کد خبر: 801277
تاریخ انتشار: ۱۱ مرداد ۱۳۹۵ - ۱۵:۳۷
يادداشتي پيرامون جاي خالي دانشگاه در حل آسيب‌هاي اجتماعي
برزخي كه امروز نهاد دانشگاه در آن قرار گرفته مانند كبوتري است كه نه مي‌توان آن را رها و آزاد دانست و نه اسير و دربند...
مرتضي جمشيدي
برزخي كه امروز نهاد دانشگاه در حوزه نقش اجتماعي دانشگاه در آن قرار گرفته مانند كبوتري است كه نه مي‌توان آن را رها و آزاد دانست و نه اسير و دربند. دانشگاه‌هاي امروز ايران از يك طرف در مسائل نظري و برگزاري همايش‌هاي تخصصي در حوزه آسيب‌شناسي اجتماعي فعال هستند؛ اما از سوي ديگر نتيجه كاربردي اين همايش و حضور دانشگاه در متن زندگي مردم نمودي ندارد. صرف وقت دانشجويان در دعواهاي سطحي صنفي و سياسي غيرضروري يكي از عواملي است كه مانع شناخت رسالت صحيح دانشگاهيان و نقش آنها در مديريت و كنترل آسيب‌هاي اجتماعي است. امروز در حالي كه جامعه در برابر تهديدات متعدد فرهنگي هزينه‌هاي هنگفتي را پرداخت مي‌كند، دانشگاه هنوز نتوانسته است نقش مؤثري در تأثيرگذاري بر روند تغييرات اجتماعي داشته باشد و چه بسا بخشي از دانشگاه نيز در اسارت سبك‌هاي نامتعارف زندگي درآمده باشد.
بي‌گمان يكي از دلايل ايجاد اين فضاي مسموم وجود نگاه حداقلي به ظرفيت دانشگاه توسط نهادهاي تصميم‌گير است. در شرايطي كه رهبر معظم انقلاب صراحتاً از جنگ علني فرهنگي، سياسي، امنيتي و نفوذي سخن مي‌گويند و اينكه شمشير عليه بيگانه در اين حوزه‌ها را مدت‌هاست كه بر‌كشيده‌اند، با اين وجود دانشگاه به عنوان مركز تخصصي توليد محتوا و سبك زندگي سهم قابل توجهي در اين نبرد نداشته است. بديهي است تا زماني كه نگاه مديران كلان و بخشي نسبت به افسران جوان جنگ نرم يك نگاه تحقير‌آميز در سطح مناقشات ابتدايي سياسي در دانشگاه‌ها باشد، دانشجو انگيزه‌اي براي خلاقيت و نوآوري در حل مسائل فرهنگي و اجتماعي جامعه را نخواهد داشت. انگيزه‌اي كه امام خميني (ره) در اوج معناي خود براي نهاد دانشگاه مطرح مي‌فرمودند: «بر شما جوانان روشنفكر است كه از پا ننشينيد تا خواب رفته‌ها را از اين خواب مرگبار برانگيزانيد و با فاش كردن خيانت‌ها و جنايت‌هاي استعمارگران و پيروان و بي‌فرهنگ آنها، غفلت‌زده‌ها را آگاه نماييد.»
ايجاد فضاي سياست‌زده در دانشگاه‌ها علاوه بر آنكه بر ارزش سياسي بودن دانشجو سايه سنگيني ايجاد كرده، نوعي بي‌تفاوتي و سهل‌انگاري نسبت به وظايف پيش‌برندگي دانشگاه نيز ايجاد نموده است. اين آسيب در اين سطح باقي نمانده و حتي قشر دانشجو را نيز در برخي از آسيب‌هاي اجتماعي نظير اعتياد و ناهنجاري‌هاي اخلاقي آسيب‌پذير نموده است.
اين در حالي است كه اگر يك مدير فرهنگي در يك جلسه رسمي دانشجويان را از آسيب‌هايي كه جامعه را تهديد مي‌كند آگاه كرده باز هم به طور رسمي از آنها تقاضاي ارائه راهكارهاي كاربردي براي حل آنها كند، دانشجو ضمن آنكه احساس اعتماد به نفس پيدا مي‌كند، از ظرفيت و توانايي دوره جواني و علم‌آموزي خود به صورت حداكثري براي رسيدگي به مسائل جامعه وقت خواهد گذاشت. شبكه‌هاي متعدد مردم‌نهاد دانشجويي در صورتي انگيزه فعاليت پيدا مي‌كنند كه وزن آنها در تصميم‌گيري‌هاي اجتماعي به رسميت شناخته شود. به عبارت ديگر نقش دانشجو در معادلات حل مسائل فرهنگي و اجتماعي جامعه نياز به باز‌تعريف دارد.
