قصه رقابتهاي ليگ قهرمانان آسيا داستاني متفاوت با بقيه رويدادهاي فوتبالي قاره كهن است. طي سالهاي اخير اين رقابتها تبديل به فرصتي براي كشورهايي شده كه در جام ملتهاي آسيا يا مسابقات انتخابي جامجهاني و المپيك مجالي براي عرض اندام ندارند.
هرچند ناكامي و شكست نمايندگان فوتبال ايران در مسابقات ليگ قهرمانان آسيا براي علاقهمندان به فوتبال امري عادي شده اما اتفاقي كه در جريان مرحله پليآف رقابتهاي 2016 افتاد نشان از واقعيتي ديگر داشت و آن اينكه فوتبال قاره كهن در حال پوستاندازي و ظهور قدرتهاي جديدي است كه با سرمايهگذاري در بخش باشگاهي كم كم خود را آماده قدرتنمايي در ردههاي ملي ميكنند.
ناكامي غولهانگاهي به رنكينگ فيفا به خوبي نشان ميدهد كه ايران، ژاپن و استراليا مدتهاست به عنوان قدرتهاي اول قاره در دنيا شناخته ميشوند اما حذف هر شش نماينده اين سه كشور (هر كدام دو نماينده) در مرحله پليآف ليگ قهرمان آسيا 2016 نشان داد كه عدم سرمايهگذاري دولت يا حتي دست كم گرفتن رقبا چه تبعاتي را ميتواند داشته باشد، هرچند كه استراليا در آخرين دوره جام ملتهاي آسيا با استفاده از امتياز ميزباني قهرماني را جشن گرفت اما نتيجه ضعف در رده باشگاهي در همان مسابقات به وضوح در تيمهاي ايران و ژاپن ديده شد؛ ضعفي كه به طور حتم گريبان استراليا را هم خواهد گرفت. غولهاي آسيا در ليگ قهرمانان قاره حرفي براي گفتن نداشتند تا ميدان براي قدرتنمايي ديگران باز شود.
قدرتهاي تازهدر آخرين دوره جام ملتهاي آسيا ظهور تيمي پرانگيزه، باطراوت و بابرنامه به نام امارات بسيار جالب توجه بود؛ اماراتي كه براي ايران دردسرساز شد، ژاپن را حذف كرد و در نهايت در عين شايستگي روي سكوي سوم رقابتها قرار گرفت. حالا همان امارات در مرحله يك چهارم نهايي ليگ قهرمانان آسيا دو نماينده دارد؛ العين و النصر. چينيها در اين راه بعد از امارات قرار دارند، آنها ميخواهند با بهرهگيري از دانش روز فوتبال دنيا خود را از سايه خارج كنند و چند سالي است كه با سرمايهگذاري در رده باشگاهي اين كار را شروع كردهاند. آنها هم دو نماينده در مرحله يك چهارم نهايي دارند؛ شاندونگ و شانگهاي. اما كره جنوبي، قدرت سنتي فوتبال آسيا وقتي ديد در رقابت در عرصه ملي ميدان را به ايران، ژاپن و استراليا واگذار كرده متوجه باشگاههايش شد و دور نيست كه با اين رويه درست دوباره در رده ملي نيز اوج بگيرد. اف سي سئول و چونبورك موتورز دو نماينده اين كشور در يك چهارم نهايي ليگ قهرمانان آسيا هستند. به جمع اين شش تيم اضافه كنيد الجيش قطر و لوكوموتيو ازبكستان را تا به واقعيت پوستاندازي فوتبال در قاره كهن بيشتر پي ببريد.
برتري فوقتصور شرقيهااز سال 2002 كه رقابتهاي ليگ قهرمانان آسيا به شكل جديد و تازه و امروزي خود شروع به كار كرده است تاكنون 13 دوره از اين مسابقات برگزار شده كه كشورهاي شرقي قاره با هشت دوره آمار قابل توجهي در آن دارند. اين هشت قهرماني بين كره جنوبي (4 قهرماني)، ژاپن(2) و چين (2) تقسيم شده، البته استراليا هم با يك عنوان قهرماني در اين ميان ديده ميشود. در مقابل كشورهاي غرب آسيا تنها چهار بار موفق به كسب عنوان قهرماني شدهاند كه سهم عربستان دو عنوان قهرماني و امارات و قطر هركدام يك بار بوده است. با توجه به سهم كشورها در هشت تيم پاياني رقابتهاي فصل 2016 بايد اذعان داشت كه احتمال قهرماني يك تيم از شرق آسيا به مراتب بيشتر است كه اين خود دليلي بر سلطه بيچون و چراي شرقيها بر فوتبال باشگاهي قاره است.
زنگ خطردر نهايت بايد به اين نكته اشاره كرد كه حذف نمايندگان دو كشور ايران، ژاپن و استراليا از گردونه رقابتهاي ليگ قهرمانان ميتواند زنگ خطري براي اين سه كشور در راه صعود به جامجهاني روسيه باشد. به طور حتم يك تيمملي قوي و پويا از دل باشگاههايي با همين خصوصيت بيرون ميآيد كه سه كشور اشاره شده در دوره اخير ليگ قهرمانان آسيا نشان دادند در سرمايهگذاري روي اين بخش ضعيف عمل كردهاند يا دلخوش به نتايج گذشته بودند كه همين امر نقطه آغاز افول فوتبال آنها ميتواند تلقي شود مگر آنكه اتفاق خاصي رخ دهد. البته در اين ميان ژاپن و استراليا حتماً برنامههايي براي جبران اين شكست و تحقير خود در فوتبال باشگاهي قاره خواهند داشت و فصل بعد با دستي پرتر وارد ميدان ميشوند ولي با توجه به سابقهاي كه از فوتبال ايران داريم چنين اتفاقي در حد محال است و همه دلخوش به جرقهها و ظهور ستارههايي زودگذر هستيم.