
به گزارش خبرنگار ما، شامگاه نوزدهم آبان سال 90، مأموران پليس سرآسياب ملارد كرج از درگيري در يك قهوهخانه با خبر و راهي محل شدند. مأموران پليس در محل حادثه دريافتند لحظاتي قبل دو مرد جوان به نامهاي بهمن و ايرج با صاحب قهوهخانه درگير شدهاند كه در جريان آن بهروز دوست صاحب قهوهخانه با شليك گلوله يكي از طرفين دعوا به شدت زخمي و به بيمارستان منتقل شده است. در حالي كه مأموران جستوجو براي دستگيري دو متهم فراري را آغاز كرده بودند، بهمن خودش را به مأموران پليس معرفي كرد. وي درباره حادثه گفت: مدتي بود با صاحب قهوهخانه اختلاف داشتم. او و برادرانش مرا كتك زدند و من شكايت كردم و حكم جلب آنها را گرفتم، اما هر بار كه با مأمور كلانتري براي دستگيري آنها ميرفتم، دو برادر مخفي ميشدند. اين موضوع چندين بار تكرار شد تا جايي كه از شكايتم منصرف شده بودم. وي ادامه: عصر نوزدهم آبان ماه از طريق دوست صميميام ايرج متوجه شدم، دو برادر در قهوهخانه هستند به همين دليل بلافاصله با هم به قهوهخانه رفتيم تا از حضور آنها مطمئن شوم و سپس با مأمور كلانتري تماس بگيرم كه آنجا با هم درگير شديم. سپس بهروز هم كه از مشتريان قهوهخانه بود به هواخواهي از صاحب قهوهخانه وارد دعوا شد و درگيري بالا گرفت و ایرج تير هوايي شليك كرد، اما گلوله به گردن بهروز اصابت كرد.
در حالي كه تحقيقات براي دستگيري ايرج ادامه داشت، بهمن با گذاشتن وثيقه آزاد شد تا اينكه سه سال پس از حادثه بهروز به خاطر عفونت ريه ناشي از اصابت گلوله به گردنش در بيمارستان فوت كرد، بدين ترتيب بهمن دوباره به اتهام قتل بهروز بازداشت شد. صبح ديروز بهمن در شعبه هشتم دادگاه كيفري يك استان تهران پاي ميز محاكمه حاضر شد. وقتي قاضي حسين اصغرزاده رسميت جلسه را اعلام كرد، مادر مقتول در جايگاه ويژه ايستاد و براي عامل قتل درخواست قصاص كرد. وي گفت: پس از حادثه تصميم به قصاص گرفتم، اما محرم سال قبل به احترام امام حسين تصميم گرفتم متهم را ببخشم به همين دليل به خانوادهاش پيغام دادم، اما آنها براي گرفتن رضايت هيچ اقدامي نكردند و اكنون من درخواست قصاص دارم.
سپس وكيل اولياي دم در جايگاه حاضر شد و گفت: وقتي حادثه رخ داد من به عنوان وكيل بهروز انتخاب شدم. بهروز در زمان حياتش به من گفته بود كه بهمن به گردن او شليك كرده است و الان هم پزشكي قانوني علت مرگ بهروز را عوارض ناشي از شليك گلوله به گردنش اعلام كرده است، بنابراين من به عنوان وكيل اولياي دم براي متهم به قتل درخواست قصاص دارم.
در ادامه بهمن در جايگاه قرار گرفت و در دفاع از خود گفت: من قاتل نيستم. شب حادثه ايرج بدون اطلاع من همراه خودش كلت كمري آورده بود. او بيهدف شليك و تير به گردن بهروز اصابت كرد. پس از اين حادثه به شدت ترسيده بودم و از محل گريختم، اما وقتي فهميدم اهالي محل شايعه كردهاند من شليك كردهام، خودم را به پليس معرفي كردم تا بيگناهيام را ثابت كنم، اما متأسفانه ايرج فرار كرد و همه چيز به گردن من افتاد.
متهم در ادامه با اظهار پشيماني از مادر مقتول درخواست بخشش كرد و از هيئت قضايي براي گرفتن رضايت از اولياي دم مهلت يك هفتهاي خواست. هيئت قضايي پس از شنيدن دفاعيات متهم و وكيل اولياي دم با درخواست متهم موافقت كرد و به وي مهلت يك هفتهاي داد تا در اين مدت وي از اولياي دم رضايت بگيرد.