سهيلا از خساست همسرش ميگفت و شرح ميداد كه به قول خودش پولهايش را براي آينده فرزندانش پسانداز ميكند؛ اما من و بچههايم از سر خجالت مجبوريم به نوبت بديهيترين چيزها مثل نان را از مغازه سر كوچه نسيه خريد كنيم و گاهي دخترم با گريه از اين كار امتناع ميكند. مسئله سهيلا مسئله خيلي از زناني است كه به رغم تصريح شرعي و قانوني، چيزي تحت عنوان نفقه نميگيرند و در زندگي خانوادگي درگير مشكلات بيشمار هستند.
استحكام و قوت بنيان خانواده در اسلام به دليل جايگاه ويژه آن برجستگي خاصي دارد و شرع مقدس اسلام احكام و مقررات دقيقي در اين زمينه ارائه داده است اما در دادگاهها و مؤسسات قضايي كه قدم بگذاري انگار وارد سرزمين ديگري شدهاي. سرزميني از جنس تشويش و اضطراب، سرزميني از جنس درد و غصه. باورت نميشود اين راهروهاي شلوغ از آنِ كشوري اسلامي است و موضوع پروندهها، اختلافهايي بر سر حقوق واجب بيان شده در اسلام است. واجب... زير پا گذاشتن آن قطعاً مؤاخذه سختي در دنيا و آخرت به دنبال خواهد داشت. بعضي مواقع فكر ميكنم چقدر شجاع شدهايم! چه بيمحابا كمر همت به بدبختي و روسياهي خود بستهايم. وارد ميداني شدهايم كه دو سر باخت است از يك طرف آرامش روحي - رواني خود را بر هم زدهايم و از سوي ديگر پا بر همه خاطرات گذشته گذاشتهايم و با شريك زندگي خود هفت پشت غريبه شدهايم.
چقدر تأسفبار است ايفاي حقوق واجب اعضاي خانواده با منت همراه باشد منتي كه براي اعمال مستحبي هم رد شده است. گاهي اوقات و در برخي خانوادهها پول كاركرد اصلي خود را از دست ميدهد و عزيز ميشود و اسباب رنجش عزيزترين افراد زندگيمان را فراهم ميكند. اسباب زير سؤال رفتن علاقهها و شكسته شدن حرمتها؛ شكسته شدن بنيان مقدسي به نام خانواده. خانوادهاي كه ستون اصلي جامعه است. مگر نه اينكه پول و ماديات براي ايجاد رفاه و آرامش است پس اين همه خساست براي چه. برخي براي اين گرفتهگيريها ادعاي آيندهنگري را دارند حال را از دست ميدهيم براي آيندهاي نا بسامان. سهيلا از خساست همسرش ميگفت و شرح ميداد كه به قول خودش پولهايش را براي آينده فرزندانش پسانداز ميكند؛ اما من و بچههايم از سر خجالت مجبوريم به نوبت بديهيترين چيزها مثل نان را از مغازه سر كوچه نسيه خريد كنيم و گاهي دخترم با گريه از اين كار امتناع ميكند. دخترم حسرت هديهاي از جانب پدرش را دارد! به طور قطع اين رنجشها و اين زخمهاي روحي را هيچ پشتوانه مالي در آينده جبران نخواهد كرد و اكنون سهيلا با جديت به دنبال كار ميگردد چراكه تاب ديدن حسرت در چشمان فرزندانش را ندارد.
خساست يكي از عواملي است كه زنان را در تنگناهاي وابستگي مالي قرار ميدهد و برخي از آنان ترجيح ميدهند تنها به دليل عدم وابستگي فارغ از بحث حضور اجتماعي و علاقه شاغل باشند حتي مشاغلي كه خود به مراتب ميدانند دستمزدشان بسيار كمتر از مردان است و استهلاك روحي و جسمي براي آنان به دنبال خواهد داشت. بعضي مواقع هم مانند بسياري از احكام به حقوق ديگران آگاه نيستيم و هزينههايي مانند لباس و... را لطفي در حق زن و بچه يا اقوام نيازمند خود ميپنداريم. سيما ميگفت: در خانه، همسرم مانند ارباب به من دستور ميدهد و اگر هم اعتراضي داشته باشم ميگويد من هزينه خورد و خوراكت را ميدهم و غصهدارتر اينكه زير بار هزينههاي درمان و لباس و... هم بهرغم درآمد بالا به سختي و با پرخاشگري ميرود. يكي از دلايل ايراد به اين نهاد حقوقي برخورد با چنين مواردي در سطح جامعه است.
