دكتر فروهر فرزانه
استاد دانشگاه صنعتي شريفحدود 10 سال است دانشگاههاي بزرگ كشور با معضلات بزرگ مالي و منابع درآمدي از يكسو و كسري امكانات كالبدي از سوي ديگر روبهرو شدهاند، يعني منابع ماليشان كم است و زيربناها، آزمايشگاهها، خوابگاهها و فضاي ورزشيشان هم مشكل دارد. از طرف ديگر آموزش عالي شاهد رشد چشمگيري در جمعيت دانشجويي و تعداد مقالات است.
در توضيح اين مسائل بايد گفت كه تعداد دانشگاهها و مؤسسههاي آموزش عالي كشور از سال 57 كه در حدود چند 10 يا حتي حدود 100 مؤسسه بود، ظرف اين چند دهه به بيش از 3 هزار مؤسسه افزايش يافت. در سال57 تعداد دانشجويان كشور 150 هزار نفر بود و اكنون به حدود چهار و نيم ميليون نفر افزايش يافته است.
تعداد دانشجو و مؤسسهها زياد شده، ولي زيربناها و منابع اعتباري به اين نسبت افزايش نيافته است. در سال 57 سرانه دانشجويي نزديك به 20 هزار تومان بود و اكنون به بيش از 2ميليون تومان رسيده است. هر چند در ظاهر 100 برابر افزايش يافته، اما به نرخ ثابت، كمتر از يك دهم شده است، چون قيمتها به چند برابر رسيده و آموزش عالي ما با وجود گسترش سطحي، فقير شده است و همين موضوع موجب شده كه گسترش عمقي در اين زمينه صورت نگيرد.
تعداد مقالات علمي از سال 57 تاكنون رشد قابل توجهي داشته اما بايد گفت كه ما از نيروي دانشجويان تحصيلات تكميليمان به صورت سربازان پياده پژوهش بدون دستمزد بهره ميبريم. دانشجويان تحصيلات تكميلي ما بدون بورس و امكانات كافي براي آموزش عالي و اعضاي هيئت علمي كار ميكنند و اين گروه نيروي كار مجاني شدهاند كه داراي توليد علمي است.
بودجه آموزش عالي ايران در سال 57 از حدود سه تا سه و نيم ميليارد تومان به حدود چيزي حدود 6 هزار ميليارد تومان رسيده است، يعني بودجه آموزش عالي ايران به نرخ جاري تقريباً 2 هزار برابر شده، اما به نرخ ثابت، رشد نداشته است، بدين معنا كه اكنون 6 هزار ميليارد تومان، معادل 3 ميليارد تومان 37 سال پيش است، پس بودجه آموزش عالي ايران ثابت مانده، اما تعداد دانشجويان 30 برابر شده است. البته اين تعداد افزايش هم بيشتر در دانشگاههاي شهريهپرداز صورت گرفته است. با اين حساب چگونه ميخواهيم كيفيت را با 6 درصد سرانه 37 سال قبل حفظ كنيم؟ اين يك پرسش بزرگ است.