در حال حاضر فعاليت‌هاي پراكنده‌اي كه از جانب بخش محدودي از اساتيد و دانشجويان در سطح جامعه در جريان است، توانسته به همان ميزاني كه از ظرفيت دانشگاه استفاده شده، نقش‌هاي محدودي در كنترل آسيب‌هاي اجتماعي داشته باشد. NGO‌هاي متعددي در حوزه مسائل مربوط به اعتياد، درمان، زنان بدسرپرست و زنان سرپرست خانوار در سطح كشور فعاليت دارند كه محور اجراي برنامه‌هاي آنها بر اساس سرمايه‌گذاري‌هاي خصوصي يا نيمه خصوصي مراكز و شخصيت‌هاي نيكوكار با همكاري دانشجويان دغدغه‌مند است. در صورتي كه بتوان به‌كار‌گيري اين ظرفيت را بر اساس يك ساختار مديريتي تنظيم كرد و در عين حال انگيزه‌هاي لازم را نيز در اختيار دانشجويان قرار داد، ميزان پوشش اقشار مختلف آسيب‌پذير در جامعه توسط اين نهاد به شكل چشمگيري افزايش خواهد يافت. در شرايطي كه نهادهاي حاكميتي هزينه‌هاي سرسام‌آوري را براي ارائه طرح‌هايي نه چندان كاربردي در جهت رفع آسيب‌هاي اجتماعي صرف مي‌كنند، با سرمايه‌گذاري اندكي مي‌توان گروه‌هاي دانشجويي را با راهبري اساتيد مربوطه به سمت احساس مسئوليت در قبال وضعيت جامعه سوق داد. براي حل آسيب بدپوششي به عنوان يك معضل فرهنگي، چه راهكاري بهتر از اينكه دانشجويان با استفاده از ابتكارهاي هنري و روابط اجتماعي به مقابله با اين ناهنجاري بپردازند؟ بسياري از آسيب‌هايي كه در اثر استفاده نامناسب از شبكه‌هاي اجتماعي، خانواده‌هاي ايراني را با بحران‌هاي جدي مواجه ساخته است، مي‌تواند با حضور فعال گروه‌هاي دانشجويي در ميان جامعه تبيين شود. دكتر ‌هادي بهرامي‌احسان، دانشيار روانشناسي دانشگاه تهران و دبير دفتر هم‌‌انديشي نخبگان و اساتيد اين دانشگاه بهمن سال گذشته در اين رابطه گفته است: «مدت‌ها بود كه در محافل دانشگاهي بحث آسيب‌هاي اجتماعي به صورت كم و بيش مطرح مي‌شد، اما مدتي زمان برد تا اين موضوع به بدنه كارشناسي دولت و مسئولان و دستگاه‌هاي فرادستي مانند شوراي عالي انقلاب فرهنگي برسد. كساني كه در حوزه‌هاي آسيب اجتماعي كار كرده‌‌اند مي‌دانند كه ما سال‌هاست به دليل مسائل متعدد رواني و اجتماعي به صورت روزافزوني با مشكل آسيب‌هاي اجتماعي مواجهيم و اگر براي اين موضوع چاره‌‌انديشي نشود مي‌تواند تبديل به يك تهديد براي سلامت اجتماع شود.» از اين رو به منظور ساماندهي به مطالبات دانشجويي در مسير حل آسيب‌هاي اجتماعي جامعه نقش تشكل‌هاي دانشجويي برجسته مي‌شود. نقشي كه در صورت ايفا شدن آن نگاه دانشجو از سطح مرزهاي دانشكده و دانشگاه خود به مرزهاي جامعه توسعه داده مي‌شود و كبوتر انديشه و خلاقيت او از برزخي كه در آن گرفتار است رها مي‌گردد: «چو قناري به قفس؟ يا چو پرستو به سفر؟ هيچ يك! من چو كبوتر نه رهايم نه اسير.»

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار