با وقوع انقلاب صنعتي در كشورهاي اروپايي و به وجود آمدن زمينههاي سرمايهداري، در اين كشورها تغييرات سريع و گستردهاي در زمينههاي اقتصادي، سياسي، فرهنگي و اجتماعي صورت گرفت و چهره جهان نيز به طرز شگرفي دگرگون شد. با آمدن اقتصاد سرمايهداري به عرصه رقابت جهاني، كشورهاي غربي در صدد برآمدند تا هرچه بيشتر براي رشد اين اقتصاد رقابتي دست به دامان علم و فناوريهاي جديد شوند و بتوانند از رقباي خود پيشي بگيرند. يكي از اين راهها، استفاده از رسانههاي جمعي همچون تلويزيون و راديو و ماهواره در جهت پيشبرد اهداف اقتصادي بود و اين رقابت در بخشهاي اجتماعي و فرهنگي نيز نمود پيدا كرد.
كشورهاي صنعتي غرب با تبليغ محصولات كارخانههاي خود موجي از فرهنگ مصرفگرايي و تمايل به مد را در بطن برخي جوامع شرقنشين ايجاد كردند كه دريافتكنندگان اين برنامههاي تبليغاتي و بالطبع مصرفكنندگان آن هيچگونه نقشي در تهيه اين محصولات نداشتهاند. يكي از اين وسايل ماهواره بود. ماهوارهها كه برنامههاي كشورهاي غربي را به صورت امواجي براي كشورهاي دريافتكننده ميفرستند و اين امواج را به صورت تصاوير، فيلم، سريالها و برنامههاي تبليغاتي به خورد كشورهاي جهان سوم و چهارم ميدهند، نقش بسزايي در پيشرفت و ثروتاندوزي كشورهاي توليدكننده اين محصولات دارند.
طي سالهاي اخير پيشرفت و گستردگي در صنعت مد و ظاهر مردم جهان، خود را بيشتر نشان داده است. صنعت پوشاك و لوازم آرايشي نيز گسترش قابل توجهي پيدا كرده و بسياري از بازارهاي جهان را در دست گرفته است.
جوانان و به خصوص زنان به مصرف بيرويه لوازم آرايش و پوشاك رو آوردند و با اين كار هر چه بيشتر به نفع سرمايهداران و صاحبان صنايع نساجي و طراحان مد كار كرده و جيب آنها را از پولهاي خود پر كردند. در چنين جوامعي معمولاً دو قشر جوانان و زنان هميشه به دنبال هويت جديدي براي خود هستند و براي رسيدن به اين هويت به وسيله پوشاك، مد روز و آرايش و تبديل خود به آنچه غربيها به اين جوامع تزريق كردهاند دست و پا ميزنند.
از دهه 1960 تا به امروز گرايش به مد و مدگرايي و رونق اين بازار در غرب باعث بروز اثراتي منفي در ديگر نقاط جهان و كشورهاي صنعتي و جهان سومي شده است. در اين ميان صنعت رسانهاي به خصوص تلويزيون و ماهواره نقش بسياري در رابطه با بسط اين امر داشته تا توسط آن فرهنگ غرب كه ارمغاني جز مصرفگرايي و مدگرايي به همراه ندارد را به اين كشورها هديه دهند. از اين زمان به بعد بود كه توجه به ظاهر و آرايش چهره و لباس مورد توجه بشر قرار گرفت و بنگاههاي اقتصادي رو به گسترش نهادند.
تغيير و تحول جزئي ذاتي در هر جامعه است و تمام جوامع در عرصههاي مختلف اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي روز به روز در حال تغيير و دگرگوني هستند و هيچ كشور و جامعهاي از آن در امان نيست اما در عرصه فرهنگ رفتاري تغيير بيشتر صورت گرفته و تغيير و دگرگوني در اين عرصه گاه چنان پيش رفته كه سبك زندگي اصلي جامعه رنگ ميبازد. بيشترين تأثيرپذيري نيز از كشورهاي اروپايي و غربي است كه سنخيت چنداني با فرهنگ اصلي كشورهاي دريافتكننده ندارند.
ترويج بدحجابي در جامعه ما نيز از بدترين و منفيترين دستاوردهايي است كه اين فرهنگ و استفاده از ماهواره در كشور براي ما به ارمغان آورده است. علم و فناوريهاي جديد اگر به صورت درست و اصولي استفاده نشود، ميتواند آثار مخرب و جبرانناپذيري داشته باشد كه كمترين و مهمترين آن نيز نابودي و انهدام آداب و رسوم اصيل كشور و از بين رفتن اعتقادات، ارزشها و باورهاي ديني و مذهبي است.
از ديرباز تاكنون ارمغان ماهواره براي زنان و جوانان ما چيزي جز بيحجابي، بيعفتي و بدحجابي نبوده و نخواهد بود. شايد با خود بگوييد از ماهواره ميتوان به درستي و به شكل صحيح و مثبت استفاده كرد اما كشورهاي غربي در توليد برنامههايشان كه به كشورهايي همچون ايران صادر و در آنجا پخش ميكنند، هدفي جز ترويج بيبند و باري در بين خانوادهها ندارند.
آنان پايههاي اصلي جامعه كه همان خانواده است را نشانه رفته و با سست كردن آن باعث تضعيف فرهنگ اصيل و كمرنگ شدن ارزشها و اعتقادات ديني ملت ما ميشوند و تمام تلاششان هم اين است تا بتوانند از اين طريق به پايههاي حكومت لطمه زده و به سبك زندگي ايراني - اسلامي ما نفوذ كنند.
برخورد غيرانساني بعضي كشورها با زنان محجبه از كينه اين كشورهاي به اصطلاح متمدن از اسلام و دين خبر ميدهد. اين كشورها كمان را به سوي عفت و پاكدامني زنان و مردان مسلمان نشانه رفتهاند تا از اين راه به اين كشورها نفوذ كرده و آنها را زير سلطه فرهنگي، اجتماعي و سياسي خود بگيرند. در اين ميان فرهنگسازي و ارتقاي فرهنگ بومي اسلامي - ايراني نقش بسزايي در نابود كردن نقشهها و دسيسههاي دشمنان دين و كشور دارد. نقش مدارس و مربيان و خانوادهها براي آموزش چنين فرهنگي را نيز نميتوان ناديده گرفت.
امروزه بحث آثار مخرب ماهواره و آسيبهاي اجتماعي و فرهنگي آن در جامعه و پيدا كردن راهي براي مقابله با اين تأثيرات به يكي از مسائل مهم و اساسي در بين انديشمندان، كارگزاران و مجريان تبديل شده است. شبكههاي متعدد فارسيزبان با هدف نابودي كانون گرم خانواده و از بين بردن حريم امن خانواده ايجاد شده و همگي با ترويج خيانت و رفتارهاي مغاير با ارزشها قصد نابودي فرهنگ اصيل و ناب مردم ايران را دارند.
تاكنون راههاي علمي و اجرايي متعددي براي مقابله با اين معضل اجتماعي و فرهنگي پيشنهاد شده، اما بيشتر در حد صحبت و پيشنهاد باقي مانده است. قبل از بحث درباره مقابله علمي يا غيرعلمي با پديده ماهواره بايد اين سؤال مطرح شود كه چرا اين وسيله و برنامههاي آن آنقدر در جامعه با استقبال خانوادههاي ايراني مواجه شده است، در حالي كه بيشترين تأثير منفي را در سبك زندگي و حتي خلق و خو و نوع رفتار و پوشش افراد جامعه بر جاي گذاشته است؟ آيا دستاندركاران ما از توليد برنامههاي جذاب و پربيننده عاجز هستند؟ ضعف كار در كجاست؟ آيا برنامهسازي نبايد بر اساس نياز مخاطبان جامعه باشد؟ و... پرسشهاي بسياري از اين دست كه نقش توليدات رسانههاي داخلي را در اين عرصه بسيار مهم مينمايد. و پرسش آخر اينكه به رغم روشن بودن اهداف گردانندگان شبكههاي ماهوارهاي، چرا از كنار آن به سادگي ميگذريم؟!