فرزند هستند و بچه شير به شير مي‌آورند. چرا؟ چون آنها به اين باور رسيده‌اند كه...
امروز زنان جوان دانشجويي داريم كه مادرِ چند فرزند هستند و بچه شير به شير مي‌آورند. چرا؟ چون آنها به اين باور رسيده‌اند كه اگر خانواده به سازمان تبديل شود، افراد بهتر شايستگي‌هاي اجتماعي و معنوي و اخلاقي‌شان را در اين سازمان نشان مي‌دهند تا وقتي كه مثلاً يك فرزند در اين خانواده حضور داشته باشد و به خاطر عوارضي كه خواه ناخواه به وجود مي‌آيد و همه توجه‌ها معطوف به يك بچه مي‌شود استعدادهاي او شكوفا نمي‌شود. دانشجويان دكتراي جواني هستند كه سه چهار فرزند دارند و با علاقه همراه با همسر زندگي طبيعي و رو به رشد خودشان را دارند.


فراموش نكنيد شما اگر به يك جريان يا پديده‌اي علاقه‌مند باشيد خواه ناخواه آن پديده را مي‌بينيد اما اگر علاقه‌مند نباشيد نمي‌بينيد. اصلاً فرض بگيريم استثناست اما آن قدر دور و برمان اين اتفاقات مي‌افتد كه اولاً يك استثنا نبينیم، ثانياً به فرض كه اينطور باشد آيا همين‌ها را نمي‌شود به عنوان الگوهاي عيني به جامعه معرفي كرد؟




مي‌گويند حيف نيست بچه‌دار شويم؟


زنان ما امروز اكثراً تحصيلات دانشگاهي دارند و تخصص‌هايي گاه بسيار كليدي و مهم را عهده‌دار شده‌اند. برخي از آنها مي‌گويند حيف نيست ما بنشينيم خانه و پشت سر هم بچه‌دار شويم؟ پس آن همه زحمت چه مي‌شود؟ در جواب آنها بايد بگوييم مسلماً حيف است كه اجتماع از آن تخصص بي‌بهره بماند، ولي از يك منظر ديگر اصلاً ظلم است زن هم باردار شود، هم بچه را شير بدهد و هم نان‌آور خانه باشد و در آن سو مرد فقط يك نقش نان‌آوري داشته باشد، يعني ما سه نقش را توأمان براي زن تعريف كنيم اما فقط يك نقش براي مرد در نظر بگيريم. اين يك ظلم است اما حالا شما به خاطر اينكه موازنه را برقرار كنيد، بياييد زنان را از تحصيل محروم كنيد كه آنها بنشينند خانه و بچه بزرگ كنند آن هم غلط است. پرسش منطقي‌تر اين است كه ما چه كنيم «مادري زن» آسيب نخورد و درعين حال كاركردهاي اجتماعي او هم حفظ شود.




هم درس مي‌خواند هم مادري مي‌كند



ما در بستر واقعيت‌هاي اجتماعي حرف مي‌زنيم. گفتن اينكه بياييم و بين نقش‌هاي اجتماعي و خانوادگي زنان موازنه‌اي برقرار كنيم، البته به زبان ساده است اما جامعه ما چقدر ظرفيت اين ساختارسازي براي تحقق اين مطالبه را دارد؟ يعني چقدر به زن‌هاي ما كمك مي‌كند كه توأمان آن سه نقش را عهده‌دار شوند؟


تبليغ و فرهنگ‌سازي كار را پيش مي‌برد


سال 65 در يك سمينار سه روزه كه درباره حجاب و عفاف بود خيلي صحبت‌هاي كلان شد كه مثلاً براي اولين بار زنان چادري در تلويزيون حضور داشته باشند. شما امروز مي‌بينيد كه زنان چادري به راحتي در تلويزيون برنامه اجرا مي‌كنند و اصلاً هم جاي تعجب و شگفتي ندارد اما آن روزها حضور يك خانم چادري براي اجرا در تلويزيون يك خط قرمز نانوشته بود. آن روز روي اين موضوع تمركز شد كه يكي از بهترين تبليغ‌ها براي حجاب اين است كه مثلاً اخبارگوي تلويزيون يك خانم چادري باشد يا مثلاً روي پارك بانوان تمركز شد كه برخي از محيط‌ها براي زنان تفكيك و مناسب‌سازي شود. الان شاهد هستيم كه آن تصميمات اجرايي شده است. در واقع ما نبايد از نقش فرهنگ‌سازي به سادگي عبور كنيم. اگر ما امروز برنامه‌هاي بچه‌آوري را آغاز كنيم و آرام آرام در ذهن مردم جا بيفتد ديگر كسي از اينكه مثلاً خانواده‌اي پنج، شش بچه دارد چشم‌هايش از تعجب گرد نمي‌شود.


