
به گزارش «جوان» به نقل از خبر گزاري تسنيم، پروفسور مجتبي زارعي، رئيس هيئت مديره انجمن علوم و فناوريهاي شناختي كشور و متخصص مغز و اعصاب از كالج سلطنتي پزشكان انگلستان طي نامهاي به معاون اول رئيسجمهور با گلايه از روند سركوب نخبگان در كشور و سرنوشت عجيب آزمايشگاه ملي نقشهبرداري مغز آورده است: جناب آقاي جهانگيري، از نگارش اين نامه هيچ هدف سياسي ندارم چراكه «بيسياست»تر از من نمييابيد. آن را مينويسم بهخاطر هزاران جوان نخبهاي كه هر روز در دانشگاههاي اين مملكت بهوسيله دولتمردان، سياستمداران و رؤساي دانشگاهها كه بعضاً جز سياسيكاري وظيفهاي ديگر براي خود نميشناسند سركوب و نااميد ميشوند و بهناچار راه ديار غربت پيش ميگيرند. مينويسم براي نجات كشورم كه وجب به وجب آن مديون خون شهداي بسياري در تاريخ پرشكوه خود است. مينويسم بهخاطر اينكه از وقتي دست راست و چپم را شناختم سخنان خميني كبير را شنيدم كه به ما ياد داد با هر ظلم و زور و فسادي مبارزه كنيم. مينويسم چون اطمينان دارم همه آنچه ذكر شد در تضاد با سخنان رهبر فرزانه انقلاب و سياستهاي كلي نظام جمهوري اسلامي ايران است.
آنچه بر من طي چهار سال اخير رفته نمونهاي از موارد زيادي است كه در كشور اتفاق افتاده و ميافتد و هرگز به گوش شما نميرسد. حاصل اينچنين اعمالي جز تشديد فرار نخبگان و نااميدي جوانان و در نتيجه صدمه جدي به پيشرفت كشور ندارد. آنگاه شما و همكارانتان هر دم از تشويق نخبگان براي ماندن در كشور، جذب ايرانيان نخبه خارج از كشور، اقدامات درخشان بنياد ملي نخبگان و معاونت علمي رياست جمهوري ميگوييد؟! آيا رئيسجمهور كه سخن از ريشهكني فساد، مبارزه با رانتخواري در كشور ميگويد، از مفسدهها خبر ندارد؟ آيا وي كه مدعي هستند با هيچكس عقد اخوت نبستند، از نخبهكشي، سياسيكاري و حذف سيستماتيك شايستهسالاري توسط پسرعمه خود بهعنوان رئيس دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي خبر ندارند؟ آيا وي از رانتهاي علمي و بودجههاي كلاني كه دست دانشمندنماها در سيستمهاي دولتي است، آگاهي ندارند؟ بهدنبال چه ميگرديد؟ از شماست كه بر ماست!
جناب آقاي جهانگيري، طي سه سال كار در ايران و تعامل با بسياري از مسئولان دانشگاهها و وزارت بهداشت اثري ندرتاً از شايستهسالاري و ايجاد اميد براي جوانان ديدم. شما كه ايرانيان خارج از كشور را به بازگشت به ايران و خدمت به ميهن و نظام جمهوري اسلامي تشويق ميكنيد، از معاون علمي و فناوري رياست جمهوري كه بهخوبي بنده را ميشناسند بپرسيد طي سه سال اخير چه كمكي به اين بنده حقير كه از يك زندگي مرفه و شغل دائم در انگلستان گذشتم تا عمر خود را وقف دانشگاه و علم كشور كنم، كرده است. فرمودند «هرچه بوده گذشته، شما بسازيد و همكاري كنيد.» عرض كردم: با چه بسازم، رانتخواري؟ سياسيكاري، سركوب نخبگان، ناشايستهسالاري؟ در كجاي تعليمات دين شيعه چنين سازشي توصيه شده است؟ آيا اينهمه سال سازش با چنين مفاسدي حاصلي جز انتشار و طبيعي شدن مفاسد آن در جامعه ما داشته است؟ بودجههاي دولتي ارث پدر بنده نيستند كه بر سر آن دعوا كنم و البته براي من بسيار سادهتر است كه به انگلستان بازگشته زندگي بيدغدغهاي را پيش گيرم اما سكوت در مقابل مفسدههايي همچون آنچه عرض شد جز به گسترش آن كمكي نميكند و ظلمي است به جوانان نخبه ايران كه اميد كشورند.
گفتني است برخي از مدارك سخنان فوق در http://nbmc. ir/fa/about. aspx?module=13 به نمايش گذاشته شده است.