کد خبر: 800894
تاریخ انتشار: ۱۰ مرداد ۱۳۹۵ - ۱۰:۳۰
نگاهي به هشدار «ولنگاري فرهنگي» از منظر تغييرات اجتماعي
ولنگاري فرهنگي يا به عبارت ديگر تغييرات فرهنگي شديد و بيش از حد، به معناي كم‌توجهي به ارزش‌ها و هنجارهاي اجتماعي و...
دكتر امان‌الله قرايي‌مقدم*
ولنگاري فرهنگي يا به عبارت ديگر تغييرات فرهنگي شديد و بيش از حد، به معناي كم‌توجهي به ارزش‌ها و هنجارهاي اجتماعي و آداب، رسوم و سنت‌هاي فرهنگي اصيل و ملي، اصطلاح بسيار معناداري است كه از جانب رهبر فرزانه انقلاب، در ديدار با نمايندگان مجلس به درستي مطرح شد و بار ديگر خطر گسترش روزافزون فروريختگي فرهنگي، ارزش‌ها و هنجارهاي سنتي و ملي ايران را به مسئولان قوه مقننه كه بيشترين اهميت را در مورد قانونگذاري بر عهده دارند و نمايندگان منتخب مردم هستند، گوشزد كرد. در اين نوشتار ضمن پرداختن به پيشينه موضوع، از منظر تغييرات اجتماعي نگاهي آسيب‌شناسانه به آن خواهيم داشت.
         

آغاز تغييرات فرهنگي از دوران جوامع بدوي



تغييرات فرهنگي از ديدگاه مردم‌شناسي به ويژه تكامل‌گراياني همچون لوئيس هنري مورگان، ادوارد وسترمارك، جان مك لنان و نظريه فرهنگي سر ادوارد بارنت تيلور، سر جرج فريزر و همچنين پيروان مردم‌شناسي مكتب اشاعه‌گراي انگليس، سر اليوت اسميت و مكتب آلمان، فريتز گروبنر و ويلهم اشميت و مكتب اشاعه‌گرايي امريكا، فرانتس بواس و همچنين جامعه‌شناسان ديگر، پديده‌اي اجتماعي است كه از ابتداي تشكيل اولين اجتماعات انساني است (به نام كلان) بروز و ظهور يافته است.  كلان كوچك‌ترين واحد اجتماعي است كه از چند خانوار و بيشتر تشكيل مي‌شود و به يك توتمTotem) ) نيز اعتقاد دارند و با آن شناخته مي‌شوند. مانند كلان مار، كرم، كلاغ، كانگورو، عقاب و... توتم نيز موجود جاندار يا بي‌جاني است، (حيوان يا گياه) كه اعضاي كلان آن را جد خودشان مي‌دانند و خونشان مشترك است.


از ويژگي توتم آنكه توتم مقدس و مورد احترام است. توتم حامي و پشتيبان اعضاي كلان است، اذيت و آزار، كشتن و خوردن آن ممنوع است و از همه مهم‌تر آنكه كساني كه داراي يك توتم هستند چون خونشان مشترك است حق ازدواج با يكديگر را ندارند، به همين لحاظ، در اغلب كلان‌ها، ازدواج برون همسري است (البته در برخي از كلان‌ها براي آنكه خونشان مخلوط نشود ازدواج درون‌گروهي است). تغييرات اجتماعي از زمان تشكيل كلان وجود داشته و خواهد داشت و سر‌انجامي بر آن مترتب نيست. تنها سرعت آن است كه در طول هزاران سال تغيير مي‌يابد و از چند صد هزار سال و هزارها سال و صدها سال و 30 سال و 10 سال و كمتر در جريان است، اما هيچ‌گاه متوقف نخواهد شد چون در آن صورت، جامعه از حركت باز خواهد ايستاد.


تغييرات فرهنگي، پديده اجتماعي «تام» است كه تمام جوامع و فرهنگ‌ها را در سراسر جهان در برگرفته و گريزي از آن نيست، منتها اگر تمهيدات لازم از جانب جامعه به عمل آيد، مي‌توان تا حدي از سرعت آن كه باعث ولنگاري فرهنگي مي‌شود، كاست و آهنگ سرعت آن را كند‌تر كرد.


تغييرات فرهنگي با تغييرات اجتماعي همراه است و با يكديگر رابطه متقابل دارند. اگر چنين نبود، جوامع دگرگون نمي‌شدند و در هزارها سال قبل زندگي مي‌گذراندند و به توسعه‌يافتگي نمي‌رسيدند. به عبارت ديگر، تغيير سبك زندگي و به تبع آن، تغييرات فرهنگي، جبر تاريخي و اجتماعي است و از آن گريزي نيست. پس اگر اينطور است چرا بايد از آن هراس داشت و اعلام خطر كرد؟


هضم فرهنگ‌ها در شتاب تغييرات انگلوساكسوني


خطر آنجاست كه اگر جلوي شتاب روز‌افزون تغييرات فرهنگي و اجتماعي كه به‌وسيله رسانه‌هاي بيگانه و فرهنگ و تمدن انگلوساكسون (به ويژه بر اساس نظريه خطي فرهنگ‌شناس انگليسي «سر ادوارد بارنت تيلور» كه فرهنگ و تمدن «انگلوساكسون» انگليسي را برترين و بقيه فرهنگ‌ها را كم‌اهميت‌تر و عقب‌مانده در نظر مي‌گيرد) ترويج مي‌شود، گرفته نشود، فروريختگي فرهنگي شديدي به‌وجود مي‌آيد و در نتيجه انواع آسيب‌هاي اجتماعي، اقتصادي، روحي و رواني، فرهنگي و سياسي بروز مي‌كند و عقايد و قالب‌هاي ذهني و ارزشي و سبك زندگي غربي منتقل شده و از‌خود‌بيگانگي فرهنگي و آنومي اجتماعي افزايش مي‌يابد. چنانكه كشور ما دچار چنين مصيبتي شده و برخي از نو‌جوانان و جوانان، خودباخته شده و به انواع رفتارها، سبك زندگي، پوششي و آرايشي، اسراف و تبذير، خودخواهي و خودگرايي، خودباختگي و مصلحت‌گرايي دچار شده‌اند و در چنين شرايطي افراد به ‌صورت «روبات» بي‌جان كه به جز خود به چيز ديگري نمي‌انديشند و نسبت به هر چيز و هر كس، بيگانه و بي‌توجه هستند، پرورش مي‌يابند. تغييرات فرهنگي گرچه از ابتداي تاريخ زندگي بشر وجود داشته، معهذا با انقلاب صنعتي، شدت و حدت پيدا كرده و به ولنگاري و فروريختگي فرهنگي تبديل شده است.



بلعيدن ولنگاري با پيتزا و كنتاكي!



بر اساس مكتب «تكنو‌كراسي و مادي‌گرايي» ماركس و انگلز و بعد هم «لورا گوران» فرانسوي و «آگ برنگ»، «نيم كف» و «وبلن»  (Veblen)جامعه‌شناسان امريكايي و ديگران، اين تكنيك و صنعت و تغييرات صنعتي و تكنولوژيكي است كه موجب شده سبك زندگي و به‌دنبال آن (اگر تمهيدات لازم به وسيله مسئولان به عمل نيايد) ولنگاري و فروريختگي فرهنگي و خود‌باختگي در برخي انسان‌ها به ‌وجود آيد و جامعه از حالت تعادل خارج شود.