از موضوع نفقه انتقاد شده و گفته ميشود با تشريع اين حكم، زن تحقير و يك مستخدم جيرهخوار محسوب شده كه در مقابل خدمات شبانهروزي و انجام دادن كارهاي دشوار خانهداري، غذايي ميخورد و لباسي ميپوشد اين در حالي است كه از ديدگاه اسلام كارهاي منزل بر عهده زن نيست و در عين حال نفقهاش بر عهده مرد است. هدف اسلام از تشريع وجوب نفقه بر مرد اين نبوده است كه زن، بيكار، خانهنشين و مصرفكننده باشد و در خارج از منزل كار و مسئوليتي بر عهده نگيرد. بلكه اسلام خواسته زن مجبور به كار كردن و تأمين هزينههاي زندگي نباشد. حق نفقه براي زنان در شرع اسلام در مقايسه با اديان ديگر و نيز قوانين مدني كشورهاي مختلف حقي منحصر به فرد است. در متن قوانين مدني كشورها ملاحظه ميشود كه زن و شوهر مشتركاً مسئوليت تأمين هزينههاي خانواده را به عهده دارند. اما بسياري از ظلمها و ستمهاي وارد شده به دين نسبت داده شده است و به جرأت ميتوان گفت يكي از دلايل آن، رسم مسلماني كردن ماست و عملكرد بسياري از ما موجب بدنام شدن اسلام ميشود.
نكته قابل تأمل ديگر اين است كه اين دردها دليل مراجعه برخي از پروندههاي قضايي به دادگاهها نبوده و اينها زخمهايي است كه در كنار موارد حادتري چون اعتياد شديد و... باز شده است و چه بسا چنين مواردي مشكل بسياري از خانوادهها باشد و از سر گذشت و دينداري يا آبرو يا هر دليل ديگري براي هميشه مسكوت بماند. براي رهايي از ديون همه ما چه زن و چه مرد وظيفه داريم در هر يك از روابط اجتماعي خود با حقوق و تكاليف مربوطه آشنا شويم. به طور قطع اخلاق بر حقوق به خصوص در حوزه خانواده رجحان دارد اما همه ما به حكم عقل و دين وظيفه داريم تكاليف حقوقي خود را بدانيم تا حداقل شكرگزار اين سازشها و گذشتها باشيم.
پيرامون نهاد حقوقي نفقه هم نكات زيادي وجود دارد اما صرفاً به مفهوم آن اشاره ميكنيم: ماده 1107 قانون مدني نفقه زوجه را شامل همه نيازهاي متعارف و متناسب با وضعيت زن دانسته و چنين مقرر داشته است: «نفقه عبارت است از همه نيازهاي متعارف و متناسب با وضعيت زن، از قبيل مسكن، البسه، غذا، اثاث منزل و هزينههاي درماني و بهداشتي و خادم در صورت عادت يا احتياج به واسطه نقصان يا مرض» و البته دائمي بودن نكاح و تمكين تام از ناحيه زوجه از شرايط وجوب نفقه است. يادمان باشد علاوه بر نفقه همسر و فرزندان گاهي نفقه پدر و مادر و برخي بستگان بر عهده ما قرار ميگيرد و واجبي است بر دوش ما. اين روزها عدم آشنايي با چنين قواعدي باعث شده مدتها از مشكلات مالي اقارب هم خبري نداشته باشيم يا كمكهاي گاه و بيگاه خود را از خودگذشتگي و لطفي عظيم بپنداريم! شايد اگر عدم پرداخت نفقه پدر و مادر و اقارب نيازمند را هم در قالب پروندههاي قضايي بگنجانيم اين كوتاهيها سر به فلك خواهد گذاشت! در هر حال اين رويه شايسته كشوري اسلامي نيست و متأسفانه اين گونه رفتارها در بعضي خانوادهها همچنان ساري و جاري است.
ناگفته نماند برخي خانوادهها هم از طرف ديگر پشت بام افتادهاند آن قدر فشار هزينههاي اضافي برخي خانمها بالاست كه مرد خانه دو سه شيفت مجبور به كار كردن است و متحمل هزينههايي خواهد شد كه مصداق نفقه نيست و گذشته از گناه اسراف و تبذير ظلمي است در حق مردان تا جايي كه برخي از آنان طرفدار حذف اين نهاد حقوقي هستند.