به
گزارش خبرنگار ما، بهمن ماه سال قبل بود كه زنی جوان مأموران پليس تهران را
از ماجراي اين كلاهبرداري با خبر كرد. او گفت از مدتي قبل تصميم گرفتم
براي ادامه زندگي به كشور آلمان مهاجرت كنم. وقتي براي انجام كارهايم به
سفارت آلمان رفتم با مردي به نام سعيد آشنا شدم كه لهجه جنوبي داشت. وقتي
ماجراي سفرم را برايش توضيح دادم، گفت به واسطه دوستاني كه در سفارت آلمان
دارد ميتواند برايم ويزاي شينگن تهيه كند، اما براي اين كار بايد 70
ميليون تومان هزينه كنم. من هم به حرفهاي آن مرد اعتماد كردم و ابتدا 40
ميليون تومان پول در اختيارش گذاشتم. امروز با من تماس گرفت و خواست براي
انجام مقدمات كار به دفتر خدمات مسافرتي برويم تا بليت كشور تركيه را برايم
بگيرد و از آنجا راهي آلمان شوم. من كه خيلي خوشحال شده بودم، سوار ماشين
سعيد شدم و او حركت كرد. بعد از طي كردن مسيري از راه اصلي منحرف شد كه
اعتراص كردم. سعيد گفت بعد از انجام كاري كه برايش پيش آمده به دنبال كار
من ميرود، اما پس از اينكه در محل خلوتي نگه داشت متوجه نيت شوم او شدم.
به هر صورت كه بود مقاومت كردم و توانستم از دستش فرار كنم و حالا براي
دستگيري او درخواست كمك دارم.
بعد از مطرح شدن شكايت، شماره پلاك
خودروي سعيد و شماره تلفن همراه او در اختيار كارآگاهان پليس آگاهي تهران
قرار گرفت. مأموران پليس متوجه شدند سعيد مخفيگاهش را مدام تغيير ميدهد،
اما بعد از شش ماه سعيد را بازداشت كردند. متهم وقتي مقابل شاكي قرار گرفت،
چارهاي جز اقرار نداشت. او گفت بعد از اينكه توانستم شاكي را فريب دهم
تصميم گرفتم تا نقشه شيطانيام را هم اجرا كنم كه موفق نشدم. بعد از كامل
شدن تحقيقات، پرونده براي رسيدگي روي ميز قضات شعبه هشتم دادگاه كيفري
استان تهران قرار گرفت و متهم مقابل قاضي اصغرزاده و مستشاران محاكمه شد.
بعد از اينكه شاكي بار ديگر ماجرا را براي هيئت قضايي شرح داد، متهم نيز به
جرمش اقرار كرد. قاضي اصغرزاده بعد از ختم جلسه و بررسي اوراق پرونده سعيد
را به هفت سال زندان، رد مال و 40 ميليون تومان جزاي نقدي محكوم كرد.