مأموريت تاجيك در تبيين عقل دولتپس از آنكه اخيراً يك فعال اصلاحطلب مدعي شد كه احتمال كانديدا نشدن روحاني براي انتخابات 69 بيشتر شده است، به نظر ميرسد اصلاحطلبان به افراد خود مأموريت دادهاند كه بحران پايگاه اجتماعي و ناتواني در رسيدن به قدرت را در مصاحبههايي به چالش بكشند.
ديروز براي انجام همين مأموريت دو روزنامه همزمان عكس يك صفحه اول خود را به گفت و گو با تاجيك اختصاص دادند كه وي در هر دو گفت و گو به نوعي از اصلاحطلبان خواست براي به جريان انداختن خون تازه در شريان اصلاحات حتي حصارشكني كنند و ژنرالهاي اصلاحات را كه نوعي برتري روحي و رواني نسبت به ديگران پيدا كردهاند، كنار بزنند. به نظر ميرسد اصلاحطلبان ديگر نه ميتوانند روي روحاني و نه حتي روي عارف حساب كنند و اگر تاكنون با طناب اين دو خود را در هواي اصلاحات معلق نگه داشتهاند، بايد براي حيات خود فكر بهتري بكنند. تاجيك به رغم آنكه از ليدري عارف براي فراكسيون اصلاحات حمايت ميكند اما ميگويد كه فراكسيون اميد هارموني و نظم دروني ندارد و معتقد است: «آراي انتخاب رياست مجلس نشان داد كه اصلاحطلبان در تخمين و تحليل خود اشتباه كرده و دچار خطاي استراتژيك شدهاند.»
وي نگراني خود را از آينده اصلاحات و جايي كه بايد به آن متمسك شوند اينگونه بيان ميكند: «براي من بسيار عجيب است كه برخي افراد چگونه به خود اجازه ميدهند به صورت علني عنوان كنند كه جريان اصلاحات در انتخابات آينده قرار است از چه كسي حمايت كند و هنوز هيچ اتفاقي رخ نداده استراتژي جريان اصلاحات در انتخابات رياستجمهوري آينده را براي رسانهها تئوريزه ميكنند. براي من هنوز مشخص نيست اين نگاه مستبدانه و توتاليتر چگونه در بين برخي شخصيتهاي اصلاحطلب شكل گرفته كه به خود اجازه ميدهند به نام نامي جريان اصلاحات سخن بگويند.»
تاجيك البته به نوعي قطع اميد اصلاحات از روحاني براي دور دوم را هم رو ميكند و با اعلام اينكه «دولت روحاني قوه عاقله ندارد»، ميگويد: «اگر دولت آقاي روحاني صداي پاي آينده را نشنود تا قبل از انتخابات رياستجمهوري توسط مخالفان «چپ و راست» ميشود. اگر دولت آقاي روحاني تمايل دارد دولت چهار سالهاش به هشت سال ارتقا پيدا كند بايد در طول يك سال آينده نمايش كارآمدي و توانمندي از خود بروز بدهد.»
احمدينژاد نيايد پشت روحاني را خالي ميكنيمابراهيم اصغرزاده اصلاحطلب ديگري است كه او هم به رغم آنكه تعارفي با روحاني كرده و گفته «ما اصلاحطلبها هيچ كس ديگري را غير از آقاي روحاني به ميدان نميآوريم»، اما تأكيد كرده كه «تا زماني كه تهديد جليلي و احمدينژاد وجود دارد، گزينه قطعي ما آقاي روحاني است، اما اگر اين تهديد برداشته شود، شرايط فرق ميكند.» به نظر ميرسد اصلاحطلبان با توجه به اينكه احتمال ورود احمدينژاد به عرصه انتخابات با توجه به سير نزولي حمايت نيروهاي انقلابي از او كم شده با فرض احتمال رد صلاحيت شدنش، براي شرايطي كه به قول ابراهيمزاده «تهديد احمدينژاد برطرف شده» در حال برنامه ريزي هستند.
در كنفرانس آب و هوايي پاريس چه كرديم؟!گفته مي شود در كنفرانس تغييرات آب و هوايي كه ماه پيش در پاريس تشكيل شد و كشورمان نيز حضور داشت، تعهداتي مانند كنترلهاي توسعهاي، صنعتي، شيميايي، كشاورزي و نظامي از سوي اعضا داده است. اينكه كشورمان در اين باره چه تعهداتي را متقبل شده است روشن نيست و هيچگونه اطلاعرساني نيز صورت نگرفته است. نگراني از تعهدات بينالمللي ايران بدون اطلاعرساني اخيراً با موضوع تعهدات FATF شدت گرفته است.
دكتراگرفتن عيب نيست، فشار عيب است !اصرار فريدون برادر رئيسجمهور در سال اول روي كار آمدن دولت يازدهم براي ورود به مقطع دكترا در دانشگاه شهيد بهشتي موضوع «فشار فريدون» را دوباره زنده كرد. اگرچه تحصيل در مقطع دكترا در روزگار ما با پرداخت پول آسان شده است، اما براي مسئولان دولتي كه بايد نمادهاي پاكدستي و پاكزيستي باشند، ورود به دانشگاه با رانت تحصيلي، يك اتهام بزرگ و قابل تعقيب قانوني است. معلوم نيست فريدون با ثروتي كه دارد و با وجود مراكز تحصيلي پولي، با چه انگيزهاي به رانت تحصيلي وارد ميشود. روز گذشته تسنيم نوشت: «سازمان سنجش سال 39 با اصرار فريدون نامهاي به دانشگاه شهيد بهشتي مينويسد و مدعي ميشود فريدون در دانشگاه گيلان امتحان داده و قبول شده اما براي مصاحبه نرفته است و مسئولان شهيد بهشتي نيز با اصرار سازمان سنجش ميپذيرند فريدون در پرديس اين دانشگاه تحصيل كند، در حالي كه سازمان سنجش هنوز سندي را مبني بر اينكه فريدون در دانشگاه گيلان پذيرفته شده باشد، ارائه نكرده است.»