
به گزارش خبرنگار ما، 13 اسفندماه سال 91 بود كه اعضاي خانوادهاي پليس تهران را از ماجراي ناپديد شدن پدر 80 سالهشان با خبر كردند. آنها گفتند كه پيرمرد سه روز قبل خانه را ترك كرده و ديگر باز نگشته است. بعد از مطرح شدن شكايت، كارآگاهان دست به تحقيق زدند. با شواهدي كه در اختيار پليس وجود داشت داماد سابق شايان كه مردي 52 ساله به نام آرمين بود، بازداشت شد. تحقيقات حكايت از اين داشت كه آرمين به مصرف مواد مخدر اعتياد دارد و بعد از طلاق همسرش با شايان، پدر زن سابق خود رفت و آمد داشته است. اين مرد در اولين تحقيقات گفت كه از ماجراي ناپديد شدن شايان خبر ندارد اما در بررسيهاي فني به قتل وي اقرار كرد. او گفت به خاطر طلب 20 ميليون توماني مرتكب قتل شده است.
او توضيح داد من و شايان هر دو به مصرف مواد اعتياد داشتيم و مصرف مواد سبب شده بود تا بعد از طلاق دخترش رابطه بين ما همچنان جريان داشته باشد. من صاحب يك مزون عروس بودم و شايان هم براي مصرف به مغازه من ميآمد. يك روز هنگام مصرف مواد با هم مشاجره كرديم. من احساس كرده بودم كه به همسر تازهام نظر بدي دارد به خاطر همين وقتي او را هل دادم سرش به زمين برخورد كرد و فوت شد. بعد جسد را به انبار مغازه بردم و يك هفته آنجا پنهان كردم اما به خاطر بوي بعدي كه همه جا را گرفته بودم با كمك برادرم جسد را در كاورهاي لباس عروس پيچيدیم و به بيابانهاي اطراف شهر منتقل كرديم. با اقرارهاي اين مرد بود كه برادر وي هم بازداشت شد و حرفهاي برادرش را تأييد كرد. در شاخه ديگري از بررسيها تلاشهاي پليس براي يافتن جسد ناكام ماند اما از آنجا كه شواهد كافي براي قتل وجود داشت، آرمين به اتهام قتل عمد و برادرش به اتهام كمك به اختفاي ادله جرم مجرم شناخته شدند و كيفرخواست عليه آنها صادر شد. دو برادر روز گذشته مقابل هيئت قضايي شعبه دوم دادگاه كيفري يك استان تهران پاي ميز محاكمه حاضر شدند.
بعد از اينكه قاضي مقدم زهرا رسميت جلسه را اعلام كرد، دختر مقتول به عنوان ولي دم از دادگاه درخواست قصاص كرد. او گفت متهم بعد از طلاق خواهرم بارها ما را تهديد به مرگ كرده بود. بعد از قتل پدرم بود كه خواهرم سكته كرد و جان خودش را از دست داد بنابراين من هم خواستهاي جز قصاص او ندارم. آرمين وقتي مقابل هيئت قضايي قرار گرفت، اتهام قتل را به گردن همسر دومش انداخت و گفت روز حادثه متوجه شدم كه مقتول به همسر دومم نظر دارد. در يك لحظه همسرم او را هل داد كه روي زمين افتاد و سرش با زمين برخورد كرد و فوت شد. بعد جسد را به زير زمين خانه منتقل كرديم. چند روز از ماجرا گذشته بود كه با كمك برادرم جسد را به چهار راه قصر منتقل و آنجا رها كرديم. برادر متهم وقتي در جايگاه قرار گرفت گفت من از ماجراي قتل خبر ندارم و نميدانم كه چه كسي مرتكب قتل شده است. برادرم براي انتقال جسد از من كمك خواست كه من به او كمك كردم. هيئت قضايي بعد از شنيدن آخرين دفاع دو متهم و وكلاي مدافع آنها وارد شور شدند.