از انسان ابزار‌ساز تا انسان از‌خود‌بيگانه


به نظر مردم‌شناسان و جامعه‌شناسان مكتب تكنو‌كراسي، همين كه انسان اوليه ابزار‌ساز (" homo habillis ) و انديشه‌ورز(" Homo sapiens) زندگي اجتماعي را آغاز كرد و دست به خدمت فكر آمد و انسان ابزار‌ساز و انديشه‌ورز، اولين استخوان شكسته و سنگ تيز را به عنوان اولين ابزار، در دست گرفت و زمين را برگرداند و از درخت به زير آمد و بر نطع زمين رخ نهاد و آتش را كشف كرد و انقلاب آتش و آهن به‌وجود آمد و چرخ و سفال و آهن و انواع ديگر ابزار صنعتي ساده از هر نوع آن از كوزه‌گري، خانه‌سازي با خشت و سنگ، حصير‌بافي، چرخ، دوگ و چرخ نخ‌ريسي و پارچه‌بافي و... اختراع شد، سبك زندگي انسان تغيير كرد و انسان به‌تدريج از زير سلطه طبيعت بيرون آمد و مناطق غلبه انسان بر طبيعت، روز‌به‌روز بيشتر شد و بعد هم اين آسيا هي گشت و گشت تا اينكه در قرن 18، «انقلاب صنعتي» تمام جهان را درنورديد و اولين دوچرخه و چرخ خياطي و ماشين دودي و يخچال نفتي و راديو و بعد هم تلويزيون و تغييرات صنعتي لحظه به لحظه تغيير كرد و به تبع تغييرات تكنولوژيكي، سبك زندگي همه انسان‌ها تغيير كرد، چون هر وسيله تكنولوژيكي، از اولين دوچرخه و چرخ خياطي و ماشين دودي و... كه به ايران آمد، خود معلم شد و طرز تفكر جديدي، از زندگي، به زن و مرد ايراني داد و باعث شد فكر زن و مرد و كودك و نوجوان و جوان تغيير كند و يادگيري حاصل آيد و خواست و آرزو‌ها و اميال او را تغيير دهد، مثلاً زن ايراني از خودش سؤال كند آيا چيزي هست كه مواد غذايي را چند ماه نگهداري كند؟ گفتند بلي فريزر. يا ديگر با هيزم و زغال غذا نپزد؟ يا غذا با آرام‌پز خود‌به‌خود پخته شود؟ و از سرخاب و سفيداب استفاده نكند و خوشگل باشد! ماتيك و ريمل و چندين ده نوع رنگ موي را عرضه كردند و.... به تدريج سبك زندگي او از همه لحاظ تغيير كرد و نتوانست مانند گذشته رفتار كند و اين آغازي بود براي از دست رفتن هويت فرهنگي و از‌خودبيگانگي.

در نتيجه همه چيز تغيير كرد. از خورد و خوراك و پو‌شاك تا آرايش و پيرايش و سبك ازدواج و همه‌چيز ديگر...!


بمباران رسانه‌اي بر سر سبك زندگي


از طرف ديگر راديو و تلويزيون و فيلم‌هاي سينمايي و سريال‌هاي خرد و بزرگ و از طريق كارتون‌هاي متعدد و گوناگون، شروع به بمباران افكار و عقايد مردم كردند و به ويژه افكار كودكان و نوجوانان و جوانان كه بيشتر تحت تأثير قرار مي‌گيرند و آينده جامعه را مي‌سازند، تغيير دادند و براي آنها سبك زندگي جديدي كه خواست آنها بودند، تعريف كردند و هنرپيشه‌هاي هاليوودي را به عنوان الگو به جوانان ايراني معرفي كردند، مويش را دم‌اسبي كردند و بر تن و دست او از سر سوزن كبودي‌ها زدند.

ذائقه غذايي او را با پيتزا، كنتاكي و انواع فست‌فود‌ها، تغيير دادند و اين آغازي شد براي تغيير بسياري از ذائقه‌هاي او در عرصه رفتار و نگذاشتند لحظه‌اي از فكر فرهنگ و تمدن آنها، آن هم از نوع مبتذل هنر‌پيشگان سينمايي آن طرف اقيانوس‌ها بيرون بيايد. علاوه بر آن، با مدينه فاضله ساختن كشور‌هاي غربي از مدت‌ها قبل و در اواخر حكومت قاجار و فرستادن جوانان براي تحصيل به اروپا در زمان ناصرالدين شاه و عباس ميرزا از طريق «پطرزبورگ» و به همراه آوردن سوغات فرنگي، چون كت و شلوار، كلاه فرنگي، كراوات و آرايش فرنگي و ترويج افكار تازه به‌تدريج سبك زندگي زن و مرد ايراني تغيير كرد و زنان درباري حجاب از سر برداشتند و بعد هم كه كشف حجاب صورت گرفت، به‌تدريج سبك زندگي مردم ايران در قبل از انقلاب در همه‌جا تغيير كرد و سنت‌گرايان به قول دكتر «باقر هوشيار» صحبت از «دوره آخر‌الزمان» به ميان آوردند. زنان خود را به صورت عروسك در‌آوردند و با پوشيدن لباس‌هاي ميني و ماكسي و آرايش‌هاي غليظ و مو‌هاي رنگ به رنگ از هنرپيشگان مبتذل غربي‌ گوي سبقت ربودند و به اسراف و تبذير و خود‌نمايي پرداختند و براي خريد لباس و گذراندن تعطيلات به فرانسه رفتند و با خود مرتباً سوغات فرنگي آوردند و «به‌به و چه‌چه» و فخر‌فروشي كردند.


