حقوقهاي نجومي آخرين موضوعي است كه دولتمردان روحاني و رسانههاي حامي او تلاش كردند پاي دولت سابق را به آن باز كنند؛ يك جور فرافكني در تحتالشعاع قرار دادن تقصيري كه در اين زمينه متوجه دولت يازدهم است.
اسحاق جهانگيري مخاطب دستور رئيسجمهور براي عزل مديران متخلف بود؛ دستوري كه 10 روز ماند و اجرا نشد و در نهايت وقتي رهبري در اين زمينه اظهارنظر كردند و خواستار جديت برخورد شدند، صرفاً يك مدير بركنار شد.
جهانگيري بهجاي انجام دستور رئيسجمهور مشغول افشاگري در مورد دولت سابق و انداختن تقصيرات به گردن آنهاست: «متأسفانه اين سنت (پرداختهاي نامتعارف) وقتي گذاشته شد كه در دولت (دولت دهم) به عنوان مهمترين ركن تصميمگيري اين نظام نشستند دور خودشان و تصميم گرفتند به خودشان نشان و سكه بدهند. از يك جمع ۳۰ نفره دولت به ۲۷ نفر از خودشان نشان درجه دو و درجه يك با ۷۵ و ۱۰۰ سكه دادند... خب معلوم است كه وقتي اين خبر به معاون و مدير پاييندست ميرسد، بههم ميگويند وقتي دولت درباره وزرا و ديگران اين جور تصميم گرفته پس بياييد ما هم براي خودمان تصميمگيري كنيم. برخي از اين سنتها در تاريخ كشور، سنتهاي خطرناكي بوده است.»
محمدباقر نوبخت هم كه مسئول مستقيم اين پرداختهاست، گرچه عذرخواهي كرد اما نتوانست دولت قبل را مقصر نداند: «اين قوانين و مقررات، مصوب دولت يازدهم نيست. قانون مديريت خدمات كشوري، برنامههاي پنجم و سوم مربوط به قبل است. شايد اين مديران در سالهاي گذشته از اين درآمدها داشتند.»
روزنامه دولتي ايران هم روز گذشته تيتر زده است كه «ايران از پاداشهاي كلان دولت قبل گزارش ميدهد.»
نكته اصلي در اين زمينه آن است كه اين استدلال مبتذلي است كه دولتمردان روحاني در توجيه هر عملكرد غلط و نامناسب خود ميآورند كه «زمان احمدينژاد هم همين طور بود.» چه آنكه اين دولت با سياهنمايي شديد دوران احمدينژاد و رد همه عملكرد آن دولت (اعم از مثبت و منفي) شكل گرفت و حالا اين توجيه، يعني اينكه ما هم همان روال سابق را داريم، فقط از قبل شعارهايمان عليه احمدينژاد، يك عدد قوه مجريه كاسب شديم!
همين توجيه نوبخت در مورد حقوقهاي نجومي، اگر راست بگويد، دقيقاً يعني چه؟ يعني ما دولت را دست گرفتيم، ديديم براي حقوقهاي مديران دولتي مصوبهاي هست كأنه سفرهاي پهن شده، ما هم گفتيم چرا خوان نعمت را جمع كنيم؟ چرا ما محروم بمانيم؟! (حالا شعارهاي روحاني در راستاي بهبود وضعيت معيشت مردم بماند.)
يك نفر هم در آن دستگاه عريض و طويل اعتداليها پيدا نميشود سطح خودزني اين توجيه را برايشان تشريح كند.
دولت روحاني با مقايسه خود با دولت احمدينژاد و با مخالفت با آن دولت هويت يافت و بيراه نيست كه بگوييم اگر آن دولت سابق نبود، اين دولت شايد حتي در شكلگيري خود نيز دچار مشكل بود. اين قياس و ملاك قرار دادن دولت پس از انتخابات نيز شديداً دنبال شد. هر انتقادي به دولت شد، گفتند از دولت قبل مانده و نتايج عملكرد دولت قبل است و اصلاً آن دوران آنقدر سياه بوده و آنقدر ايران ضرر ديده كه تا سالهاي سال امكان جبرانش وجود ندارد و ما همهاش مشغول آواربرداري هستيم!
اين انداختن همه تقصيرات به گردن دولت قبلي، باعث ميشد افكار عمومي اين سؤال را از خود بپرسد كه حتي در صورت درستي ادعاهاي دولتمردان يازدهم در مورد وضعيت به جا مانده از دولت قبل، آيا دولت روحاني هنگام سر دادن شعارهايي نظير حل مشكلات مردم در 100 روز و دادن وعده و وعيدهاي بهبود وضعيت معيشتي، از نتايج عملكرد دولت سابق بياطلاع بوده و بدون بررسي وضعيت به جامانده از دولت قبل اين وعدهها را داده است؟! اين سؤال پاسخ روشني از سوي دولتمردان دريافت نكرده است.
البته اين سطح توجيه براي بسياري از حاميان دولت اقناعكننده است، آنها علاقهاي ندارند فكر كنند اگر قرار بود روال دولت احمدينژاد پيش رود، چرا به روحاني رأي دادهاند و آيا سه سال وقت براي تغيير يك مصوبهاي كه حقوقهاي نجومي به مديران ميدهد، براي دولتي كه دلسوز مردم است و خزانهاش هم مثلاً خالي است، كافي نيست؟! پس نوبخت و جهانگيري و همكارانشان در دولت يازدهم همچنان ميتوانند به توجيه مبتذل خود ادامه دهند و حاميانشان هم برايشان سوت و كف بزنند!