زوج‌ها نيازمند مهارت‌آموزي هستند


كافي است مهارت حل بحران‌ها را به زوج‌ها انتقال دهيد، آنها خودشان به بهترين شكل ممكن چالش‌ها را حل مي‌كنند. همچنان كه اشاره شد امروز بسياري مي‌گويند يا من بايد ادامه تحصيل دهم يا بچه‌دار شوم، يعني مجالي براي راه سوم نمي‌دهند. الان وقت آن رسيده كه به خودمان بگوييم بايد چه كنيم كه سال‌هاي مهم زندگي از دست نرود؟ راهش در آموزش مهارت‌هاي كلان زندگي به نوجوان‌ها و جوان‌ها است. از دبيرستان هم آرام آرام بايد شروع كنيم. شما مي‌بينيد كه دختر 10 ساله امام حسين(ع) در كربلا مي‌درخشد. چرا اين دختر تا اين حد پخته و انديشمندانه عمل مي‌كند؟ چون به او اصول تفكر حكيمانه و نحوه زندگي فاخر را آموخته‌اند. مهارت‌هاي زندگي را ياد گرفته است كه در بحران چطور رفتار كند. چندي پيش برنامه‌اي به علماي قم ارائه شد كه از دوره اول دبيرستان، مهارت‌هايي را به دختران و پسران‌مان ياد بدهيم و آنها را براي يك زندگي زوجيتي آماده كنيم نه از منظر فقط مسائل جنسي، بلكه يك همزيستي متعالي انساني كه مورد رضايت خداوند عزيز قرار بگيرند.


اگر اين دخترها و پسرها براي زندگي زوجيتي آموزش ببينند وقتي به سن ازدواج مي‌رسند مستأصل نمي‌شوند يا در برابر ازدواج مقاومت نمي‌كنند. امروز در مدارس ما، تربيت براي زندگي مشترك آموزش داده نمي‌شود و فرزندان خادم پدر و مادر تربيت نمي‌شوند، مهارت ارتباط مهذب و سنجيده با فاميل را ندارند. اصلاً اين يك اصل است كه مردم قاعدتاً دنبال منافع هستند و از منفعت بيشتر استقبال مي‌كنند اما اين منافع حقيقي و پايدار را بايد درست به آنها نشان دهيم. البته از آنجايي كه گاهي ممكن است درگير تحليل‌هاي ذهني و انتزاعي شويم پس بايد به طور مستمر با جامعه مخاطب‌ در اين ايده‌هايي كه مطرح مي‌كنيم در ارتباط باشيم. بدون هيچ اغراقي وقتي در كلاس‌هاي دانشگاه صميمانه و منطقي با بچه‌ها صحبت ‌كنيم مي‌بينيم كه مي‌پذيرند و الگو مي‌گيرند. يعني فكر نكنيم آنها مقاومت‌هاي عجيب و غريبي مي‌كنند. اين طور نيست. ما گاهي از جوان‌هايمان تصويرهاي غيرواقعي مي‌سازيم و بدتر، آن تصويرها را به عنوان روحيه و شخصيت جوان‌ها بازتاب مي‌دهيم. اگر ما در خانه و مدرسه دختر و پسر را طوري تربيت كرديم كه براي زندگي شخصي خودش، براي همسرش حل بحران را ياد بگيرد، قسمت عمده‌اي از چالش‌هايمان را حل كرده‌ايم. وقتي يك دختر در خانه، شأن پدر را رعايت كند او فردا شأن همسر را هم مراعات خواهد كرد و پسر مسئوليت‌پذير و امين تربيت شود ديگر تنوع‌طلب نمي‌شود.


كمك به زوج‌هاي جوان را فراموش نكنيم


نكته ديگري كه بسيار مؤثر است و در اسلام هم بسيار سفارش شده، حمايت از خانواده‌هاي نوپاست. ما حتي در علم متعالي فقه اسلامي داريم اگر پسر توان مالي اداره زندگي مشترك – مثلاً در ماه‌ها و سال‌هاي اول – را ندارد بر پدر او واجب است كه به لحاظ مالي فرزندش را تأمين كند نه اينكه بهتر است نه! واجب است. يعني مسئله تا اين حد جدي است. اما ما چقدر براي اين مطالبات اهميت قائل هستيم و اطرافيان و بستگان چقدر كمك فكري و مشاوره‌اي و مالي به زوج‌هاي جوان مي‌دهند كه زندگي آنها روي غلتك بيفتد و چشم جوان‌هاي ديگر هم كه مي‌خواهند وارد اين گود شوند، از ازدواج نترسد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها