
پاي كفاشيان را در واقع عليآبادي به فوتبال باز كرد. رئيس تربيت بدني سابق كه نميتوانست صندلي رياست فدراسيون فوتبال را به دست گيرد، سر يك كل كل، كفاشيان را وارد بازي فوتبال كرد. خود كفاشيان در خصوص نحوه حضورش در فدراسيون فوتبال ميگويد: «سال ۸۶ قرار بود كه آقاي عليآبادي به عنوان رئيس فدراسيون فوتبال معرفي شوند اما بالاجبار كنار كشيد و من به عنوان تنها كانديدا ماندم و به صورت تحميلي و اشتباهي رئيس فوتبال شدم. جاي من در كميته ملي المپيك خوب بود ولي عليآبادي كه آن روزها رئيس سازمان تربيت بدني بود به من گفت شما صوري در انتخابات فدراسيون فوتبال شركت كن و بعد به نفع من كنار برو! ولي جريان برعكس شد و كميته انتقالي صلاحيت عليآبادي را تأييد نكرد و من شدم رئيس فدراسيون فوتبال!»
روابط بينالملل ضعيف و يكطرفه!يكي از بزرگترين شاهكارهاي كفاشيان در انتخابات كنفدراسيون فوتبال آسيا رقم خورد. در اين انتخابات، كفاشيان كه كانديداي عضويت در كميته اجرايي فدراسيون آسيا بود، به خاطر اينكه شانس نايب رئيس شدن سعيدلو رئيس سازمان تربيت بدني وقت را بالا ببرد، از كانديداتوري انصراف داد. درحاليكه بنهمام رئيس وقت كنفدراسيون فوتبال آسيا در سفر خود به تهران به طور خصوصي به سعيدلو يادآور شده بود كه شانسي براي انتخاب شدن به عنوان نايبرئيس AFC ندارد و بهتر است در اين انتخابات شركت نكند. او همچنين تأكيد كرده بود كفاشيان به احتمال ۹۹ درصد به عنوان عضو كميته اجرايي كنفدراسيون فوتبال آسيا انتخاب خواهد شد. اما كفاشيان بيتوجه به اين توصيه، انصراف داد تا در نهايت سعيدلو هم مقابل نماينده نپالي شكست بخورد و كرسي ۱۱ساله ايران در كميته اجرايي آسيا از دست برود. درحالي كه اين كرسي از زمان صفايي فراهاني در اختيار فوتبال ايران بود و دادكان هم در دوران رياستش در فدراسيون فوتبال، اين پست را براي ايران حفظ كرده بود. بعد از بن همام، شيخ سلمان روي كار آمد كه كفاشيان همواره به دوستي با او اشاره و افتخار ميكند. رفاقتي كه البته تنها در حرف بود و جز انتخاب فدراسيون ايران به عنوان بهترين فدراسيون فوتبال آسيا كه در داخل نيز انتخابي مضحك به نظر ميرسيد و پست تشريفاتي نايب رئيس منطقه آسياي مركزي چيزي براي كفاشيان و فدراسيون او به دنبال نداشت. اين مسئله بيش از همه زماني نمود پيدا كرد كه عربستان با ايران دچار چالش شد و به بهانه واهي عدم امنيت ايران، از حضور در ايران براي برگزاري بازيهاي جام باشگاههاي آسيا سر باز زد و روابط دوستانه كفاشيان به رغم آنچه كه تعريفش را ميكرد، نتوانست حق ايران را از سعوديها بگيرد و شيخ سلمان همانطور كه انتظار ميرفت از عربستان حمايت كرد.
ناكاميهاي سريالي تيمهاي مليبا يك انتخاب اشتباه در عزل و نصب دايي، كه كفاشيان در برنامه 90 اذعان كرد كه نه در انتخابش نقش داشته و نه در اخراجش، سپردن كار به مايلي كهن، مربي ناكام تيم ملي در مقدماتي جام جهاني 98 كه با بيانيههاي معروفش و وارد كردن واژههايي همچون «گروهبان قندلي» و «گنده باقالي» به ادبيات فوتبال ايران، جو را ملتهبتر كرد و سپردن كار به قطبي، مربي اورژانسي تيم ملي كه با شعار «دو كره را مثل كف دست ميشناسم» به ميدان آمد و كار به جايي نبرد، پرونده روياهاي جام جهاني2010 بسته شد. البته تيم ملي چهار سال بعد، راهي جام جهاني 2014 برزيل شد اما اين موفقيت نتوانست پوششي باشد بر ناكاميهاي پرتعداد فوتبال در دوران رياست كفاشيان. ناكامي در دو جام ملتهاي آسيا و صدالبته ادامه روند نزولي و شكست خوردگي تيم فوتبال اميد كه از دورههاي قبل به كفاشيان و فدراسيونش ارث رسيده بود و او هم نتوانست جلوي آن را بگيرد، علاوه بر دو ناكامي در جام ملتهاي آسيا براي تيمملي دو ناكامي در صعود به المپيك و دو شكست در بازيهاي آسيايي را نيز به كارنامه او اضافه کرد.
پرونده قطور کرد يكي از شاخصترين نقاط سياه پرونده كفاشيان، فساد در فوتبال است. فسادي ثابت شده كه پرونده قطور آن در مجلس نيز دست به دست و مهر تأييد بر آن زده شد؛ پروندهاي كه بارها پاي رئيس فدراسيون فوتبال را به خانه ملت كشاند اما كفاشيان هر بار در مقابل اتهامي كه به او زده شد خنده تحويل داد. راهكاري كه طي هشت سال گذشته هر بار برابر مشكلات فوتبال ارائه ميكرد. افزايش فساد اخلاقي، بالا و پايين شدن پولهاي ميلياردي در فوتبال، عدم شفافسازي در قراردادهاي بسته شده مربيان، پولهاي خارج شده از ايران به عنوان تنخواه تيمها، حضور افرادي در كنار تيمهاي ملي و در فدراسيون كه هيچ تعريف مشخصي از سمت آنها وجود نداشت و گفته ميشد دست راست و چپ كفاشيان هستند و شايعات مختلف منتصب به آنها از جمله مواردي بود كه كفاشيان هرگز پاسخ درستي به آنها نداد و در مقابل تنها يك چيز گفت كه فوتبال پاك است!
هرج و مرجهاي ريالي تصميمات اشتباه در دوران رياست كفاشيان در فدراسيون فوتبال يكي دو تا نيست. راهاندازي مسائلي از جمله منشور اخلاقي، كميته اخلاقي و نظير آنها از جمله علايق رئيس فدراسيون فوتبال بود كه با بهانههاي زيبا و كاربردي راهاندازي شد اما هرگز نتوانست تأثيري در ايجاد اخلاقمداري در فوتبال داشته باشد و در مقابل سكوتش برابر بياخلاقيها و اشتباهات محرز، راهي بود براي ترويج فسادهاي اخلاقي كه حالا فوتبال را در بر گرفته. علاوه بر آن، تصميمات اشتباهي كه در زمينه سقف قراردادها و سقف بودجه تحت عنوان نظارت بر پرداختيهاي باشگاهها به بازيكنان گرفته شد، ضربهاي مهلك به فوتبال وارد كرد و باعث رواج پولهاي زيرميزي، عقد قراردادهاي صوري و ورود پولهاي كلان و باز شدن باب قراردادهاي ميلياردي در فوتبال شد. آن هم از جيب بيتالمال و مردمي كه به دليل تحريمها، با مشكلات فراوان اقتصادي مواجه بودند. اما پول آنها به لطف تصميمات اشتباه و عدم نظارت درست كفاشيان و فدراسيون او به جيب فوتباليهايي سرازير شد كه مستحق آن نبودند.