انقلاب ارزش‌ها را پاسداري كنيم


خلاصه اينكه از ديدگاه «مكتب تكنو‌كراسي» اين تكنيك و صنعت است كه افكار و عقايد، ارزش‌ها و خلاصه سبك زندگي مردم جهان را تغيير مي‌دهد، به همين جهت معتقدند براي آنكه بر جهان حكومت كنيد، بايد تكنولوژي را در اختيار داشته باشيد. آنها معتقدند بگذاريد كشور‌هاي در حال توسعه، هرچه مي‌خواهند بگويند. آنها وابسته و نيازمند به صنايع تكنولوژي ما هستند و اگر به آنها ندهيم در‌مي‌مانند. به اعتقاد آنها آنچه جهان را اداره مي‌كند، صنعت و تكنولوژي و كارتل‌ها و تراست‌ها هستند، منتها كشورهايي مثل ژاپن از قبل فكر كردند و با انقلاب‌هاي آموزشي به ويژه از سال 1948 اقدام به پيشگيري كردند و گفتند كه «ژاپني بمانيم اما از تمدن غرب عقب نمانيم» از اين رو توانستند تا حد زيادي از ولنگاري فرهنگي در جامعه خود جلوگيري كردند؛ همان شعاري كه بنده حدود 25 سال قبل در رسانه‌ها عرض و با مقالاتي با عناوين مختلف خطر ولنگاري فرهنگي را گوشزد كردم.


در خاتمه بايد گفت خطر تغييرات شديد اجتماعي و ولنگاري فرهنگي، از همه بيشتر آن است كه فاصله ارزش‌ها و هنجار‌هاي مورد قبول سنت‌گرايان و نوگرايان را زياد كرده و تضاد‌هاي درون‌گروهي را افزايش و در مقابل هم قرار مي‌دهد. در نتيجه چنانكه جامعه‌شناسان مكتب تكنو‌كراسي گفته‌اند منجر به اختلافات درون‌گروهي و انقلاب اجتماعي مي‌شود، مانند: انقلاب فرهنگي و ارزشي ايران در سال 1357 كه بيشتر به لحاظ فاصله بين ارزش‌ها و هنجار‌هاي سنتي و بومي مورد قبول و پذيرش با ارزش‌ها و هنجار‌هاي مورد قبول و پذيرش تكنوگرايان بود و تحت تأثير فرهنگ غرب‌خواهان و سرعت دگرگوني سريع سبك زندگي از آرايش و پوشاك، خورد و خوراك و ر‌فتار و افكار و... بودند كه در تضاد با هويت و فرهنگ ايراني - اسلامي و در مقابل تفاوت با ارزش‌ها و هنجار‌هاي فرهنگي، ديني و اعتقادي بود. چنانكه حضرت امام (قدس سره) تأكيد داشتند كه انقلاب ايران به خاطر شكم نبود بلكه انقلاب به ‌خاطر پاسداري از ارزش‌ها و هنجار‌هاي ديني و فرهنگي بود. اكنون و با هشدار جدي رهبر معظم انقلاب بر مسئولان فرهنگي و برنامه‌ريزان و انديشمندان كشور واجب است كه راه و آرمان حضرت امام(ره) را با راهكارهايي اصولي و روزآمد استمرار بخشند تا بيش از اين از آسيب‌هاي ولنگاري فرهنگي در جامعه ضربه نخوريم.


*جامعه‌شناس و استاد دانشگاه
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها