کد خبر: 800299
تاریخ انتشار: ۰۵ مرداد ۱۳۹۵ - ۲۰:۳۷
خانم دكتر وقتي چك 20 ميليون توماني را براي نقد كردن به سرايدار افغان داد، فكر نمي‌كرد در نقشه هولناكي گرفتار شود. ...
خانم دكتر وقتي چك 20 ميليون توماني را براي نقد كردن به سرايدار افغان داد، فكر نمي‌كرد در نقشه هولناكي گرفتار شود.
به گزارش خبرنگار ما، چند روز قبل زن جواني وحشت‌زده با اداره پليس تماس گرفت و گفت لحظاتي قبل سرايدار برج مسكوني‌شان همراه مرد ناشناسي او را در حمام خانه‌اش حبس و اموالش را سرقت كرده‌اند.
پس از اين تماس بلافاصله تيمي از مأموران پليس براي تحقيق به محل حادثه كه يك برج مسكوني در شمال تهران بود، عازم شدند. زن جوان كه هنوز ترس در چهره‌اش نمايان بود به مأموران گفت: من پزشك متخصص هستم و چند ماهي است به صورت تنها در اين برج سكونت دارم. سرايدار برج هم مردي افغان بود كه چندين سال سرايدار برج است. ساكنان برج به او اعتماد داشتند به طوري كه حتي كارهاي بانكي‌شان را او انجام مي‌داد. ساعتي قبل يك چك 20 ميليون توماني به سرايدار دادم تا از بانك نقد كند. قرار بود پس از نقد كردن چك با يكي از دوستانم معامله‌اي انجام بدهم. سرايدار چك را از من گرفت و دقايقي بعد 20 ميليون تومان پول نقد تحويل من داد و به خاطر اينكه كار شخصي مرا خيلي سريع انجام داد به او انعام خوبي دادم. پس از اين به داخل خانه‌ام رفتم و با دوستم تلفني حرف زدم و قرار شد ساعتي بعد پول را تحويل او بدهم. در حالي كه آماده رفتن به بيرون بودم، زنگ خانه‌ام نواخته شد. وقتي از چشمي در نگاه كردم سرايدار ساختمان پشت در خانه‌ام بود و گفت آمده است تا زباله‌ها را بيرون ببرد. در را كه باز كردم، مرد جوان ديگري همراه او وارد خانه‌ام شد. در حالي كه شوكه شده بودم، مرد ناشناس چاقويي زير گلويم گذاشت ‌و تهديد كرد چنانچه حرفي بزنم، مرا مي‌كشد. خيلي ترسيده بودم به طوري كه دست و پايم به شدت مي‌لرزيد و توان فكر كردن نداشتم. خواستم با داد و فرياد از همسايه‌ها كمك بخواهم كه سرايدار دهانم را با دستمالي گرفت و مانع فرياد من شد. پس از اين آنها مرا تهديد كردند تا محل نگهداري 20 ميليون تومان را به آنها نشان بدهم. چاره‌اي نداشتم و جانم در خطر بود به همين دليل 20 ميليون تومان پول را به آنها دادم، اما اين آخر ماجرا نبود. دو مرد خشن براي اينكه پس از سرقت به راحتي فرار كنند، دست و پاي مرا با طنابي كه با خود آورده بودند، محكم بستند و دهانم را نيز چسب پهن زدند تا صدايم به گوش كسي نرسد و بعد مرا داخل حمام خانه‌ام انداختند. وقتي آنها از خانه‌ام گريختند، خيلي تلاش كردم خودم را نجات دهم تا اينكه در نهايت ساعتي بعد موفق شدم طناب را باز كنم و با اداره پليس تماس بگيرم.
پس از طرح اين شكايت پرونده به دستور قاضي آرش سيفي، بازپرس شعبه چهارم دادسراي جنايي در اختيار كارآگاهان پليس آگاهي قرار گرفت. بررسي كارآگاهان نشان داد مرد افغاني كه اعتماد ساكنان برج را به دست آورده بود، پس از سرقت به مكان نامعلومي گريخته است. همچنين مشخص شد وي از زمان ساخت در اين برج مشغول به كار بوده و بعد هم به عنوان سرايدار استخدام شده است. از سوي ديگر مشخص شد وي و همدستش پس از حادثه به يكي از شهرهاي مرزي شرق ايران گريخته‌اند.
در حالي كه متهمان هنوز دستگير نشده‌اند، پزشك جوان صبح ديروز به دادسرا آمد و موضوع سرقت را دوباره براي قاضي سيفي شرح داد. وي گفت: وقتي ديدم همسايه‌ها به او اعتماد دارند، من هم به او اعتماد كردم. من قبل از اين چندين بار او را براي انجام كارهاي اداري به بيرون فرستاده بودم و هر بار هم پس از انجام كار به او انعام دادم. او مرد خوبي به نظر مي‌رسيد و احتمال مي‌دهم دوستش او را وسوسه كرده باشد. چون وقتي مرا داخل حمام حبس كردند، سرايدار پشيمان شده بود و از همدستش خواست مرا آزاد كند، اما همدستش او را وسوسه مي‌كرد و مي‌گفت با اين پول مدتي راحت زندگي مي‌كنند و به آرزوهايشان مي‌رسند. او آنقدر با سرايدار حرف زد كه سرايدار راضي به سرقت شد و بعد هم از محل گريختند.  مأموران در تلاشند تا با دستگيري سرايدار سارق و همدستش راز اين سرقت خشن را بر ملا كنند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار