کد خبر: 803472
تاریخ انتشار: ۱۹ مرداد ۱۳۹۵ - ۲۰:۱۲
دختر نوجوان وقتي با مخالفت خانواده‌اش براي ازدواج با مرد مورد علاقه‌اش مواجه شد، از خانه گريخت، اما در دام مردي شياد گرفتار شد.
به گزارش خبرنگار ما، دو هفته قبل مردي به اداره پليس رفت و گفت دختر 14 ساله‌اش به طرز مرموزي ناپديد شده است.
شاكي در توضيح ماجرا گفت: دخترم ساناز دانش‌آموز است. مدتي قبل متوجه شدم با پسر جواني ارتباط دارد. چند روز قبل پسر جوان كه وضع مالي خوبي دارد و حسابدار شركت است به خواستگاري ساناز آمد، اما از آنجايي كه وضع مالي‌ام خوب نيست و در حال حاضر توان خريد جهيزيه براي دخترم را ندارم به خواستگاري‌اش جواب منفي دادم. پس از اين دخترم خيلي ناراحت بود تا اينكه امروز صبح وقتي از خواب بيدار شدم و به اتاق دخترم رفتم، خبري از او نبود. ابتدا فكر كردم به خانه بستگان يا دوستانش رفته است، اما هر چقدر تلاش كردم او را پيدا نكردم.
  
تحقيق از خواستگار دختر نوجوان
با طرح اين شكايت پرونده به دستور قاضي مرشدلو، بازپرس شعبه هفتم دادسراي جنايي تهران براي رسيدگي در اختيار كارآگاهان اداره يازدهم پليس آگاهي قرار گرفت. مأموران در نخستين گام از خواستگار دختر نوجوان تحقيق كردند، اما وي در مورد سرنوشت دختر مورد علاقه‌اش اظهار بي‌اطلاعي كرد. در حالي كه بررسي‌هاي مأموران نشان مي‌داد دختر گم شده به خاطر مخالفت خانواده‌اش با ازدواج پسر مورد علاقه‌اش از خانه فرار كرده است. مأموران پلیس موفق شدند با آموزش به خواستگار جوان رد وي را در خانه يكي از دوستانش پيدا كنند.
   
بازداشت دختر نوجوان
مأموران در ادامه ساناز را بازداشت کردند و با حكم قضايي تحويل خانواده‌اش دادند، اما ماجراي فرار دختر نوجوان با پيدا شدنش پايان نيافت و مشخص شد وي پس از فرار در دام مرد شيادي گرفتار شده است‌.
  
تهديد ايدزي دختر فراري از سوي مرد شياد
ساناز با شكايت از مرد ميانسال گفت: مدتي قبل با پسر مورد علاقه‌ام آشنا شدم . او خيلي مرا دوست داشت به همين دليل قصد داشتيم با هم ازدواج كنيم. چند روز قبل از فرارم او به خواستگاري‌ام آمد، اما پدرم با ازدواج ما مخالفت كرد و مدعي بود من هنوز به سن ازدواج نرسيده‌ام. از آنجايي كه او را خيلي دوست داشتم، افسرده شدم تا اينكه چند روز بعد داخل پارك‌ با مرد ميانسالي كه مدعي بود مجرد است، آشنا شدم. او به من ابراز علاقه كرد و گفت وضع مالي خوبي دارد و من هم به او اعتماد كردم. از آنجايي كه مي‌دانستم پدرم با ازدواج ما مخالفت مي‌كند، نيمه‌هاي شب كه همه خانواده‌ام خواب بودند از خانه فرار كردم و با مرد ميانسال تماس گرفتم. او داخل خيابان به سراغم آمد و مرا به خانه‌اش برد. وقتي وارد خانه‌اش شدم، فهميدم كه او مجرد نيست و مرا فريب داده است. تصميم گرفتم شب را آنجا بخوابم و بعد به خانه يكي از دوستانم بروم كه در خواب ... پس از اين در حالي كه خواب بود، از خانه‌اش فرار كردم و به خانه يكي از دوستانم پناه بردم.
 پشيمان شده بودم و قصد داشتم با پدرم تماس بگيرم و موضوع را توضيح دهم كه مرد ميانسال با من تماس گرفت و گفت بيماري ايدز دارد و مرا هم به اين بيماري مبتلا كرده است. او مرا تهديد كرد تا دوباره پيش او بروم، اما من قبول نكردم و در خانه دوستم ماندم. پس از اين به شدت ترسيده بودم و روز به روز افسرده‌تر مي‌شدم و از ترس هم جرئت رفتن به خانه‌مان را نداشتم تا اينكه مأموران مخفيگاه مرا شناسايي كردند.
   
بازداشت مرد شياد
پس از طرح شكايت از مرد شياد، مأموران به دستور قاضي مرشدلو متهم را شناسايي و بازداشت كردند.
متهم صبح ديروز براي بازجويي به دادسراي جنايي منتقل شد.  وي گفت: چندي قبل با اين دختر آشنا شدم. از رفتارش فهميدم كه ارتباط خوبي با خانواده‌اش ندارد. وقتي به او ابراز علاقه كردم، او به من اطمينان كرد و پيشنهاد ازدواج داد و من هم قبول كردم. ما چند روزي ارتباط تلفني داشتيم تا اينكه شب حادثه با من تماس گرفت و گفت از خانه فرار كرده‌ام. از آنجايي كه همسرم همراه فرزندم خانه پدرش بودند، او را به خانه‌مان آوردم تا اينكه صبح وقتي از خواب بيدار شدم، متوجه شدم او از خانه من هم فرار كرده است. وي در بازجويي مدعي شد كه دختر نوجوان را تهديد به ايدز نكرده است.
متهم پس از بازجويي براي تحقيقات بيشتر و روشن شدن زواياي پنهان حادثه به دستور قاضي مرشدلو در اختيار كارآگاهان پليس آگاهي قرار گرفت.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار