شايد در زندگي با افرادي روبهرو شديد كه مدام در حال تغيير شغل خود هستند. يك روز در كسوت مهندسي فعاليت ميكنند و فردا نقش يك فروشنده را به عهده ميگيرند و... خلاصه كسي متوجه نميشود طرف چه كاره است. البته اين موضوع مخصوصاً در كشور ما بيشتر مشهود است تا جايي كه آچارفرانسه بودن يا همان همه كاره بودن در كشور ما ارزش شده است. در حالي كه همه كاره بودن ارزش نيست، بلكه آنچه مهم است و ارزش محسوب ميشود، تخصص است.
اين موضوع به همين جا ختم نميشود، بلكه طرف به خود اين اجازه را ميدهد بهواسطه اينكه به طور مثال دو روز از كنار زمين فوتبال آن هم بهطور اتفاقي رد شده يا يخچال منزل را براي هميشه خراب كرده نظرات كارشناسي كه نه، فوق كارشناسي در تمامي زمينهها ارائه كند و مصرانه روي حرفهاي نادرست خود پافشاري كند. اما اينكه اين تخصص از كجا شكل ميگيرد و چگونه بايد جامعهاي متخصص داشته باشيم خود موضوعي است كه بايد مورد تحليل قرار گيرد. ريشه بسياري از اين شاخه به آن شاخه پريدنها و اظهارات غيركارشناسي بر ميگردد به اينكه ما اصل موضوع كه همان استعداديابي است را فراموش كردهايم.
نبوغ و استعداد را نميتوان خريد
بگذاريد از همين ابتدا تكليف را روشن كنيم. تمامي كارشناسان، البته خبره و كار بلد و نه از آن مدلهايي كه در كوچه و بازار هر روز ميبينيم، در حوزههاي مختلف بر اين نكته تأكيد و اتفاق نظر دارند كه استعداد را نميشود با پول خريد. به عنوان مثال اگر شما استعداد خوانندگي نداريد بايد بپذيريد كه با زور پول و كلاس كه نميشود خواننده شد و گوش مردم بيگناه را آزرد.
انسان با تواناييهاي ذاتي بالقوهاي به دنيا ميآيد كه در زندگي درصدي از اين تواناييها بالفعل شده و تواناييهاي اكتسابي نيز به آنها اضافه ميشود. وقتي نوزاد به دنيا ميآيد تقريباً ناتوان است و به مرور بر تواناييهايش اضافه ميشود.
بد نيست اينجا تعريفي از استعداد را بيان كنيم. قابليت و توان يادگيري هر چيز را استعداد مينامند. استعداد، چيزي نيست كه در اثر يادگيري، تجربه و تمرين به دست آمده باشد، بلكه با فرد به دنيا ميآيد و اگر شرايط و امكانات لازم براي ظهور آن وجود داشته باشد، شكوفا ميشود و در غير اين صورت فرد نخواهد توانست استعداد خود را بروز دهد، بلكه بر اثر عدم شكوفايي به تدريج استعداد ميميرد يا ضعيف ميشود.
بنابراين ابتداييترين وظيفه هر پدر و مادري اين است كه بتوانند استعدادهاي فرزندان خود را كشف و شكوفا كنند. به عبارت ديگر والدين بايد بدون اينكه به دنبال جبران كمبودها و نقصان دوران كودكي و نوجواني خود از طريق فرزندان باشند در پي كشف استعداد واقعي فرزندان خود باشند تا شرايط كمال و تعالي را براي وي فراهم كنند.
اينكه پسر يا دختر ما حتماً بايد دكتر يا مهندس يا فوتباليست شود اسم اين پافشاريها كشف استعداد نيست، بلكه به اين عمل نابودي استعداد و توانايي فرزندان ميگويند. سرانجام اين تحكمها و دستورهایي از بالا، در نهايت فرزند را تبديل به فردي ميكند كه هيچ انگيزهاي براي زندگي ندارد و به اجبار زندگي مجبور است راهي را كه به غلط انتخاب كرده است ادامه دهد. متأسفانه از اين گروه افراد در كشور ما كم نيستند، افرادي كه استعداد آنها زير خودخواهي والدين و چشم و همچشمي آنها نابود ميشود.
مدرسههايي كه با استعداد غريبهاند
بحث استعداديابي به قدري مهم و حياتي است كه در جوامع پيشرفته نظام آموزشي به مدد والدين آمده است و سعي ميكنند با كمك يكديگر راه درست را براي شكوفايي فرد بر اساس استعداد ذاتي وي كشف كنند. اما متأسفانه اين در كشور ما ناديده گرفته شده است. والدين در خانه و معلمان در مدارس، عادت دارند براي دانشآموزي ارزش فوقالعاده قائل شوند كه در درسهاي زبان، رياضي يا علوم تجربي پشتكار خوبي از خود نشان بدهد و اگر اين دانشآموز در امتحان نهايي نمره خوبي از اين درسها بگيرد، او را جزو دانشآموزان فوقالعاده و با استعداد به حساب ميآورند. اين در حالي است كه بايد بحث پشتكار و استعداد را از يكديگر جدا كرد. اينكه فرزند ما بر اساس تلاش و كوشش خود و فشار نيروهاي بيروني توانسته موفق شود به اين معنا نيست كه در آن حوزه داراي استعداد و توانايي ذاتي است.
در هيچ كدام از فرايندها و دوران تحصيلي جايي براي كشف استعداد و توانايي فرد وجود ندارد و اين تفكر غلط از مدرسه به خانواده نيز راه پيدا ميكند كه هر دانشآموزي كه در درسي نمره عالي بگيرد صرفاً در آن زمينه با استعداد است.
نگاهي موشكافانه به دانشآموختگان دانشگاههاي كشور نشان ميدهد كه خيلي از اين افراد در بازار كار و اشتغال به فعاليتي مشغول هستند كه هيچ ارتباطي با مدارك تحصيلي آنها ندارد و بعضاً خيلي هم در تضاد با هم هستند. اين افراد همان دانشآموزان مظلومي بودهاند كه به اجبار خانواده و هدايتگري اشتباه مدارس و روشهاي غلط آموزشي به سمتي هدايت شدهاند كه نه تنها به آن علاقهمند نيستند، بلكه در آن استعداد و توانايي هم ندارند.
بنابراين لازم است نظام آموزشي ما به كمك خانوادهها بيايد و افرادي را به جامعه تحويل دهد كه عاقلانه راه خود را پيدا نموده و عاشقانه سختي و دشواري آن را تحمل ميكنند نه اينكه از روي اجبار و فشارهاي زندگي روزگار را با روزمرگي سپري كنند.
وقت و هزينهاي كه هدر ميرود
همه ميدانيم كه كشور ما در مسير پيشرفت و توسعه قرار دارد. اين را نيز ميدانيم كه براي هر دانشآموز خانوادهها و نظام آموزشي چه هزينههاي گزافي را پرداخت ميكنند بنابراين نبايد اين وقت و هزينهها بيهوده هدر برود.
خوب ميدانيم در حال حاضر، معيارهاي خاصي براي تعيين و كشف استعدادهاي دانشآموزان وجود ندارد، در حالي كه هدايت تحصيلي يا حتي هدايتهاي رواني- رفتاري دانشآموزان مستلزم وجود ابزاري براي اندازهگيري اين استعدادهاست، لذا بايد معيارها و ابزارهاي اندازهگيري معتبر و مناسب با شرايط موجود در مدارس در نظر گرفته شود. اگر نظام آموزشي همچنان بيمسئوليت و خانوادهها بدون آگاهي و درك درست پيش بروند ديري نخواهد گذشت كه كشور ما گورستان استعدادهاي نهفته ميشود. استعدادهايي كه هر كدام ميتواند مسير توسعه همه جانبه كشور را تسهيل كند.
بنابراين با تأكيد دوباره بر اينكه نظام آموزشي پويا و مدرن ميتواند زير بناي پيشرفت كشور باشد، لازم و ضروري است بحث استعداديابي در مدارس جدي گرفته شود. البته اين استعداديابي بايد در تمامي زمينهها و بر اساس معيارهاي علمي و استاندارد جهاني صورت بگيرد نه اينكه باز گرايش سليقهاي در اين رويداد قدرتنمايي كند.