1- فرض اول اينکه رأي اصلاحطلبان و اعتداليون از اول همين قدر بوده است و مدعاي رسانههاي اصولگرا از اول مبتني بر واقعيت موجود اعلام شده است، اما طرف مقابل با غوغاسالاري درصدد مهآلوده کردن فضا و ايجاد فرصت براي خريد رأي مستقلها بوده است. لذا برآورد خود را به عنوان واقعيت، رسانهاي و اعلام نمودند.
2- فرض دوم اين است که رأي آنان بيشتر از 103 نفر است اما در خلوت خود به اين نتيجه رسيدهاند که لاريجاني معقولتر و جا افتادهتر است و در نظام هم بهتر ميتواند مسائل را دنبال کند.
3- فرض سوم اين است که بخشي از اين جماعت به تعبير کواکبيان معاملهگر هستند و طبق بررسيهاي خود به اين نتيجه رسيدند که سبد لاريجاني ميوههاي بهتري دارد و دنياي آنان را چربتر ميکند و شايد هم قول آن را گرفته باشند. لذا با عارف عکس ميگرفتند اما زنبيل را جاي ديگر گذاشته بودند.
4- فرض چهارم که بعد از فرض اول مهمترين فرضيه است، اينکه بخشي از اصلاحطلبان احساس کردند با آمدن عارف بايد فشارهاي اسلاف و پدرسالاران مشارکت و روشنفکران سکولار، جمهوريخواه، دموکراسيخواه و مشروطهخواه را براي عبور نظام ديني تحمل کنند و ممکن است منجر به رويارويي ناخواسته خودشان با نظام شود. لذا براي فرار از پرداخت هزينه بيمورد «مهرم حلال، جانم آزاد» را برگزيدند و از احتمال روندهايي مانند مجلس ششم پيشگيري کردند و از اول چراغ سبز خود را درون نظام روشن نگه داشتند.